خبر و ضد خبر

دعواي «سنت و مدرنيسم» از ابتدا با اين انگاره مطرح شد كه اين دو در تقابل با يكديگرند و از اين رو سنت گرا مدرن نمي شود و مدرن سنت گرا نمي گردد. بعد مردم كه طبعاً به همه زواياي - به ظاهر- فلسفي بحث دقت نداشتند در سر دو راهي سنت و مدرنيسم بايد راه خود را مشخص مي كردند. در اين بين حداقل براي فارغ التحصيلان دبيرستانها، دانشگاهها و ... شكي نمي ماند كه بايد در جبهه مدرنيسم باشند و براي گروه ديگري از محصلين كه در مدارس غير امروزي به تحصيل مشغول بودند چاره اي نمي ماند جز اينكه در طرف سنت قرار گيرند. اندك اندك اين دو طيف عليه يكديگر وارد عمل شدند و البته همواره طرف پيروز مدرن ها بودند و اساساً به محض طرح بحث از اين نقطه و لو اينكه -به اصطلاح- سنت گراها خيلي قوي هم ظاهر مي شدند بازنده بودند چرا كه به هر حال پاي مدرن (امروزي) بودن ورقه طرف مقابل امضا گذاشته بودند. اين همه در حالي بود كه اساساً ماجرا از يك مغلطه كلامي -با ظاهر فيلسوفانه- آب مي خورد.
همين ماجرا در مورد دعواي بنيادگرايي و ميانه روي، عقل گرايي و سنت گرايي، تجربه گرايي و سنت گرايي، اصولگرايي و اصلاح طلبي و چندين دعواي ديگر نيز صدق مي كند و در همان حال همه اين دعواها از همان مغلطه كلامي ناشي مي شود.
اين روزها يك پديده مبارك در كشور همسايه ما اتفاق افتاده كه فساد اين نوع نگرش كلامي را بر ملا كرده است. حزب اسلام گراي رجب طيب اردوغان اسلام گرايي را با پيشرفت اقتصادي در هم آميخته و در هر دو صحنه به موفقيت بالايي دست يافته است. اين ماجرا سبب دستپاچگي فراوان غرب و بخصوص آمريكا شده است تا جايي كه ريچارد پرل- معمار جنگ عليه عراق- اروپا را متهم كرده است كه لائيك ها و ارتش تركيه را در ميان گرداب اسلام گرايي رها كرده است. برهمين اساس به نظر مي آيد غربي ها و دنباله هاي منطقه اي آن ها در تكاپوي راه انداختن يك جريان سياسي مذهبي به قصد مهار گذاشتن بر روند خيزش اسلام گرايان برآيند از اين رو به نظر مي آيد:
1- اسلام گرايي در منطقه با آمريكا ستيزي- و نفي استيلاي غرب- پيوند ناگسستني دارد كما اينكه مؤسسه نظرسنجي آمريكايي «پيو» در جمعبندي نظرسنجي خود نوشته بود: تركيه ضد آمريكايي ترين كشور جهان است» بر همين اساس نمي توان ماهيت استقلال طلبانه حركت اسلام گرايي در تركيه- و در ساير كشورهاي منطقه- را ناديده گرفت. اين استقلال طلبي نوعي رجوع به هويت ملي كه طي دهه هاي گذشته انكار شده است مي باشد. با توسعه طلبي غربي ها ناسازگار خواهد بود و فضاي جديدي- مبتني بر جنگ سرد- بر روابط اروپا و جهان اسلام حاكم مي كند.
2- بزرگترين چالش غرب و لائيك ها با نظام سياسي جديد تركيه اين است كه آنان ديگر نمي توانند اسلام گرايي را در آن سوي بهبود معيشت مردم تعريف كرده و روي آن مانور دهند. رجب طيب اردوغان- و بطور كلي اسلام گراها- در فاصله كوتاه سالهاي 75 تا 86 شمسي از يك سو نهال حكومت گرايي مؤمنان تركيه را چنان آبياري كرده اند كه هيچ قدرتي ياراي برهم زدن آن را ندارد و از سوي ديگر در همين دوره كوتاه و بخصوص در دوره 5/4 ساله دولت اردوغان رشد منفي اقتصاد، رشد فزاينده بيكاري و شكاف طبقاتي را كنترل كرد (در دوره اردوغان رشد اقتصادي از 5/2 درصد در دوره لائيك ها به 7 درصد، نرخ بيكاري از 26 به 12 درصد و فاصله دهك اول با دهك آخر با 300 درصد كاهش بهبود يافته است). اين در حالي است كه طي دهه گذشته غرب روي مخرب بودن حكومت اسلام گراها مانور كرده است.
