كاغذهاي بيمار

حدس جناب پاول درست از آب درآمد. پول كاغذي آمريكا در حال منزوي شدن است. نماينده جمهوري خواه و پرنفوذ كنگره آمريكا چندي پيش در يك سخنراني با عنوان «پايان هژموني دلار» از آينده سخت اقتصاد آمريكا خبر داده بود. اين نماينده معتقد به مكتب «بازار آزاد اتريشي» به صراحت بيان كرد كه دشمني آمريكا با ايران تنها يك چيز است و آن هم «دلار».
پيش از آنكه بورس نفت ايران كابوس آمريكا را تعبير كند، چند روز پيش اخباري مبني بر تبديل بخشي از ذخاير كشورهاي خليج فارس از دلار به يورو منتشر شد. اين خبر گرچه در حد يك تصميم از سوي بانك مركزي امارات و قطر و كويت مطرح است، اما اسكناس هاي آمريكايي را به شدت تهديد مي كند.
طي يكي دو سال گذشته دلاري كه به پشتوانه 130 اردوگاه و پايگاه نظامي آمريكا در اقصي نقاط دنيا قدرت گرفته بود، رو به افول نهاده است. پس از «جنگ هاي تروريستي آمريكايي»، انگيزه حفظ «دارايي هاي مالي» در دنيا كم شد و بسياري از كشورها و سرمايه داران بزرگ تصميم گرفتند «دارايي هاي واقعي» نگهداري كنند. رشد بخش مسكن در برخي كشورهاي صنعتي همراه با بالا رفتن قيمت فلزات در بورس هاي بزرگ دنيا همه بيانگر اين امر بود تا اينكه تنش هاي هسته اي ايران آخرين شوك به بازارهاي اقتصاد جهاني را وارد ساخت.
افزايش ريسك و ناامني در دنيا اقتصاد جهاني را كلافه ساخت. كاهش ارزش دلار آن به آن بيشتر مي شد. افزايش قيمت نفت، بورسهاي بزرگ دنيا را به لرزه انداخت. بورس هاي بزرگ دنيا هر روز شاهد كاهش ارزش سهام بودند. افزايش ريسك در منطقه بيشتر از هر جايي بورس كشورهاي خليج فارس را زخمي ساخت. بورس دبي مدتي تعطيل شد. بورس كويت بسياري از سرمايه ها را فراري داد و بورس عربستان پاي چند سرمايه دار را به بيمارستان كشاند. حتي بورس هاي پرقدرت دنيا نيز امان نداشتند. براساس اخبار خبرگزاري هاي خارجي، مديران بورس توكيو از بالا رفتن قيمت نفت و افزايش ريسك جهاني به وحشت افتاد و اين بورس، شاهد كاهش سهام بود. همچنين چند روز پيش يك روزنامه آلماني از تاثير موفقيت هسته اي ايران بر افزايش ركود بازار سرمايه آلمان خبر داد.
اتفاق ديگر در كنار اين وقايع، افزايش قيمت طلا بود. طلا مرز 625دلار را هم رد كرد، بسياري از كشورها ذخاير دلاري خود را تبديل به طلا كردند. تقاضاي جهاني براي خريد طلا به عنوان يك دارايي واقعي بيش از حد انتظار بالا رفت.
استفان لندمن كارشناس ارشد اقتصاد بين الملل با اشاره به تصميم قاطع ايران در حفظ برنامه هاي هسته اي خود از آينده نابسامان بازار طلا خبر داد. وي در مقاله اي نوشت : «اگر شمش طلا داريد آنها را سفت نگه داريد، مسائل سخت تر از آن است كه فكر كنيد.»
افزايش قيمت نفت، ركود در بازارهاي بورس دنيا، تقاضا براي خريد طلا به عنوان ذخاير واقعي، تبديل ذخاير ارزي به يورو، در كنار تهديداتي چون تشكيل بورس نفت ايران، سقوط «پترودلار» (دلارهاي نفتي) را قطعي مي كند. تلاطم در تجارت بين المللي ديگر با جنگنده هاي اف16 و تسليحات زرهي و آپاچي ها سامان نمي يابد. حمايت ميليتاريستي از دلار كاملا اثر خود را از دست داده است و اين در گفتمان جديد ژنرال هاي آمريكايي مبني بر برخوردهاي ديپلماتيك با جهان اسلام مشهود است. اصرار ايران بر حفظ فناوري هسته اي و همچنين آغاز يك «پدافند نفتي» در بورس نفتي ايران روز به روز بر ارزش سرمايه هاي واقعي مثل طلا و نقره مي افزايد.
از سوي ديگر تغيير معادلات قطبي اقتصاد گرچه به جابجايي قدرت مي انجامد، اما از سوي ديگر مي تواند اقتصاد وطني را نيز تحت الشعاع قرار دهد. بي ترديد اقتصاد ايران نسبت به تنش هاي جهاني بي طرف نخواهد بود. از اين رو اولويت در برنامه ريزي اقتصادي ايران، اصلاح ساختار اقتصادي است. مرض هاي پنهان و آشكار يك اقتصاد مي تواند با هر شوك و تكاني تبديل به يك عارضه شود. به عنوان نمونه وجود پولهاي سرگردان در اقتصاد ملي كه همواره مورد نگراني بسياري از كارشناسان بوده است، طي مدت كوتاهي فرصت يافت تا با رشد ناگهاني قيمت طلا در بازارهاي جهاني ، عرض اندام كند و تبديل به يك بحران شود.
