عراق ، اميد بر باد رفته آمريكا

امروز براي همه دست اندركاران عرصه سياسي عراق روزي «سرنوشت ساز» است. انتخابات مجلس اين كشور كه با انتخابات شوراهاي شهرها و استان ها همراه شده است، به تنهايي و جدا از انتخابات شوراها نيز از اهميت تعيين كننده اي برخوردار است. چرا كه محور قدرت در عراق طبق قانون اساسي جديد، مجلس است و از درون اين مجلس رياست جمهوري و معاونان او و نخست وزير و معاونان و وزراي كابينه او انتخاب مي گردند.
آمريكايي ها كه در انتخابات 10ماه پيش با ناباوري تسليم تشكيل دولت دكتر ابراهيم جعفري شدند اميدوار بودند در فاصله ميان تشكيل دولت موقت تا دولت دايم (كه اينك زمان آن فرا رسيده است) با بدنام كردن اصولگرايان و انتساب مشكلات عراق به دولت و مجلسي كه اكثريت آن در اختيار شيعيان اصولگراست، راه را براي به قدرت رساندن نيروهاي وفادار به خود هموار نمايند.
برخلاف تصور و تحليل آمريكايي ها، رخدادهاي عراق در ماه هاي پاياني عمر دولت موقت جعفري به هيچ وجه بيان كننده ضعيف تر شدن اصولگرايان و بهبود وضعيت «دوستان آمريكا» نبود از اين رو آمريكايي ها با دستپاچگي و به صورتي كاملا بحران زده وارد ماجرا شدند. آنان ابتدا برنامه اي براي جدا كردن كردها (كه با 60كرسي در مجلس موقت با شيعيان اصولگرا در تشكيل دولت ائتلاف داشتند) از شيعيان به اجرا گذاشتند، اظهارات چند هفته قبل مقامات ارشد كردي نشانه اي از اين تلاش آمريكايي ها به دست مي داد.
برنامه بعدي آمريكا ايجاد نوعي همگرايي منطقه اي حول محور عربستان و مصر براي درهم شكستن همگرائي شيعيان عراقي و جمهوري اسلامي بود. آنان اميدوار بودند از اين طريق از يك سو جماعتي از مخالفان سني را كه در فرايند انتخابات وارد نشده و رويه اي واگرا نسبت به ائتلاف شيعه و سني عراق در پيش گرفته بودند به آينده اميدوار كنند و وارد «فرآيند سياسي» نمايند. از سوي ديگر كردهاي مؤتلف اصولگرايان اسلامي را به سمت ائتلاف با اقليت مخالفان سني ياد شده سوق دهند.
برنامه سوم آمريكا دامن زدن به اختلاف ميان شيعيان و در نهايت دور كردنشان از ايجاد نوعي «حكومت اسلامي» بود بر همين اساس وقتي احمد چلبي، حزب الله عراق و حزب فضيلت كه در جريان شكل گيري مجلس و دولت موقت در «ائتلاف عراق يكپارچه» حضور داشتند از اين ائتلاف جدا شدند، اين احساس در آمريكايي ها به وجود آمد كه طرح هاي آنان به «نتيجه مطلوب» نزديك شده است.
آمريكايي ها اين اقدامات را مقدمه سكولاريزه كردن دولت عراق محسوب مي كردند. از همين رو وقتي كردها عليه «ائتلاف عراق يكپارچه» موضع گرفتند و نوعي همگرايي منطقه اي در قاهره و مكه مشاهده شد و ائتلاف عراق يكپارچه از 21گروه به 17گروه تنزل كرد، آمريكا گفت وگوي مستقيم با جمهوري اسلامي را درخواست كرد. هدف از طرح گفت وگو اين بود كه جمهوري اسلامي را براي قانع كردن شيعيان به پذيرش « دولتي شيعه- سكولار» وارد ميدان نمايند.
كانديداهاي آنان در اين مرحله ابتدا اياد علاوي- نخست وزير سابق دوره انتقال- و در مرحله بعد دكتر احمد چلبي- معاون كنوني شيعه رئيس جمهور عراق- بود و البته كانديداهايي هم براي مرحله بعد درنظر داشتند.