دقيقاً از همين زاويه غربي ها از موفقيت احمدي نژاد در اهداف و شعارهاي خود وحشت دارند. اگر رئيس جمهور اسلام گراي ايران همزمان با استوار كردن دستاوردهاي خود در زمينه انرژي هسته اي و پايداري در شعارهاي ضدنظام سرمايه داري و صهيونيستي، جامعه ايران را ازنظر اقتصادي متحول نمايد به گونه اي كه غرب ستيزي و رفاه عمومي دوروي يك سكه شوند ضربات سنگين و تكرارشونده اي بر پيكر غرب وارد مي شود.
برهمين اساس «ايكنارسوند» يكي ازغرب گرايان تركيه به اروپايي ها انذار مي دهد كه «مبادا دمكراسي تركيه- و پيروزي اسلام گراها ازطريق آن- را يك استثنا تصور كنند، برخلاف تصوير غرب، دمكراسي تركيه اي يك استثنا نيست چراكه داراي استاندارد و قواعد قابل تكرار است.»
3-راه اندازي يك جريان خشن به قصد به محاق راندن جريان نرم- اسلام گرايي انتخاباتي- كاملاً قابل تصور است. غرب درجهان اسلام نيروهايي دارد كه مي تواند با رنگ مذهبي به اين توطئه جامه تحقق بپوشد. برهمين اساس بايد بسيار دقت كرد تا مبادا به دام اين توطئه بيفتيم. بعنوان مثال به اين مورد توجه كنيد: يك خبر بسيار حساس و نگران كننده منتشر مي شود: گفته مي شود به تازگي نسخه هايي از فتاواي «6نفر از علماي وهابي عربستان و كويت در منطقه شرقي عربستان سعودي توزيع شده كه آنان خواستار انهدام ضريح ها و قبور شده و بخصوص روي تخريب ضريح امام حسين،امام علي، حضرت عباس و حضرت زينب (عليهم السلام) تأكيد شده است». بعد در تكمله اين خبر افزوده اند: «حدود 4ماه است كه اين گزارش ها به همراه نقشه هاي تروريستي تجاوز به بقاع متبركه دراختيار نيروهاي امنيتي عراق قرار گرفته و بسيار موثق به نظر مي رسند». طبيعي است كه اين خبر با سرعت برق و باد در ميان هواداران اهل بيت- اعم از شيعه و سني- بپيچد و خون ها را به جوش آورد به گونه اي كه طي دو هفته اخير- كه از آغاز انتشار اين خبر مي گذرد-ده ها بيانيه، فتوا، سخنراني، مقاله و حتي راهپيمايي عليه اين ماجرا و در دفاع از عتبات عاليات صادر شده است كه البته جاي تحسين هم دارد. هركس با نگاه اول به موضوع ترديد نمي كند كه چنين فتوايي توسط علماي وهابي سعودي و كويت صادر شده است، چرا كه آنان پيش از اين و از آغاز پيدايش قايل به برچيدن حرم هاي مطهر بوده اند و حتي در مواردي به اين كار مبادرت ورزيده اند. از سوي ديگر وابستگي آنان به محافل استكباري-آمريكا و صهيونيسم- صدور چنين فتاوايي را به قصد برهم زدن اتصال و اتحاد مسلمين مبرهن مي سازد. اما اگر كمي بيشتر تامل كنيم ماجراي ديگري مي بينيم!
