برنده و بازنده يك سناريو

عمليات رواني و فضاسازي تبليغاتي رسانه هاي وابسته به استكبار جهاني و صهيونيسم بين الملل عليه مواضع ضد صهيونيستي آقاي احمدي نژاد و نسبت دادن آن جمله معروف امام خميني رحمت الله عليه كه فرمودند: «اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود»، به رئيس جمهور كشورمان، نه تنها هيچ دستاورد مثبتي براي طراحان اين سناريو در واشنگتن، تل آويو و لندن نداشت، بلكه دقيقا به ضرر آنها و به نفع جهان اسلام و تمامي نهضت هاي آزادي بخش و مناديان واقعي آزادي، دموكراسي و حقوق بشر تمام شد و باز هم آن حديث منقول از معصوم را بايد بر زبان جاري كرد و خداي را سپاس گفت كه دشمنان اسلام و انقلاب اسلامي را از «حمقاء» قرار داده است.
به نظر نگارنده، سناريوي ساختگي مثلث «لندن، واشنگتن، تل آويو» كه خيلي شتاب زده و عجولانه طراحي و به اجرا گذاشته شد، چهار هدف اصلي را دنبال مي كرد: 1- ترميم شكست مفتضحانه آمريكا و متحدان غربي او در پرونده هسته اي ايران 2- تحت الشعاع قرار دادن تظاهرات ملت ها در روز جهاني قدس 3- دامن زدن به اختلافات سليقه اي در داخل كشور و متهم كردن دولت جديد به تندروي 4- بدنام كردن اسلام و انقلاب اسلامي، كه خوشبختانه در نيل به اين اهداف مطابق آنچه در ذيل به آن اشاره خواهيم كرد، ناكام ماندند و نه تنها هيچ منفعتي عايدشان نشد، بلكه ذهن هاي خفته را نيز نسبت به حقانيت اسلام، انقلاب اسلامي و حقوق ملت فلسطين بيدار كرد و از نفاق و دورويي قدرت هاي زورگو و سلطه گر و رژيم نژادپرست اسرائيل نيز پرده برداشت.
1- در پرونده هسته اي ايران، دست آمريكا و متحدان غربي او و آژانس بين المللي انرژي اتمي كاملا خالي است و هيچ بهانه اي براي طولاني كردن مذاكرات و ادامه تعليق فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران وجود ندارد. ايران از حدود 3سال قبل كه بحث فعاليت هاي هسته اي كشورمان به طور جدي در آژانس بين المللي انرژي اتمي مطرح شد، از هيچ نوع همكاري با آژانس و بازرسان آن دريغ نكرد و ضمن پايبندي به تمامي مقررات و پادمان هاي آژانس بين المللي انرژي اتمي و باز گذاشتن تمامي درهاي مراكز هسته اي به روي بازرسان، براي امضاي پروتكل الحاقي نيز پيشقدم شد و فعاليت مراكز اصفهان و نطنز را به طور داوطلبانه و فراتر از تعهدات بين المللي و صرفا به منظور اعتمادسازي به حالت تعليق درآورد. همچنين به منظور اعتمادسازي بيشتر با 3 كشور فرانسه، آلمان و انگليس وارد مذاكره شد و ثابت كرد كه فرايند فعاليت هسته اي ايران جز مقاصد صلح آميز، هدف ديگري را دنبال نمي كند و پس از طي همه اين مراحل و در زماني كه آژانس و 3 كشور اروپايي هيچ حرف تازه و ادله اي براي توقف فعاليت هاي هسته اي ايران نداشتند، تاسيسات هسته اي اصفهان را كه فعاليت آن به صورت داوطلبانه متوقف شده بود، راه اندازي كرد و تهديد آمريكا و 3 كشور اروپايي را در مورد احتمال ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت توخالي و فاقد مستندات حقوقي و خلاف رويه و مقررات بين المللي اعلام نمود. سياستمداران برجسته جهان، مفسران سياسي و حتي تعدادي از دولتمردان آمريكايي و اروپايي، فرايند طي شده در مورد پرونده هسته اي ايران را يك پيروزي بزرگ براي تهران و شكستي مفتضحانه براي آمريكا و غرب قلمداد كردند. لذا بي جهت نيست كه در سناريوي اخير، مواضع ضدصهيونيستي رئيس جمهور كشورمان را كه در 27 سال گذشته موضع رسمي نظام جمهوري اسلامي و تمامي مسئولان ارشد و كارگزاران نظام بوده، به پرونده هسته اي ايران گره زده و آن را گواهي بر ساختن بمب اتمي از سوي ايران براي نابودي رژيم اشغالگر قدس قلمداد كنند!
