در آستانه پيروزي بزرگ

جنگ رژيم صهيونيستي با حزب الله لبنان اينك وارد بيست وسومين روز خود شده است و اين طولاني ترين جنگ اين رژيم طي 58 سالي است كه از تاسيس آن مي گذرد. رژيم صهيونيستي وقتي در روز 21 تيرماه گذشته حمله را شروع كرد به شهروندان صهيونيست وعده داد كه ظرف سه روز تومار حزب الله را درهم مي پيچد، اما تاكنون اين اتفاق نيفتاده است و جالب اينجاست كه ديروز ايهود اولمرت نخست وزير اين رژيم گفت: «ما در آغاز روندي سياسي هستيم كه در نهايت در شرايطي كاملا متفاوت با گذشته به آتش بس منجر خواهد شد» و اضافه كرد: «تهديد حزب الله تا حد زيادي كاهش يافته است و ديگر مانند گذشته نيست.» اما حزب الله اظهارات او را با شليك حدود 400 موشك و افزايش برد موشك ها تا 70 كيلومتري و هدف قرار دادن منطقه جديد «بيت لشان» كه گرانترين مركز توريستي آنان بود، پاسخ داد و بي پايگي سخنان اولمرت بر مهاجران يهودي مشخص شد. اما در عين حال حزب الله در رزم زميني بخصوص پس از آن كه رژيم صهيونيستي تصميم گرفت با اعزام چندين لشكر، شكست خفت بار در بنت جبيل را جبران نمايد و از اين لحاظ 5 جبهه جديد در حد فاصل نقطه مياني مرز- عيت الشعب- تا شرقي ترين نقطه آن- كفركلا و عديسه- گشود، نشان داد كه مي تواند اسرائيل را با همه جنگ افزارهايش زمين گير كند و در اين نبرد هم اسرائيلي ها نتوانستند دستاوردي داشته باشند. اين موضوع مقامات آمريكايي را بر آن داشته است تا برخلاف درخواست دو هفته اي رژيم صهيونيستي، فقط از چند روز زمان براي ادامه نبرد سخن بگويند. تصويري كه اينك فراروي نظاميان اسرائيلي قرار دارد، تصوير شكست است. آنان از اين مي ترسند كه هيچ دستاوردي نداشته باشند. رژيم صهيونيستي به دنبال تصرف نواري به عمق دو و به طول حدود 40 كيلومتر در مرز ميان فلسطين و لبنان است كه دربرگيرنده نقاط مرتفع حد فاصل رود ليتاني تا مرز جنوبي لبنان باشد و تسلط آن را بر كل اين منطقه استراتژيك تضمين نمايد، بدون آن كه لزوما منطقه مذكور به تصرف درآمده باشد. آنان گمان مي كردند با بمباران شديد هوايي و استفاده از سلاح هاي پيشرفته و هلي كوپترهاي فوق مدرن آپاچي- كه هداياي آمريكا به رژيم صهيونيستي است- مي توانند چريك هاي حزب الله را تارومار كرده و آنگاه اين منطقه را به آرامي تصرف نمايند. اين البته فكر بكري بود و در جنگ ها به عنوان روش مطلوب از آن استفاده مي شد ولي اين كارها كه با شدت تمام انجام شد در «حزب الله لبنان» كارگر نيفتاد. وقتي اسرائيل نتوانست از سد چريك هاي حزب الله عبور كند، براي استراتژيست هاي نظامي رژيم صهيونيستي ترديدي باقي نماند كه با حزب الله و روش هاي آن به اندازه كافي آشنايي ندارند از اين رو در مورد سرنوشت ادامه نبرد دچار ترديد اساسي و اختلاف نظر زياد شدند. هلي برد نظامي در بعلبك و درخواست از مردم لبنان براي ترك بيروت نشان داد كه اين رژيم درپي آن است كه با صحنه سازي يك پيروزي دروغين را ترسيم كند و سپس براي قبول آتش بس اعلام آمادگي نمايد كما اينكه اظهارات اولمرت چنين برداشتي را تاييد مي كند. عمليات نمايشي و مايوسانه رژيم صهيونيستي كه به احتمال زياد با شدت بيشتر طي دو سه روز آينده ادامه پيدا مي كند طبعا پس از آن صورت گرفته است كه كارشناس هاي مختلف به مسئولان اين رژيم يادآور شده اند كه در اين جنگ امكان پيروزي اسرائيل وجود ندارد كما اين كه «چاك هيگل» عضو جمهوري خواه مجلس سناي آمريكا با اشاره به شكست رايس در سفر اخير به مالزي و فلسطين اشغالي و نيز شكست سفر قبلي او، از جرج بوش خواسته است نماينده ويژه اي نظير كالين پاول و جيمز بيكر را به منطقه اعزام كند تا اسرائيل را به پذيرش فوري آتش بس متقاعد نمايند. «هيگل» خود به رژيم صهيونيستي هشدار داد كه «عمليات نظامي به تنهايي باعث از بين رفتن حزب الله نخواهد شد.» روند كنوني جنگ و اظهارات كم و بيش رسمي آمريكايي ها و اروپايي ها نشان مي دهد آنان شكست اسرائيل در جنگ با حزب الله را سبب بروز تغييرات عمده در منطقه مي دانند. آنان معتقدند اگر حزب الله پيروز بيرون آيد ديگر آن حزب الله روز 12 تيرماه، روزي كه جنگ آغاز شده نيست، فرداي جنگ پيروز حزب الله، سيد حسن نصرالله در سطح بزرگترين «رهبر عربي» قرار خواهد گرفت و در آن حالت محور ايران، سوريه، لبنان و نيز عراق پيروز شده است و اين مي تواند كل منطقه عربي خاورميانه را دستخوش تحول اساسي كند. با اين وصف براي اين كه اين اتفاق نيفتد اسرائيل كه قرار بود در محور خاورميانه جديد آمريكايي قرار گيرد دچار بحران اساسي مي شود و تداوم حيات آن با ابهام جدي مواجه مي گردد. نه آمريكا، نه اروپا و نه رژيم هاي عربي قدرتمندتر منطقه و نه حتي روسيه و چين نمي خواهند چنين اتفاقي بيفتد چرا كه چنين خاورميانه اي را با منافع يك جانبه خود در تضاد مي بينند بر همين اساس هر كدام دست به كار شده اند تا اين اتفاق نيفتد. اما هر كدام روش خاصي را در پيش گرفته اند. روس ها - مسئولان، رسانه ها و احزاب آن- از ابتداي بحران و بخصوص پس از آن كه پيروزي حزب الله در جنگ مشخص شد، روي يك ادعا متمركز شدند: «دامنه اين جنگ به زودي منطقه را مي گيرد و آمريكايي ها بطور مرموزانه اي تلاش مي كنند تا پاي ايران و سوريه را به جنگ بكشانند و از طريق آن حساب چندين دهه خود رابا آنها تسويه كند.» پيام اين تبليغات - به ظاهر خيرخواهانه- اين بود كه ايران و سوريه دست از حمايت حزب الله بردارند و با رضايت دادن به خلع سلاح آن غائله را تمام كنند. اروپايي ها در اين ماجرا هر كدام حكايتي داشتند. فرانسوي ها به گمان اين كه اينك زمان طلايي براي آنان فرا رسيده است و از طريق بحران لبنان مي توانند به انزواي چند دهه خود در خاورميانه پايان دهند، دست به تحرك گسترده ديپلماتيك زدند، اعزام نخست وزير فرانسه به بيروت در روز سوم بحران و سپس اعزام وزير امور خارجه آن يك روز پس از فاجعه قانا و نيز طرح 8 ماده اي فرانسه و مخالفت ژاك شيراك با حضور نيروهاي ناتو يا ارتش لبنان -خواسته اي كه آمريكا و بعضي از كشورهاي اروپايي از آن سخن مي گفتند- در حد فاصل مرز دو كشور و پافشاري بر حضور نيروهاي نظامي- امنيتي سازمان ملل- با در دست داشتن اختيار شليك تير و افزايش تعداد آن تا سقف 20 هزار نفر- همه بيانگر آن بودند كه فرانسه دنبال احياي نقش تاريخي خود است. براي نيل به اين مقصود، طرح فرانسه جوري تنظيم شده بود كه همه طرف هاي درگير در منافع آن جايگاهي داشته باشند و البته سوگيري اصلي آن خلع سلاح حزب الله و از بين بردن هر گونه امكان، درگيري آنان با رژيم صهيونيستي بود. آمريكايي ها طي هفته گذشته بسيار كم تحرك بودند و اظهارات مقامات آن هم از انطباق كمي برخوردار بود. اين براي فرانسوي ها بسيار مطلوب بود. شايد آمريكايي ها كه به واسطه حمايت تند از اقدامات جنايت بار صهيونيست ها در طول بحران جاري و بخصوص وتوي پي در پي قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل، نمي توانستند نقش ميانجي را ايفا نمايند نيز به ايفاي نقش فرانسه براي حل بحران به گونه اي كه منافع صهيونيست ها را تأمين كند، رضايت دادند. اما از آن طرف ايتاليايي ها، اسپانيايي ها و تا حدودي آلماني ها تلاش كردند تا راه حل خاورميانه اي تري براي بحران بيابند از اين رو آنان روي نقش آفريني ايران و سوريه تأكيد كردند. اين سه كشور معتقد بودند كه توجه يك جانبه به مشكل اسرائيلي ها و بي توجهي به تهديدات فزاينده اين رژيم عليه كشورهاي منطقه و نيز بر جاي ماندن هزاران زنداني عرب در بازداشتگاههاي اسرائيل و نيز ميليون ها آواره فلسطيني نمي تواند موفقيتي به همراه داشته باشد. آنان براي برون رفت از بحران بر «راه حل جامع» تأكيد مي كردند ولي بايد در نظر داشت كه راه حل جامعي كه آنان از آن سخن مي گويند در واقع بازگشت به مذاكرات اسلو و مادريد كه به غلط به مذاكرات صلح خاورميانه موسوم شده است، مي باشد. اما حزب الله بي توجه به آنچه در «افواه» گفتگو كنندگان غربي و هم پيمانان آنان مي گذرد به نبرد جانانه با رژيم صهيونيستي ادامه مي دهد و آنان هستند كه در فرداي پيروزي نهايي- كه چند روز به آن مانده - است خواهند گفت ترتيبات امنيتي لبنان چيست و جايگاه لبنان در ساختار امنيتي منطقه كجاست. سعداله زارعي

/ 0 نظر / 6 بازدید