تصميم تاريخي در سرزمين بوليوار

روز اول ماه مه 2006 همچون روز استقلال بوليوي در تاريخ اين كشور به ثبت رسيد. در اين روز «اوو مورالس» رئيس جمهور سرخپوست منتخب مردم صنعت نفت و گاز را ملي اعلام كرد و با اين تصميم انقلابي به يكي از وعده هاي انتخاباتي خود جامه عمل پوشاند.
مورالس در روز جهاني كارگر ضمن اعلام اين تصميم به صراحت اظهار داشت كه دوران غارت منابع طبيعي بوليوي توسط بيگانگان سپري شده است. براساس اين تصميم، شركت هاي چند مليتي فعال در اين صنعت 6ماه فرصت دارند كه خود را با شرايط جديد دولت منطبق سازند در غير اين صورت مي توانند خاك اين كشور را ترك كنند.
اولين شرط دولت لاپاز اين است كه سهم شركت هاي خارجي سرمايه گذار در اين بخش تنها 18درصد است و مابقي به خزانه دولت واريز خواهد شد.
اين تصميم در داخل و خارج با واكنش هاي متفاوتي روبه رو شد. در داخل، مردم با شنيدن اين خبر به خيابان ها ريختند و با برپايي جشن و پايكوبي و فريادهاي «زنده باد مورالس» خشنودي خود را از اين تصميم تاريخي به نمايش گذاشتند. در شرايطي كه بيش از 60درصد جمعيت 9ميليون نفري بوليوي زير خط فقر زندگي مي كنند اين تصميم مي تواند براي آنها بسيار اميدبخش باشد.
اما در خارج، اتحاديه اروپا از اين تصميم ابراز نگراني كرده و آمريكا هم گفته است كه بي تفاوت از كنار آن نخواهد گذشت و تحولات مربوط به اين تصميم ناگهاني را از نزديك دنبال خواهد كرد.
شركت هاي سرمايه گذار در بخش انرژي بوليوي كه از كشورهاي برزيل، آرژانتين، انگليس، فرانسه و اسپانيا هستند با ابراز نگراني از اين اقدام مورالس گفته اند بزودي مواضع خود را در قبال آن اعلام خواهند كرد.
ذخاير گاز بوليوي 55/1ميليارد مترمكعب برآورد شده است. بوليوي با صدور 30ميليون مترمكعب گاز در روز بيش از نيمي از گاز مورد نياز برزيل را تامين مي كند و صادرات گاز اين كشور به آرژانتين روزانه حدود 5ميليون مترمكعب است.
از سوي ديگر ناظران سياسي منطقه آمريكاي لاتين با استقبال از اين تصميم آن را اقدامي عليه نئوليبراليسم غرب و روند جهاني سازي ارزيابي مي كنند. آنها مي گويند سياست هاي اقتصاد آزاد آمريكا كه در دهه 1990در قالب توصيه هاي صندوق بين المللي پول در اين منطقه به اجرا درآمد ديگر كارايي ندارد و محصول آن چيزي جز فقيرترشدن اكثر جمعيت آمريكاي لاتين، افزايش بدهي ها و ثروتمند شدن كارتل ها و قشرهاي صاحب نفوذ نبوده است.
آنها همچنين معتقدند كه اقدام مورالس در حقيقت بيانگر تفكر چپ نو است كه در سال هاي اخير در اين منطقه شكل گرفته و به تدريج در حال گسترش است.
به قدرت رسيدن هوگو چاوز در ونزوئلا، اوو مورالس در بوليوي و پيروزي احتمالي برخي كانديداهاي چپ نو در مكزيك و پرو نويدبخش نضج گرفتن جريان ضد امپرياليستي در راستاي كوتاه كردن دست غارتگران بين المللي در منطقه است.
چپ هاي نو در آمريكاي لاتين سوسياليست هايي هستند كه تحت تاثير ماركسيست ها قرار ندارند بلكه بيشتر در رديف گروه هاي ضد امپرياليست عدالتخواه به شمار مي روند كه هدف آنها احترام به شهروندان و حركت در راستاي تامين منافع آنهاست.
اين نكته هم فراموش نشود، كشورها و گروه هاي اقليتي كه در داخل، منافع خود را با تصميم اخير مورالس از دست مي دهند، به تشكيل جبهه ضد مردمي اقدام خواهند كرد. از آنجا كه بوليوي از زمان استقلال خود از استعمار اسپانيا در ششم اوت 1825شاهد 200كودتا و ضد كودتا بوده است اين نگراني مطرح مي شود كه ناراضيان داخلي با حمايت شركت هاي چند مليتي راه را براي وقوع يك كودتاي احتمالي هموار سازند. اما، كودتاهاي قبلي در حالي صورت مي گرفت كه مردم با رژيم هاي حاكم و يا رژيمي كه در پي كودتا به قدرت مي رسيد، احساس پيوند و همبستگي نمي كردند ولي دولت مورالس با اقدامات مردمي خود، پايگاه توده اي گسترده اي يافته و اين رابطه نزديك احتمال موفقيت كودتاهاي احتمالي را به شدت ضعيف مي كند. همان طور كه كودتا عليه هوگو چاوز در ونزولا ناكام ماند.
اين اقدام مورالس در شرايطي عملي مي شود كه كاخ سفيد در عرصه بين المللي در وضعيت رضايت بخشي قرار ندارد: تنفر از جرج بوش و سياست هاي واشنگتن در داخل آمريكا و خارج آن روز به روز بيشتر مي شود و سياست هاي جنگ طلبانه كاخ سفيد و اشغال عراق و افغانستان موقعيت ايالات متحده را در نزد افكار عمومي جهان متزلزل ساخته است.
موفقيت مورالس در تحقق برنامه هايش در جهت حمايت از شهروندان فقير اين كشور مي تواند الگويي براي ديگر كشورها باشد. هر ضربه از اين دست عليه نئوليبراليسم، ايالات متحده را از حياط خلوت خود يعني آمريكاي لاتين دورتر خواهد ساخت.
غلامرضا تاجيك

 

/ 0 نظر / 7 بازدید