آمريكايي ها در عين حال يك «امتياز بزرگ» هم براي پيشنهاد به ايران آماده كرده بودند؛ پيشنهاد ويژه اين بود: جدول زماني خروج نظاميان آمريكايي از عراق. با اين وصف ايران بايد امتياز متقابل را به طرف مقابل ارائه مي كرد يعني «پذيرش دولتي شيعه كه سكولار و دوست صميمي ايالات متحده »!
اين اواخر مشكل آمريكا در حل معادله سياسي عراق رو به وخامت گذاشت چرا كه برخلاف تصور آنان راه حاكم كردن «سكولارهاي شيعه» (علاوي و چلبي) هموار نشد از همين رو آمريكايي ها مواضع ميانه رو تري در پيش گرفتند و از تئوري «شيعه سكولار» به «شيعه ملايم» روي آوردند به گمان اينكه مشكل حل مي شود ولي از نظر شيعيان و مرجعيت، شيعه ملايم وجه تلطيف شده شيعه سكولار بود.
در پي اين ناكامي ها، آمريكا به اقدامات ديگري روي آورد و پروژه هاي جديدتري را به ميدان كشيد كه اين ترفندها نيز خنثي شد. اولين حركت بعدي، جدا كردن كردها- يعني دو حزب عمده بارزاني و طالباني- از «ائتلاف يكپارچه عراق» كه تحت حمايت نيروهاي مذهبي و از جمله مرجعيت شيعه در عراق بود كه در ميانه راه رنگ باخت. اين در حالي بود كه آمريكايي ها خيلي به آن دل بسته بودند. مسئله اصلي كردها با دولت برخاسته از «ائتلاف يكپارچه عراق»، الحاق «كركوك» به پنج استان كردي بود چرا كه استانهاي شمالي عراق اگرچه از مقادير معتنابهي گاز برخوردارند ولي از نظر كشاورزي، نفت و... دچار مشكل اند به گونه اي كه كردها شرط پيشرفت در اداره امور اين منطقه را تسلط بر نفت كركوك مي دانند. كردها براي رسيدن به اين خواسته علاوه بر مخالفت دو گروه شيعه و سني با مخالفت جدي سوريه و تركيه- دو همسايه اي كه با بخش كردي متصل به منطقه كردستان عراق روبرو هستند- مواجه مي باشند. آمريكايي ها به كردها وعده نيم بندي داده بودند كه در ائتلاف كردها با سني هاي عرب و سكولارهاي شيعه الحاق كركوك به حكومت خودمختار كردستان عراق قابل مطالعه و طرح باشد.
همين وعده از سوي اردن و عربستان هم به كردها داده شد ولي كردها و بخصوص جلال طالباني- رئيس جمهور و رئيس اتحاديه ميهني كردستان عراق- تيزتر از آن بودند كه به اين وعده ها دل ببندند.
مدت زمان زيادي طول نكشيد كه مسعود بارزاني رئيس حكومت خودمختار كردستان عراق هم متوجه قضيه شد ولي رويگرداني كردها از طرح جداكردن كردها از ائتلاف يكپارچه عراق زماني كاملا مشخص شد كه جلال طالباني در يك سفر سه روزه به همراه يك هيئت پرتعداد بلندپايه قراردادهاي مهمي با جمهوري اسلامي در ابعاد اقتصادي، فرهنگي، سياسي و امنيتي به امضا رسانده و دو طرف با دست هاي پر از پاي ميزهاي مذاكره برخاستند.
همگرايي منطقه اي كه قرار بود همگرايي اصولگرايان را در عراق خنثي كند و آمريكا زياد به آن دل بسته بود و دو اجلاس مهم در قاهره و مكه- به فاصله ده روز از يكديگر- براي زمينه سازي آن برپا شده بود در مسير خود دچار مشكل اساسي تاثيرگذاري بر عراق شد. در اين ميان عمروموسي دبيركل اتحاديه عرب تلاش كرد تا با سفر به عراق حلقه وصل ميان ناراضيان داخلي- عمدتا دو گروه سلفي ها و القاعده- در عراق و سران عرب ايجاد نمايد ولي به زودي مشخص شد اين اقدامات نتيجه بخش نيست. عدم حضور عبدالعزيز حكيم رئيس قدرتمندترين گروه عراقي در كنفرانس قاهره و مخالفت جدي گروههاي شيعه با حضور بعثي ها در ساختار اداري و پليس عراق، نشان دهنده بروز مشكل جدي بود.
