چه كسي در پس اين معركه است

ناخدا افضلي، عضو شاخه نظامي حزب توده بود كه تا جايگاه فرماندهي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران نفوذ كرده بود. بعد از عمليات رمضان و در بازگشت او از جبهه به تهران، يكي از برادران كه در فرودگاه او را ديده بود، درباره عمليات سؤال كرد. ناخدا افضلي درحالي كه انگار قصد دارد راز مهمي را فاش كند، با حالتي نجواگونه به او گفته بود؛ «اوضاع خيلي وخيم است. ما در اين جنگ راه به جايي نمي بريم. ارتش عراق پشتوانه قوي و محكمي دارد و...» ... ساعتي بعد، شهيد صياد شيرازي كه در آن هنگام با درجه سرهنگي فرماندهي نيروي زميني ارتش را برعهده داشت، وارد فرودگاه شد و برادر مورد اشاره با نگراني درباره نتيجه عمليات رمضان از وي سؤال كرد. شهيد صياد شيرازي گفت؛ «البته به همه اهدافمان نرسيديم ولي صدها تانك و زره پوش دشمن را منهدم كرديم، بالاخره جنگ همين است و پيروزي نهايي با ماست.» وقتي پرسش يك ساعت قبل از ناخدا افضلي و پاسخ وي با شهيد صياد شيرازي در ميان گذارده شد، ضمن تكذيب اظهارات ناخدا افضلي با تعجب گفت؛ بعيد است يك فرمانده نظامي اينگونه سخن بگويد...
بعدها وقتي در جريان افشاي خيانت حزب توده -سال 1361- ناخدا افضلي به عنوان عامل نفوذي شوروي سابق و عضو شاخه نظامي حزب دستگير شد، ضمن اعتراف به جاسوسي از مأموريت خود براي تفرقه افكني بين مسئولان و مردم نيز پرده برداشت و درباره ظاهرسازي براي فريب ديگران از جمله تظاهر به خواندن نماز شب! و... نكات عبرت انگيز و درس آموزي گفت و...
ديروز، وقتي خبر سخنراني آقاي هاشمي رفسنجاني در حرم مطهر حضرت معصومه(س)، و تلاش عده اي براي به تشنج كشيدن اين مراسم منتشر شد، بلافاصله ماجراهاي عبرت انگيزي نظير داستان ناخدا افضلي كه شرح آن رفت، به ذهن نگارنده خطور كرد و سخن شهيد صياد شيرازي در گوشم زنگ زد كه گفته بود؛ «اينگونه اظهارات از يك فرمانده نظامي بعيد است»، چرا كه، ماجراي ديروز و داستان آن روز ناخدا افضلي صرفنظر از برخي حواشي، در مقايسه با متن و شرايط حساس ديروز و آن روز، با يكديگر شباهت عجيبي داشتند.
آن روز، اگرچه برخي از خودي ها درباره چگونگي پيشبرد جنگ و مسائل پيراموني آن سليقه هاي متفاوتي داشتند ولي همگان بر ادامه جنگ و مقاومت تا دفع خطر دشمن و حفظ ايران و انقلاب متفق القول بودند و هر ساز مخالفي را كه در اين عرصه نواخته مي شد، اقدامي از سوي ستون پنجم دشمن تلقي مي كردند كه هدفي جز، نمايش موهوم تفرقه در جبهه خودي و نهايتاً تضعيف اين جبهه در مقابل دشمن بيروني ندارد.
شرايط امروز هم دقيقاً مانند همان روزهاست و درگيري تمام عيار با دشمنان بيروني -كه هرگز متوقف نشده بود - همچنان ادامه دارد، ميدان درگيري اگرچه تغيير كرده ولي اين درگيري در جبهه اي غيرنظامي، با همان شدت و بلكه شديدتر از آن جريان دارد. و بازهم اتحاد و يكپارچگي ميان «مردم و مسئولان» و «مسئولان با يكديگر» ضروري ترين نياز اين روزهاست. بنابراين بدون كمترين ترديدي مي توان نتيجه گرفت، كساني كه ديروز با سردادن شعارهاي نامربوط و جنجال و هياهو، در پي تشنج آفريني در مراسم سخنراني آقاي هاشمي رفسنجاني بوده اند، اگر عامل مستقيم دشمن نباشند، فريب خوردگان كج فهمي هستند كه در هر دو حالت ساز قدرت هاي بيگانه را كوك كرده و در شيپور تبليغاتي دشمن دميده اند. به نكات زير توجه كنيد؛
1- شكل ماجرا در مقايسه با تجربيات گذشته از يك حركت حساب شده در شرايط ويژه كنوني حكايت دارد. با اين توضيح كه برنامه ريزان اصلي ماجراي ديروز -و نه الزاماً عوامل ميداني ماجرا- از وجود پاره اي اختلاف سليقه ها ميان آقاي هاشمي و برخي ديگر از جريان هاي خودي باخبر بوده اند و با اين تلقي كه اگر در مراسم سخنراني ايشان، تشنج آفريني كنند، اين حركت به حساب بخش ديگري از بدنه انقلاب نوشته خواهد شد، حركت ديروز را تدارك ديده اند. دقيقا ً شبيه اقدام منافقين كه برخي از مراسم را در پوشش افراد حزب اللهي برهم مي زدند! و ماجراي پارك لاله كه بعدها به آن اعتراف كردند فقط يكي از آن دهها و صدها نمونه است.
البته بديهي است كه مي توان به آقاي هاشمي انتقاد داشت و اين انتقاد را مطرح نيز كرد، اما تشنج آفريني مقوله اي ديگر است.
2- تشنج آفرينان ديروز مي دانستند كه برنامه سخنراني به طور مستقيم از سيماي جمهوري اسلامي پخش مي شود، بنابراين شعارها و هياهوي آنان علاوه بر انتشار در سطح كشور در ميدان ديد نامحرمان و حراميان بيروني هم قرار خواهد گرفت و به بيان ديگر اين تشنج آفريني مي تواند ماشين عمليات تبليغاتي و رواني دشمنان را به گونه دلخواه و مطلوب آنان تغذيه كند.
3- طي چند ماه گذشته و مخصوصاً چند هفته اخير، يكي از اصلي ترين محورهاي تبليغاتي آمريكا و متحدانش عليه ايران اسلامي، القاي وجود تفرقه در ميان «مسئولان با يكديگر» و «مردم و مسئولان» بوده است. تا آنجا كه، دامن زدن به تفاوت هاي قومي، غائله آفريني در دانشگاهها و... را با جديت و صرف هزينه هاي كلان دنبال كرده و مي كنند.
اكنون بايد پرسيد كه آيا تشنج آفرينان ديروز از اين نكته بديهي غافل بوده اند؟ به يقين پاسخ اين سؤال نمي تواند مثبت باشد.
4- ممكن است برخي از ساده انديشان به ظاهر موجه افراد تشنج آفرين استناد كنند كه بايد گفت؛ مگر ناخدا افضلي، براي تظاهر و فريب اطرافيان، نماز شب نمي خواند؟!
5- طي روزهاي اخير، حضور ميليوني مردم در سوگ خميني عزيز و بزرگداشت خاطره قيام 15خرداد، نمايش خيره كننده اي از اقتدار نظام اسلامي و پاكباختگي و يكپارچگي ملت و مسئولان در ادامه راه آن عزيز به ملكوت اعلي پيوسته، بود. سخنراني ديروز آقاي هاشمي در حرم مطهر حضرت معصومه(س) نيز بخشي از اين بزرگداشت بود. بنابراين، آيا ساده انديشانه نيست كه حركت ديروز را اقدامي حساب شده براي خدشه دار كردن اين اتحاد و يكپارچگي ندانيم؟! مخصوصاً آن كه روز قبل از آن، رهبر معظم انقلاب بر ضرورت اتحاد تاكيد ورزيده و مشخصات غيرخودي ها را به وضوح برشمرده بودند.
6- شهر مقدس قم، بعد از افتخار به وجود مرقد مطهر حضرت معصومه(س)، به وجود حوزه علميه و حضور مراجع، فضلا و طلاب علوم ديني مفتخر بوده و شناخته مي شود. بنابراين بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه بخشي از اهداف تشنج آفرينان ديروز، نسبت دادن اين حركت به طلاب فداكار و پاكباخته قم بوده است، كه خوشبختانه با هوشياري آنان و سردادن شعارهاي پرطنين در مخالفت با تشنج آفرينان، اين بخش از اهداف گروه يادشده، ناكام ماند و البته بعيد نيست برخي از آنان براي پاك كردن ردپاي خود تظاهر به هواداري از اين يا آن شخصيت حوزه كنند!
و اما، با توجه به نكات فوق ترديدي نيست كه تشنج ديروز در دشمني با نظام اسلامي تدارك ديده شده بود و عاملان را بايد در دو گروه زير جستجو كرد.
الف: افراد وابسته به آن سوي مرزها -چه مستقيم و چه با واسطه- كه با هدف مورد اشاره در بندهاي پيش گفته، دست به تشنج آفريني زده اند.
اين احتمال بسيار جدي است و اين روزها نمونه هاي مشابه و كشف شده آن در برخي از آشوب ها ديده و شناسايي شده است.
ب: يك جريان افراطي و مشكوك داخلي نيز مي تواند در ميدان اتهام باشد. جرياني كه زماني بدترين اهانت ها را نسبت به آقاي هاشمي روا مي داشت و مدتي بعد، به بهانه حمايت از نامزدي ايشان در انتخابات رياست جمهوري، بازهم سخيف ترين و زشت ترين نوع به اصطلاح حمايت از آقاي هاشمي را ارائه كرد، چرا كه اين جريان اولاً نشان داده است كمترين ارادتي به آقاي هاشمي ندارد. ثانياً؛ افراد اصلي اين گروه در جريان انتخابات اخير تاكيد كردند هاشمي نامزد مطلوب آنها نيست، بلكه براي ايجاد شكاف در حاكميت به حمايت از ايشان برخاسته اند، ثالثاً؛ نشانه هاي فراواني از وابستگي آنان -يا دستكم برخي از آنان- به كانون هاي بيروني در دست است. بنابراين، احتمال آن كه تشنج آفريني ديروز از سوي اين جريان تدارك شده باشد، دور از ذهن نخواهد بود. اگرچه هر دو احتمال، نتيجه واحدي دارد.
و بالاخره، احتمال آن كه كساني با كج فهمي، تفاوت سليقه خويش را تا مرز همصدايي با دشمن برجسته كرده باشند نيز قابل بررسي است كه در اين صورت چه آگاهانه و چه ناخودآگاه در پروژه تخريبي دشمن عليه نظام شركت كرده و يا به بيان ديگر در اين پروژه به كار گرفته شده اند.
حسين شريعتمداري

/ 0 نظر / 5 بازدید