چشم انداز ۸۴

در تصويري كه از سال 1384 پيش روي داريم دو رخداد انتخابات رياست جمهوري و عبور از مراحل پاياني پرونده هسته اي كشورمان، پررنگ تر به نظر مي رسند و اين در حالي است كه برخي از پديده هاي ناهنجار نظير فساد، فقر، تبعيض، بيكاري، گراني و... نيز حضور آزاردهنده خود را از سال كهنه به سال جديد آورده اند.
اين تصوير از سال 84 اگر چه در نگاه اول، چندان خوشايند تلقي نمي شود و بيم آن مي رود كه پي آمد تخريبي ناهنجاري هاي يادشده در عزم و اراده ملي براي مواجهه با دو رخداد سرنوشت ساز امسال، دشواري و خلل جدي ايجاد كند، ولي در اين تصوير خطوط ديگري نيز قابل ديدن است كه از افق روشن پيش روي و آينده اي اميدواركننده خبر مي دهد. ديدن اين خطوط، به دقت در نظر نياز دارد و پي گيري آنها تا مقصود، محتاج به همت در عمل است...
و در اين باره بايد گفت؛
1- سال 1384 را در حالي آغاز مي كنيم كه اصولگرايي در پي سال ها غيبت، بار ديگر در برخي از كانون هاي سرنوشت ساز و سياست پرداز نظام كه مجلس شوراي اسلامي يكي از بااهميت ترين آنهاست بر كرسي تصميم نشسته و مردم كه از اصولگرايان شيفتگي خدمت ديده اند و نه تشنگي قدرت، گمشده چند سال گذشته خويش را يافته اند و با چشيدن طعم شيرين حاكميت اصولگرايان، به يقين افرادي بيرون از اين حلقه را در جايگاه رياست جمهوري آينده نمي پسندند و بر اين باورند كه حضور اصولگرايان در رأس و بخش هاي مختلف قوه مجريه با توجه به حوزه اختيارات و تراكم امكانات آن مي تواند بسياري از ناهنجاري ها نظير فساد، فقر و... را به هنجار آورده و يا در اين مسير به حركت اندازد.
اين فرصت طلايي كه نام واقعي آن «موهبت الهي» است اگر چه با آفت هاي احتمالي نيز روبرو خواهد بود ولي بروز اختلاف در ميان نامزدهاي اصولگرا كه به نمايندگي از توده هاي گسترده اين طيف به صحنه آمده اند خطرناك ترين آفت آن است. و از آنجا كه اصولگرايي در مالكيت هيچ حزب و گروهي نيست، كمترين بي توجهي در حفظ وحدت و انسجام اصولگرايان، از سوي هركس و در هر جايگاهي كه صورت پذيرد، اگر خيانت در اين امانت الهي تلقي نشود، به يقين، اعتماد به اصولگرا بودن اختلاف كنندگان و كساني را كه براي حل اين اختلاف پا پيش نمي گذارند، زيرسؤال مي برد.
2-مواجهه با رخدادهاي سرنوشت ساز سال 84 در حالي است كه اين روزها، آمريكا و متحدانش به عنوان اصلي ترين و جدي ترين دشمنان بيروني جمهوري اسلامي ايران و مردم اين مرزوبوم در ضعيف ترين دوران تاريخي خود قرار دارند تا آنجا كه هنري كيسينجر، صهيونيست كهنه كار و بسياري ديگر از استراتژيست ها و صاحبنظران اثرگذار غربي، احتمال ورود آمريكا به فاز قوس نزولي قدرت را نه فقط دور از ذهن نمي دانند بلكه برخي از آنان براي اثبات اين نظريه، شواهد و قرائن و دلايل قابل توجهي نيز بر مي شمارند... و شرح اين ماجرا مفصل تر از محدوده اين نوشته محدود است.
البته مقصود اين نيست كه آمريكا و متحدانش دست از توطئه برداشته اند و اولويت براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران را از استراتژي خود حذف كرده اند، و نيز، نبايد دشمن را دست كم گرفته و از توطئه هايي كه در آستين دارد، غافل بود، زيرا، بعيد نيست آنان كه به آخر خط رسيده اند، به سيم آخر زده و ديوانگي كنند و... مي گويند، شخصي كه در مسابقه كبوترپراني شركت كرده بود، به جاي كبوتر، با خود الاغي را به همراه آورده بود. به او تذكر دادند كه در اين مسابقه، كبوترها را پرواز مي دهند، الاغ كه اهل پرواز نيست! و او در پاسخ گفت؛ بله... مي دانم! ولي اين حيوان كه با خود آورده ام، «خر» است، اين چيزها را چه مي داند؟ يك دفعه ديدي پريد!!... و براي مقابله با اينگونه حماقت ها بايد آماده بود.