عرب ها اجلاس قاهره را با ناكامي به پايان بردند و نوميدانه تلاش كردند در قالب موجه تر و فراگيرتر يعني سازمان مذهبي كنفرانس اسلامي بر مشكل فايق آيند. در اين مقطع پيام هاي متناقضي از دو سو براي ملك عبدالله پادشاه عربستان ارسال شد كه نشان مي داد نزديك كردن ديدگاهها كار دشواري است. عربستان به گرمي از رئيس جمهور ايران در عربستان استقبال كرد و گفت وگويش با «احمدي نژاد» به درازا كشيد ولي مشكل حل نشد.
در فاصله دو اجلاس آمريكا و سران عرب از آلترناتيو «اياد علاوي» عدول كردند و به «احمد چلبي» رسيدند ولي باز مشكل بر جاي بود و زمان به سرعت به روز پنجشنبه 24آذرماه نزديك مي شد. در اين فاصله آنان سه گزينه جديد را از ميان اعضاي دولت ابراهيم جعفري مطرح كردند ولي زمان لازم براي هماهنگي وجود نداشت. اين بود كه ائتلاف يكپارچه عراق بدون مشكل كار خود را دنبال كرد.
برنامه سوم آمريكا هم جواب نداد. آمريكايي ها روي اختلاف شيعيان و پرهيز رهبران مذهبي از ورود سياسي به صحنه انتخابات 24آذر عراق زياد حساب كرده بودند وقتي حدود يك ماه پيش سه گروه از 21گروه از «ائتلاف عراق يكپارچه» جدا شدند، آمريكايي ها خود را در نزديكي هاي هدف فرض مي كردند. در عين حال بعضي از افراد از عدم تاييد مرجعيت شيعه و بخصوص آيت الله سيستاني از ليست خاص انتخاباتي خبر مي دادند و اين وضعيت را براي آمريكا مطلوبتر نشان مي داد.
زمان زيادي نگذشت كه اين اميد آمريكايي هاهم بر باد رفت. ائتلاف شيعه اگرچه سه گروه خود را از دست داد. دو گروه پرقدرت جديد از شيعيان كه «صدري ها» مهمترين آنها بود به آن پيوستند و شكاف ناشي از خروج سه گروه كم عمق با سرعت ترميم شد. از آن طرف آيت الله سيستاني طي ده روز گذشته يكبار بر روي رأي دادن به «مذهبي ها» تاكيد كرد و اين ضربه اي به سكولارهاي شيعه بود و بار ديگر آيت الله سيستاني با ابراز نگراني از تفرقه ميان صفوف شيعه، مردم عراق را به ليست واحد كه همه عراقي ها آن را «ليست 555» يعني همان «ائتلاف عراق يكپارچه» مي شناسند، راهنمايي كردند. اين درحالي است كه آمريكايي ها با شيوه نظرسنجي از شهروندان دريافتند، سكولارها در آخرين رديف اقبال مردمي نشسته اند و اميدي به آنان نيست.
برنامه چهارم ارائه پيشنهادات- به زعم خود- خيره كننده به ايران بود كه اين هم به شكست انجاميد آمريكا تصور مي كرد مهمترين مسئله ايران «خروج نظاميان آمريكايي از عراق» است و لذا مي تواند با ارائه جدول زماني خروج، طرف ايراني را وادار به پذيرش حاكميت مخالفان مذهبي خود كند اما اين طرح جواب نداد. چرا؟
ايران مي دانست خروج از عراق سرنوشت محتومي است كه آمريكا طي يكسال آينده چاره اي جز تن دادن به آن ندارد بنابراين دليلي ندارد كه براي آن امتياز بدهد از اين رو پيغام هايي كه گاهي با صراحت و گاهي با كنايه از سوي مقامات دستگاه ديپلماسي آمريكا مطرح مي شد و ايران را به پاي ميز مذاكره دعوت مي كرد، نتوانست فضاي تازه اي به وجود بياورد و شكست سياسي آمريكا را ترميم نمايد.
امروز، همه زمينه ها براي پيروزي اسلامگرايان در عراق آماده است و اگر آمريكايي ها، بازي را برهم نزنند- كه اگر بزنند نيز دشواري بزرگتري براي خود آفريده اند- امروز را مي توان يكي از ايام الله عراق تلقي كرد.

/ 0 نظر / 7 بازدید