افزايش قيمت سكه چيزي نبود كه قابل پيش بيني نباشد. حضور اين پولهاي روان در اقتصاد ملي توانايي دارد هر روز يك بازار را متورم سازد. افزايش قيمت طلا و سكه در كشور ما گرچه متأثر از بازارهاي جهاني بود اما خيز سرمايه هاي سرگردان به سمت طلا، تلاطم داخل را بيش از خارج ساخت. در واقع درحالي كه قيمت طلا در بازارهاي بين المللي در اوايل هفته جاري رشد 5/1 درصد داشته، سكه رشد چندبرابري را در كشور تجربه كرد.
مسئولين اقتصادي كشور بايستي فكر كنند كه اين تقاضاي بي حد در بازار طلا به كدام شاخص ضد توسعه برمي گردد. روز سه شنبه بانك مركزي در تصميمي ديرهنگام با عرضه سكه ، به درمان مسكن وار بازار طلا پرداخت. اين اقدام گرچه بازار طلا را آرام كرد اما در ميان مدت تنها به جابجايي بازار مي انجامد. رفتن پولهاي بي هدف از اين بازار به هر بازار ديگر يك بحران جديد درست مي كند.
گفته مي شود نزديك به 300 هزار نفر در كشور، بين 100 هزار تومان تا 1000 ميليارد تومان مازاد درآمد دارند كه اگر هرجا وارد شوند، همين آش و همين كاسه است. دولت بايد به فكر بازارهاي جايگزين و البته مولد و ضروري باشد. ركود يك ساله بازار مسكن در حالي كه نزديك به يك ميليون مسكن در كشور مشاهده مي شود، نيازمند برنامه ريزي بيشتري است. بازار مسكن خارج از اينكه اشتغال زا است خود منشأ رشد بخش هاي وابسته است كه مي تواند آنها را نيز با خود بالا بكشد.
از سويي معطلي بازار سرمايه نيز جايي براي ماندن سرمايه باقي نگذاشته است. دولت بايد با برنامه ريزي و تثبيت قوانين و تزريق اميد ميان سرمايه گذاران، حاشيه سود بخش هاي مولد و هدف را بالا ببرد تا از ميزان سرمايه هاي سرگردان و بي انگيزه كاسته شود. همچنين تلاش در افزايش كارايي در سيستم بانكي كشور مي تواند در كنار سياست كاهش نرخ سود بانكي به مديريت پولهاي سرگردان كمك كند.
برخلاف نظر عده اي كه «ايدئولوژيك وار» با هرگونه حضور دولت در اقتصاد مخالفند، كاهش نرخ سود بانكي مي تواند در جابه جايي پولهاي بي هدف به سوي سرمايه گذاريهاي توليدي موثر افتد. در حال حاضر گفته مي شود چهارپنجم نقدينگي در بخش هاي سودآور كاذب و دلالي در حال گردش است كه اگر نرخ بهره بالا باشد، بانك هاي خصوصي به دنبال كسب سود بيشتر اين منابع را به سوي فعاليت زودبازده كوتاه مدت كه عمدتاً در بخش دلالي است، هدايت مي كنند. با اين حال طي چند روز اخير برخي، افزايش قيمت طلا را بهانه كردند تا ناكارآمدي سياست كاهش نرخ سود بانكي را اثبات كنند.
نگاهي گذرا به شاخص هاي اقتصاد اجتماعي در كشور نشان مي دهد كه جنس پولهاي سرگردان كه تنها به انگيزه سوداگري تقاضا مي شوند، با پولهاي پس انداز در نظام بانكي كشور متفاوت است. انگيزه پولهاي ذخيره شده در بانك صرفاً افزايش سود نيست كه با يك خبر داغ معاملاتي از بانك خارج شوند.
در نهايت اقتصاد جهان، آينده پرتنشي را پيش رو خواهد داشت و مردان اقتصادي دولت مي بايست مصونيت اقتصاد ملي را از تكانه هاي خارجي اقتصاد بالا ببرند و اين ميسر نيست مگر با برنامه ريزي متعهدانه و متكي بر نهادهاي اقتصادي. برنامه ريزي اي كه با پشتوانه نهادهاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي همراه باشد كه نه از نسخه هاي ليبرال- سرمايه داري تبعيت مي كند و نه به صدور احكام بي چون و چرا در اقتصاد مي پردازد.
اقتصاد كشور نيازمند توجه به سيگنال هاي جامعه شناختي و روان شناختي و تاريخي در اقتصاد است تا بتواند از دالان اقتصاد ملي به دهكده جهاني وارد شود.
محسن مهديان

/ 0 نظر / 5 بازدید