ادعاي صدور فتواي علماي وهابي عربستان و كويت عليه عتبات شيعه اولين بار توسط سايت «نهرين نت» -وابسته به يك جريان غيرانقلابي در عراق- منتشر شده است و پس از آن- تا امروز- هيچ منبع موثق ديگري آن را تاييد نكرده و هيچ سند مكتوبي از فتواهاي ادعا شده به دست نيامده است. در همان حال همه رسانه هاي ديگر كه اين خبر را انتشار داده اند فقط به مطلب «نهرين نت» استناد كرده اند و تحقيق جداگانه اي روي موضوع صورت نگرفته است و اين در حالي است كه در خبر منتشر شده از سوي اين سايت نيز به عباراتي برمي خوريم كه غيرقطعي بودن آن را روشن مي نمايد، مثل: «به تازگي»، «نسخه هايي از فتاوا»، «گفته مي شود»، «حدود چهارماه»، «نيروهاي امنيتي عراق»، «تجهيزات امنيتي»، «نقشه هاي تروريستي» ، «كارمندان عربي پي برده اند»، «شيخ عبدالرحمن براك، شيخ ممدوح العربي، حامد العلي و... از جمله مفتياني هستند كه چنين فتواهايي صادر كرده اند». اما واقعاً به تازگي يعني چه زماني؟ نسخه هايي از فتاوا كجايند؟ از چه كسي «گفته مي شود»، حدود 4 ماه چه نسبتي با «به تازگي» دارد، منظور از «نيروهاي امنيتي عراق» كدام نيروهايند و تحت امر چه كسي هستند، كدام «تجهيزات امنيتي»، كدام «نقشه هاي تروريستي» «كارمندان عربي» از كدام كشور، حزب و مذهب به اين فتاوا پي برده اند، فتاواي شيخ... و شيخ... را چه كسي ديده است. هيچكدام از اين ها مشخص نيستند ولي طي دو هفته اخير به نگراني شديدي ميان دو طايفه برادر-شيعه و سني- دامن زده است. در اين ميان هيچ پرسيده نشد كه مگر سني هاي عراق در طول 14 قرن در كنار شيعيان پاسدار حريم ائمه اطهار(ع) و خاندان پيامبر (ص) نبوده اند مگر حالا اين شيعه ها و سني ها تغيير عقيده داده اند و مگر بازيچه 4 نفر عالم وهابي اند كه تا يكي در رياض در شيپور دميد در كربلا و نجف توفان بپا شود؟ و در ميان امواج التهاب آميز تبليغات وهم آلود پرسيده نشد كه مگر وهابي ها چند درصد امت بزرگ اسلامند كه دائر مدار سرنوشت شيعه و سني باشند آيا 72ميليون مردم تركيه، 50 ميليون مسلمان در مصر، 26 ميليون مسلمان در عراق و... پشيزي براي جاهلان وهابي ارزش قائلند كه حالا با فعل و قول آنان به حركت درآيند يا از حركت بازايستند.
4-نقش ايران در پيروزي اسلام گرايان-كه اين روزها يا انكار مي شود و يا مغفول مي افتد- بسيار اساسي است. از يك سو اسلام گرايي تركيه از موج اسلام گرايي برخاسته از انقلاب اسلامي ايران نوشيده و از سوي ديگر ايران در طول سالهاي گذشته بخصوص در دوره رجب طيب اردوغان كوشيده است تا بستر موفقيت منطقه اي آنان را هموار كند. در اين ميان مي توان به روابط گسترده اقتصادي دو كشور كه طي 5 سال گذشته به رشد 400 درصدي رسيده اشاره داشت و قرارداد بزرگ گازي بين ايران، تركمنستان و تركيه- كه خشم روسيه را برانگيخت- نمادي از آن به حساب مي آيد. در همان حال گفتمان عدالت گرايانه احمدي نژاد كه به يك موج منطقه اي تبديل شده به پيروزي حزب عدالت و توسعه اردوغان مدد زيادي رسانده است.
5- اصلاح طلبي اسلام گرايان تركيه- كه اين روزها اصلاح طلبان ايراني آن را تكرار نسخه ايراني معرفي كرده و اردوغان را همان مهندس بازرگان مي نامند!- با اصلاح طلبان ايراني دو مدل كاملاً متضادند. اصلاح طلبان اسلام گراي تركيه حاكميت و نظام سياسي تركيه را با اسلام و مردم آشتي دادند و جنس آن را به نفع اين دو دگرگون كردند. آنان ناهنجاري هاي نظام لائيك را با هنجار اسلام معالجه كردند، در حالي كه اصلاح طلبان ايراني تلاش كرده اند كه نظام و حاكميت مردمي و اسلامي ايران را به سوي ناهنجاري هاي لائيسم سوق دهند و آن را با نظام سلطه جهاني همسو نمايند و در واقع تلاش مي كنند تا نظام و حاكميت را از دست دين و مردم بربايند.
سعدالله زارعي

/ 0 نظر / 9 بازدید