پشت پرده پيشنهاد مذاكره

آمريكا مايل است با ايران مذاكره كند اما به صورت مشروط. اين خبري است كه طي دو سه هفته اخير خبرگزاري ها به نقل از منابع سياسي و ديپلماتيك آمريكايي منتشر كرده اند. ديروز هم در آستانه نشست -امروز- وزراي خارجه 1+5 در وين پيرامون برنامه هسته اي ايران، خبرگزاري فرانسه به نقل از برخي منابع ديپلماتيك آمريكايي -بدون ذكر نام- اعلام كرد آمريكا آماده پيوستن به مذاكره چندجانبه هسته اي با ايران است. چند ساعت بعد پيام رايس به ايران در اين باره منتشر شد.
چه اتفاقي در حال وقوع است؟ غرض از اين ابراز تمايل ها به مذاكره چيست؟ يعني چه كه از حدود 8-7 ماه پيش دولت آمريكا از طريق برخي منابع اروپايي يا عراقي دعوت به مذاكره مي كند و در اين پيغام و پسغام هاي غيرشفاف بر مذاكره اصرار مي ورزد اما در منظر افكار عمومي براي همان مذاكره اي كه التماس و اصرار به آن دارد، پيش شرط تعيين مي كند؟! و مثلاً آقاي بوش رئيس جمهور يا توني اسنو سخنگوي كاخ سفيد و ديگران اعلام مي كنند اگر ايران دست از غني سازي اورانيوم بردارد، آماده مذاكره هستيم وگرنه گفت وگويي در كار نخواهد بود؛ اين جان مايه و مضمون اصلي پيام رايس هم هست. يا مثلاً جان بولتون نماينده آمريكا در سازمان ملل عنوان مي كند كه مدل ليبي الگوي مناسبي براي «بهبود روابط» با ايران است.
آيا آمريكا دنبال مذاكره درباره جنجال هسته اي است كه عليه ما ساخته يا مايل به مذاكره درباره مسائل عراق است؟ هدف از ادعاي مذاكره چيست؛ مذاكره در فضايي توأم با احترام براي بهبود روابط و كاستن از تنش ها؟ اگر اين گونه است چرا در حركتي تبليغاتي اصرار دارد كه اعلام كند در كنگره خود بودجه براي حمايت از جريان اپوزيسيون برانداز به تصويب رسانده و چرا از تجزيه طلبي و آشوب در ايران -به همراهي رژيم توني بلر- پشتيباني مي كند؟ آمريكا در كدام وضعيت و با كدام ابتكار عمل ها يا تنگناها و مخمصه هامواجه است؟ ظاهراً چند هدف در اتخاذ تاكتيك اخير به هم تنيده شده است:
1- خبرگزاري فرانسه ديروز از قول ديپلمات ها خبر داده «واشنگتن در صورتي به مذاكرات چندجانبه با ايران مي پيوندد كه روسيه و چين در صورت مخالفت تهران با محدود كردن اهداف هسته اي- در ازاي مشوق هاي پيشنهادي اروپا- با تحريم عليه ايران موافقت كنند... آمريكا براي كسب حمايت روسيه پذيرفته كه مسئله تهديد فوري اقدام نظامي عليه ايران از قطعنامه شوراي امنيت حذف شود و قطعنامه در حد بند 41 فصل 7 منشور سازمان ملل (تحريم اقتصادي) صادر شود.»
پس از يك نظر، غرض از ابراز تمايل به مذاكره، واداشتن چين و روسيه به دور زدن معاهده ان پي تي و گزارش مثبت بازرسي هاي گسترده آژانس از تأسيسات اتمي ايران است كه هم قانوناً حق را به ايران داده و هم بر سلامت فعاليت هاي هسته اي آن تأكيد كرده اند. وگرنه چين و روسيه مي دانند طبق حقوق بين الملل و در قضاوت افكار عمومي، ايران كوچك ترين تخلفي مرتكب نشده و نفس گزارش پرونده ايران به شوراي امنيت از سوي شوراي حكام، زير علامت سؤال جدي است چه رسد به اعمال تحريم عليه ايران به استناد بند 41 فصل7 منشور سازمان ملل.
پس تا اينجاي قصه، بحث بر سر مذاكره با ايران نيست بلكه فريب روسيه و چين مطرح است.