2- روز جهاني قدس، روز بيداري ملت ها است. اگر 27 سال پيش كه امام خميني رحمت الله عليه، آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را به عنوان روز قدس اعلام كردند، فقط در ايران راهپيمايي برگزار مي شد، امروز نه تنها در كشورهاي اسلامي، بلكه در اغلب كشورهايي كه اقليت هاي مسلمان و مخالفان رژيم نژادپرست اسرائيل زندگي مي كنند، اين تظاهرات برگزار مي شود و هر سال ابعاد آن بيش از سال قبل گسترش مي يابد. اكنون نه تنها ملت هاي مسلمان، بلكه تمامي مردمان آزادانديشي كه به بركت امواج انقلاب اسلامي و پيام بيداري راهپيمايي روز جهاني قدس، به ماهيت شيطاني رژيم صهيونيستي و حقوق از دست رفته ملت مظلوم فلسطين پي برده اند، به خيابان ها مي ريزند و عليه اسرائيل غاصب و حاميان زورگوي او فرياد برمي آورند. مثلت «لندن، واشنگتن، تل آويو» درست دو روز قبل از روز جهاني قدس، سناريوي ساختگي خود را بر امواج رسانه ها سوار كرد تا به زعم خويش از ابهت اين روز بكاهد و خبرهاي برگزاري راهپيمايي ملت هاي آزاده جهان را در دفاع از حقوق ملت فلسطين و محكوميت رژيم اشغالگر قدس، تحت الشعاع قرار دهد، كه در اين هدف نيز شكست خورد و راهپيمايي روز جهاني قدس به طرز باشكوهي در سراسر دنيا برپا شد و پس از آن نيز در روزهاي بعد، حركت هاي خودجوشي از سوي قشرهاي مختلف مردم در بسياري از كشورها در دفاع از مواضع ضدصهيونيستي رئيس جمهور ايران صورت گرفت كه تظاهرات دانشجويان مصري در قاهره، دفاع امام جماعت مركز اسلامي واشنگتن، حمايت انجمن بين المللي يهوديان ارتدوكس مستقر در انگلستان، تظاهرات خاخام هاي يهودي در انگليس به دفاع از مواضع ضدصهيونيستي احمدي نژاد، حمايت دانشگاهيان اوكراين و چهره هاي سياسي برجسته جهان اسلام، تنها چند نمونه از اين حمايت ها است.
3- آمريكا و غرب از پيروزي آقاي احمدي نژاد در نهمين انتخابات رياست جمهوري با توجه به برنامه ها و اهداف راهبردي دولت تحول گرا، عدالت محور و مهرورز، نگران بودند و در روزهاي قبل از انتخابات و پس از آن، رئيس جمهور منتخب را مورد آماج حملات رسانه اي قرار داده و ايشان را به تندروي متهم مي كردند و برخي عوامل داخلي نيز در آن دوران رسانه هاي استكباري را همراهي مي كردند. تصور مثلث شيطاني «لندن، واشنگتن و تل آويو» اين بود كه در سناريوي جديد خود با متهم كردن آقاي احمدي نژاد به تندروي و حركت در مسير خلاف عرف چارچوب هاي تعريف شده بين المللي، در داخل كشور نيز با كمك همان عوامل، فضاي تخريبي عليه دولت جديد به وجود بياورند كه در اين هدف نيز ناكام ماندند، زيرا به گفته امام خميني بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، «اسرائيل آن قدر كثيف است كه اگر انگشت به بحر محيط بزند، آن را آلوده خواهد كرد و ديگر كسي حاضر نخواهد شد كه دست در آن آب فرو برد»! در اين قضيه نيز ديديم كه حتي مخالفان ديدگاه هاي آقاي احمدي نژاد و رقباي سياسي او در داخل، نه تنها با سناريوي غرب همراهي نكرده، بلكه به حمايت از مواضع ضدصهيونيستي ايشان برخاسته و غرب و اسرائيل غاصب را رسوا كردند.
4- دشمنان ملت ايران طي 27 سال گذشته از هر فرصتي استفاده كردند تا با تبليغات منفي خود، ملت آزادانديش و هشيار ايران اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران را، خشن و ناهمگون با ساز و كارهاي جهاني و بين المللي جلوه دهند. در اين سناريو نيز تلاش مثلث شيطاني اين بود كه مخالفت ريشه اي و بنيادين ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي ايران را با موجوديت رژيم اشغالگر قدس، يك اقدام غيرمتعارف و مغاير با منشور سازمان ملل متحد وانمود كنند، درحالي كه ديدگاه ملت ايران در قبل و پس از انقلاب اين بوده كه هيچ گاه رژيم اشغالگر قدس را به رسميت نشناخته و آن را رژيمي غاصب، اشغالگر و نامشروع مي دانسته است، كه با آواره كردن ملت مظلوم فلسطين و با زور سرنيزه و جنايات بي شمار و با حمايت انگليس و آمريكا و بدون برگزاري انتخابات آزاد روي كار آمده است. مثلا اگر آمريكا و انگليس كه اكنون كشور عراق را در اشغال خود دارند، منطقه اي از اين كشور را تجزيه كرده و رژيمي نامشروع را سر كار بياورند و به آن موجوديت مستقل بدهند و نام كشور بر آن بگذارند و سازمان ملل هم اين كشور فرضي را به رسميت بشناسد، آيا مي توان تشكيل چنين كشوري را مشروع و قانوني دانست و آن را به رسميت شناخت؟! قضيه اسرائيل، عينا چنين است. كشوري به نام فلسطين وجودي مستقل داشته است، اما عده اي صهيونيست با كمك روباه پير (انگليس)، حكومت اين كشور را غصب كرده و بعد هم نام كشور اسرائيل بر خود نهاده و فلسطينيان را از سرزمين آباء و اجدادي خود، بيرون رانده اند. گروهي از يهوديان را نيز از كشورهاي مختلف جهان با وعده هاي گوناگون به آنجا كشانده و به اصطلاح خود، قوم بني اسرائيل را زنده كرده اند!