3-علي رغم رجزخواني آمريكا و متحدانش عليه ايران اسلامي كه يادآور ماجراهاي احمقانه دون كيشوت است و برخلاف همراهي دنباله هاي داخلي و منطقه اي آنها با اين عمليات رواني كه ترساندن ايران اسلامي با هدف تن دادن به خواسته هاي نامشروع آمريكا و متحدانش را دنبال مي كنند، بسياري از شواهد و قرائن موجود، از جمله دو نكته فوق الذكر، حكايت از آن دارند كه اين روزها جمهوري اسلامي ايران و مردم پاكباخته و شريف آن در يكي از بهترين شرايط براي حركتي سرنوشت ساز و جهش گونه قرار دارند. شرايطي كه هرچند به دليل عظمت و برجستگي آن، از حساسيت ويژه اي نيز برخوردار است و كمترين غفلت و كم توجهي در بهره گيري از اين زمينه مساعد مي تواند، آسيب هاي غيرقابل جبران -و يا، به سختي قابل جبران- را در پي داشته باشد.
4-امسال را رهبر معظم انقلاب، سال «همبستگي ملي و مشاركت عمومي» ناميده اند و اين، در صورت تحقق -كه اميد فراواني به آن هست- كليد حل مشكلات و رمز عبور از عقبه هاي پيش روي است كه با نگاهي حكيمانه و دقت نظر در شرايطي كه با آن روبرو هستيم انتخاب شده است.
همبستگي، ترجمان ديگري از همدلي و همراهي است و همدلي مردم و مسئولان در ميان خود و با يكديگر، هنگامي دست يافتني است كه اهداف مشتركي در ميان باشد، درجه اهميت و نقش تعيين كننده اين اهداف مشترك بايد در حد و اندازه اي باشد كه همگان براي تحقق آن با ميل و رغبت و به آساني از منافع شخصي و انحصاري خويش بگذرند. و بديهي است كه اگر اين اهداف، در راستاي منافع يك گروه يا طيف خاصي تعريف شده باشند، همراهي مردم با آن، نه قابل انتظار است و نه معقول.
نگارنده بر اين باور است كه رهبر معظم انقلاب با نگاه تيزبين و الهي خويش اهداف بلندي را در افق پيش روي نشانه رفته اند و براي رسيدن به اين اهداف -كه گستره آن در اولين گام تمامي مردم ايران و در نهايت، تمامي دنياي مظلومان را فرا مي گيرد- اكسير گره گشاي «همبستگي ملي» را ارائه فرموده اند. با اين برداشت
-كه تنها همين برداشت با بينش و منش بلندمرتبه ايشان همخواني دارد-، تابلوي سال همبستگي ملي و مشاركت عمومي، «سنگ نشاني» است كه «ره گم نشود» و همگان، خصوصاً مسئولان محترم نظام وظيفه دارند مقدمات و شرايط لازم براي تحقق همبستگي ملي و مشاركت عمومي را فراهم آورند و موانع آن را برطرف سازند.
به عنوان مثال، افزايش «ثروت عمومي» و «تأمين امنيت» مي تواند از جمله اهداف تعريف شده براي همبستگي ملي باشد ولي چنانچه اين ثروت عمومي، به طور عادلانه توزيع نشود و يا «امنيت» تنها گروه و افراد خاصي را شامل گردد، توده هاي مردم انگيزه اي براي همراهي با مسئولان به منظور دستيابي به اين اهداف نخواهند داشت، چرا كه، با وجود پديده هاي ناهنجاري نظير فقر، فساد و تبعيض، اين تلقي به طور طبيعي در اذهان شكل مي گيرد كه افزايش ثروت عمومي، بدون توزيع عادلانه آن، فربه شدن بيشتر طيف خاصي را در پي خواهد داشت و...
مسئولان محترم نظام در هر درجه و مرتبه اي كه قرار دارند، بيش از ديگران مخاطب پيام حكيمانه رهبر معظم انقلاب هستند. آنان با تلاش براي برطرف كردن موانع همبستگي ملي، مي توانند، اقتدار ملي را به بالاترين نقطه ممكن برسانند. در اين نقطه و يا در حركت به سوي اين نقطه است كه همبستگي ملي در داخل حماسه مي آفريند و دندان طمع دشمنان بيروني را نه فقط كند مي سازد كه از دهان آنان بيرون مي كشد.

/ 0 نظر / 3 بازدید