2- اروپايي ها به ويژه انگليس طي 3سال گذشته كوشيده اند مذاكرات هسته اي را به موضوعي تحت عنوان «ضرورت ارائه تضمين امنيتي از سوي آمريكا به ايران» پيوند دهند و ورود آمريكا به مذاكرات هسته اي هم بر مبناي همين ادعا انجام مي گيرد متأسفانه در اين اقدام شيطنت آميز، البرادعي مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز بعضاً همراهي كرده است. آنچه كه در اين مغالطه القاي قطعيت مي شود، اين است كه اولاً برنامه هسته اي ايران نظامي است و اين كشور مي خواهد بمب اتمي بسازد تا امنيتش تضمين شود - چرا كه ادعا مي شود ايران اگر تضمين امنيتي از آمريكا بگيرد نياز به غني سازي و فناوري اتمي ندارد!- ثانياً ايران اساساً در موضع ضعف بي ثباتي و ناامني است و مايل است از آمريكا تضمين امنيتي بگيرد.
نفس اين ديالوگ، تلاش براي جاانداختن خطرناك بودن برنامه هسته اي ايران است و در تكميل آن -گويي كه بازي پاس و آبشار باشد- كساني چون كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكاطي هفته هاي گذشته اعلام كردند كه «صحبت از اعطاي تضمين هاي امنيتي از سوي آمريكا به ايران عجيب است... ايران بانك مركزي تروريسم است و از گروه هايي نظير حزب الله و حماس ]منتخب رسمي دموكراتيك مردم فلسطين براي اداره دولت جديد[ حمايت مي كند و به خشونت در عراق دامن زده است. در چنين وضعيتي مسلماً صحبت كردن درباره اعطاي تضمين هاي امنيتي عجيب است. موضوع ديگري كه من آن را درك نمي كنم، اين است كه اگر برنامه اتمي ايران غيرنظامي است ديگر چه نيازي به تضمين هاي امنيتي». يعني با نحوه تمهيدي كه اروپايي ها- با محوريت انگليس- مي چينند، فضا براي تبليغات آمريكا فراهم مي شود مبني بر اين كه الف: چگونه مي توان به ايران حامي تروريسم تضمين امنيتي داد. ب: پيداست كه برنامه اتمي آنها نظامي است و الا نيازي به تضمين امنيتي نبود!؟
همچنين بايد توجه داشت مجموعه اين هم پوشاني تبليغاتي از سوي آمريكا و اروپاي غربي، به اصطلاح زدن توي سر جنس است. يعني اين آمريكاست كه اكنون به اعتبار اشغالگري، مزدورپروري، آدم كشي، زورگويي، جنايت و خيانت در كشورهايي نظير افغانستان، عراق و... از حداقل امنيت و ثبات برخوردار نيست و در موقعيت كاملاً ضعيف، متزلزل و بي ثبات به لحاظ جايگاه تعامل يا تقابل با ايران ايستاده اما مي كوشد با ترفند و جنجال تبليغاتي، موقعيت و موضع ايران را متزلزل نشان دهد و ادعاي دادن امتياز كند.
آمريكايي ها براي تحميل همين توهم و خيال به ذهن سياستمداران ايراني بود كه با همداستاني انگليس، به دور جديد ايجاد تشنج و آشوب و گروگانگيري در مناطق مرزي و دامن زدن به مشاجرات قومي روي آوردند تا مگر به ايراني ها حالي كنند كه تضمين امنيتي مي خواهند و خود نمي دانند! نيازمند كنار آمدن و تن دادن به فشارهاي آمريكا- كه هر روز به خاطر مقاومت ايران، اسباب تمسخر بيشتر را فراهم مي كند- هستند و حالي شان نمي شود!
با همين مقصود بود كه تعمداً خبر جلسات توجيهي فعالان اپوزيسيون با بلر و بوش را منتشر كردند تا القا كنند كه خطر خيلي جدي است همچنان كه خبرهاي مربوط به قول و قرارها با گروهك منافقين مبني بر به رسميت شناختن آنها را منتشر كردند و الا آنها بهتر از ما مي دانستند كه اپوزيسيون رنگ به رنگ، زهوار در رفته تر و فرتوت تر از اين حرف هاست.