مثلث شيطاني «لندن، واشنگتن، تل آويو» با اجراي سناريوي اخير قصد داشتند ملت و نظام جمهوري اسلامي ايران را بدنام كرده و مخالف موجوديت يك كشور عضو سازمان ملل معرفي كنند، كه خوشبختانه در اين هدف نيز سرشان به سنگ خورد و حتي گام هايي كه براي عادي سازي روابط كشورهاي عربي با رژيم اشغالگر قدس پس از عقب نشيني اجباري اين رژيم از نوار غزه برداشته بودند، نقش بر آب شد و عزم ملت هاي عرب در حمايت از مقاومت مردم فلسطين پس از سخنان رئيس جمهور كشورمان راسخ تر گرديد. اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه عمق استراتژيك انقلاب اسلامي ايران، ملت هاي جهان به ويژه امت اسلامي هستند و اگر امام راحل فرمودند كه «ما انقلابمان را به جهان صادر مي كنيم»، منظور ايشان هرگز حمله نظامي براي ساقط كردن يك رژيم و يا اشغال فلان كشور نبوده، بلكه هدف، بيداري ملت ها از طريق صدور امواج آزادي بخش انقلاب اسلامي بوده است و دنياي استكبار به خوبي مي داند كه جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه بسيار موفق بوده و امروز تمامي ملت هاي جهان و حتي مردم آمريكا، انگليس و ساير كشورهايي كه دولت هاي آنها با نظام جمهوري اسلامي، سر ناسازگاري دارند به حقانيت پيام انقلاب اسلامي پي برده و فريادشان عليه نظام هاي سلطه گر بلند شده است.
سناريوي اخير بار ديگر ذهن ملت هاي جهان را متوجه اسلام، ايران و انقلاب اسلامي كرد و خيل كثيري به پرسش و تحقيق درباره اسلام و انقلاب اسلامي ايران روي خواهند آورد و پرواضح است كه در جريان اين تحقيق، حقانيت اسلام و انقلاب اسلامي بر آنان آشكار خواهد شد و به جرگه مسلمانان و مدافعان انقلاب اسلامي خواهند پيوست. به خاطر داريم كه در ماه هاي پس از حادثه 11 سپتامبر، خبرگزاري ها گزارش دادند كه آمار فروش قرآن مجيد و ساير كتاب هاي اسلامي و همچنين گرايش به اسلام در كشورهاي غربي بيشتر شده است و اين واقعيتي غيرقابل انكار بود. آمريكا قصد داشت از حادثه 11 سپتامبر و جريان سازي القاعده به اسلام ضربه بزند و دين مبين اسلام را مظهر خشونت جلوه دهد، ولي نتيجه كاملا برعكس شد! هياهوي آمريكا و رسانه هاي صهيونيستي عليه اسلام و مسلمانان موجب شد تا ملت هاي جهان از خود بپرسند كه اسلام چه ديني است و چه مي گويد و مسلمانان چه مواضع و ديدگاه هايي دارند. رجوع آنان به قرآن مجيد و كتاب هاي ديني و نشست و برخاست آنان با مسلمانان همان و شيفته اسلام و مسلماني شدن همان! آنان در اين فرايند متوجه شدند كه در دنياي مادي و سراسر خشن امروزي، گم گشته خويش را بازيافته اند و نتيجه حادثه 11 سپتامبر آن شد كه بر جمعيت مسلمانان و عاشقان اسلام افزوده گرديد. اين گونه سناريوها و جريان سازي هاي رسانه اي و بمباران تبليغاتي، ممكن است در همان مقطع زماني و در كوتاه مدت منفعتي براي طراحان آن داشته باشد، ولي در درازمدت و با فروكش نمودن آن احساسات، قطعا نتيجه معكوس داشته و جهانيان را به تأمل و تفكر واخواهد داشت. در سناريوي اخير نيز بارديگر همين قضيه تكرار شد و جهانيان بار ديگر با نام ايران و انقلاب اسلامي بمباران شدند و اين پرسش پيش آمد كه ايران چه مي گويد و صهيونيست ها چه مرام و مسلكي دارند و در فلسطين چه مي كنند؟! رسيدن به پاسخ اين پرسش قطعا به ضرر رژيم اشغالگر قدس و به نفع انقلاب اسلامي و جهان اسلام خواهد بود و بر تعداد حاميان رهايي قدس خواهد افزود. «يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو كره الكافرون» آنها اراده كردند تا نور خداوندي را با گفته هاي خويش كمرنگ و خاموش سازند، غافل از اين كه خداوند نور خود را كامل تر مي كند، هرچند كه كافران را خوش نيايد.

/ 0 نظر / 6 بازدید