3- ته اين قصه پر گره و ابهام چيست؟ اجازه بدهيد به دو تحليل استناد كنيم. نوام چامسكي تحليلگر و انديشمند آمريكا به تازگي درباره سياست هاي دولت نومحافظه كار بوش كتابي نوشته تحت عنوان «دولت شكست خورده» كه گزيده اي از آن را روزنامه اينديپندنت منتشر كرده است:
«اكنون رسيدن به اهدافي كه قرار بود آمريكا در عراق به دست آورد، به شكل بسيار فزاينده اي سخت شده است. دستاورد آمريكا حتي با چشم انداز بدتري همراه خواهد بود. اگر شيعيان ايراني، شيعيان عراقي و مسلمانان در عربستان در منطقه اي كه كنترل يكي از نواحي نفت خيز جهان در آن واقع است، در اتحاد با هم باشند، وضعيت از اين هم بدتر مي شود .اگر ايران از اين نااميد شود كه اروپا نمي تواند مستقل از آمريكا عمل كند وضع بدتر هم خواهد شد. ... در اثناي سفر مقتداصدر به تهران، او هشدار داد كه نيروهاي شبه نظامي اش در صورت تهديد عليه ايران، از اين كشور دفاع خواهند كرد. در اين صورت عراق هم تبديل به زمين بازي خواهد شد و شيعيان عراق عليه آمريكا وارد عمل خواهند شد.»
نقل قول دوم از سايت ضدانقلابي روزنت است . دكتر احمد قريشي آخرين رئيس دانشگاه ملي (شهيد بهشتي) در رژيم طاغوت كه پس از انقلاب به آمريكا رفت و طي بيست سال به تدريس در دپارتمان امنيت ملي مدرسه عالي نظامي Post Graduate School Naval) پرداخت . روز نت از قول وي مي نويسد «مذاكره آمريكا با ايران زمينه دارد. با تمام حرف هايي كه آمريكا مي زند هدف اصلي اش اين است كه از عراق بيرون بيايد و اين بيرون آمدن تقريباً بدون توافق با ايران خيلي مشكل است. خيلي ها در آمريكا مثل سناتور بايدن و هنري كيسينجر مي گويند بايد راه مذاكره را باز كنيم... در بحث تغيير رژيم ايران، آمريكا به مرگ گرفته كه به تب راضي شود. آنها اين هدف را انكار نمي كنند و مي گويند همه گزينه ها روي ميز است اما در عين حال آدم هاي بانفوذ در آمريكا مي گويند تغيير رژيم ايران خيلي مشكل است... آمريكا بيشتر از آن كه هدفش تغيير رژيم باشد، تغيير رفتار رژيم است. مي خواهد آنقدر رژيم را بترساند كه خودش تغيير روش بدهد تا باعث شود ايران مثلاً سر مسئله اسرائيل كوتاه بيايد.»
به عبارت ديگر، دولت بوش كه بحران چند ضلعي امنيتي، حيثيتي و ديپلماتيك دارد، مي كوشد با وارونه و مقلوب ساختن تصوير و تصورهاي موجود از عرصه روابط بين الملل و اوضاع خاورميانه و جايگاه ايران، كشورمان را در موضع ناامني و بي ثباتي و تهديد و ترس نشان دهد. هم دنيا را از ما بترساند و هم ما را از لولوي كاخ سفيد.
4- آيا بايد در بازي و فضايي كه دشمن با ترفند مي چيند، عمل كنيم يا نه، ابتكار عمل را به دست بگيريم؟ قبلاً هم در اين باره نوشته ايم.
اينكه امثال آقاي سولانا بگويند ايران يا بايد مشوق هاي- بي ارزش و بي پشتوانه- ما را بپذيرد يا اينكه معلوم مي شود برنامه اتمي اش غيرصلح آميز است، پاسخش اين است كه اگر نفس غني سازي تهديد است، شما هم در چارچوب يك معاهده جمعي و جهاني در فرانسه و انگليس و آمريكا و... بپذيريد كه غني سازي را مطلقاً متوقف كنيد و به خلع سلاح هسته اي معطل در اين چند دهه گذشته - با نظارت مراجع بين المللي نظير آژانس و سازمان ملل- تن دهيد چرا كه بيشترين جنايت ها و بيشترين توسل ها به سلاح هاي كشتارجمعي در چند دهه گذشته از سوي همين چند دولت اروپايي و آمريكايي انجام گرفته است. ضمن اينكه اگر دولت بوش رسماً تعهد مي كند كه از مجموعه رفتارهاي ضد انساني خود در خاورميانه پشيمان است و مي خواهد از رژيم ايالات متحده اعاده حيثيت كند، مي توان با هماهنگي ملت ها و دولت هاي منطقه چاره اي انديشيد كه نظاميان اشغالگر آمريكايي براي خروج از عراق و افغانستان تضمين امنيتي داشته باشند، همچنان كه هنگام خروج ارتش شوروي كمونيستي از افغانستان پيش آمد.
به هرحال طلب ترحم، گدايي امنيت و حيثيت و احترام از دست رفته، با گارد پررويي و طلبكاري و تلاش براي كوچك نشان دادن جايگاه طرف مورد مسئلت، امكان پذير نيست.
محمد ايماني

/ 0 نظر / 5 بازدید