... كه خود را گم نكنيم

«عيتاالشعب» روستاي كوچكي در جنوب لبنان است و كمتر از يك كيلومتر با مرز شمالي فلسطين اشغالي فاصله دارد. موقعيت جغرافيايي اين روستا نشان مي دهد كه از آغاز تا پايان جنگ 33روزه لبنان در ميانه ميدان نبرد بوده است. گفتني است كه چند روز قبل از شروع جنگ، دو نظامي اسرائيلي در همين روستا به اسارت نيروهاي حزب الله درآمده بودند و از اين روي مي توان حدس زد كه ارتش اسرائيل حساسيت ويژه اي براي انهدام اين روستا و ساكنان آن داشته است. در طول جنگ اخير، تعدادي از جوانان و نوجوانان اين روستا در مقابل آتش باري هاي دور و نزديك ارتش رژيم صهيونيستي دست به مقاومتي حيرت انگيز زدند. «عيتاالشعب» 22روز از 33روز جنگ را در محاصره كامل بود و 15روز از اين 22روز تمامي ارتباطات آن با عقبه ميدان كارزار به طور كامل قطع بود. كمبود - و در مواردي نبود- آذوقه و دارو فقط يكي از دهها دشواري جوانان رزمنده اين روستا بود، اجساد شهدا، پيكر نيمه جان مجروحان و... از جمله دشواري هاي ديگر بود، اما جوانان و نوجوانان در اين روستاي شيعه نشين كه در پايان جنگ تعدادي نزديك به 20نفر از آنها زنده مانده بودند، در تمامي طول 33روز در مقابل ارتش اسرائيل ايستادگي كردند و در آخرين روز نبرد 7 تانك «مركاوا» اسرائيل را منهدم كرده و دستكم 12نظامي صهيونيست را به هلاكت رساندند... در پايان جنگ، جوانان رزمنده در مقابل اين پرسش كه شرايط سخت و طاقت فرساي آن روزها را چگونه سپري كرده اند، پاسخي كوتاه دادند... «اگر زنده مي مانديم، حماسه اي از يك جهاد بزرگ در نامه اعمال خود ثبت كرده بوديم و اگر شهيد مي شديم به زندگي جاويد در جوار قرب خدا رسيده بوديم».... اين پاسخ كوتاه كه به بلنداي هستي همه انسان هاست، ترجمان روشني از نسخه آزمون داده امام راحل(ره) بود كه مي فرمود «ملتي كه شهادت دارد، اسارت ندارد»...
در گرماگرم جنگ 33روزه، «زئيف شيف»، استراتژيست معروف اسرائيلي در گزارشي به لابي صهيونيست ها- آيپك- كه خبر آن در شماره 16 آگوست- 25مرداد- روزنامه واشنگتن پست به چاپ رسيد، گفته بود «ما از حزب الله شكست خورده ايم و عامل اصلي شكست ما در آن است كه جنگجويان حزب الله از مرگ نمي ترسند بلكه معتقدند مرگ آنها آغاز يك زندگي جاويد است ولي نظاميان اسرائيلي از ميدان مي گريزند و دليل موجهي براي از دست دادن جان خود ندارند...»
در اولين هفته هاي آغاز جنگ تحميلي، ارتش عراق كه با توجه به شرايط آن روزهاي ايران اسلامي، تسخير خرمشهر را بسيار آسان تلقي مي كرد، تنها 2گردان از نيروهاي مخصوص خود را براي تصرف اين شهر مامور كرده بود، اما، در مقابله با جواناني كه از ابتدايي ترين تسليحات و يا آموزش هاي نظامي بي بهره بودند، خيلي زود به اشتباه بزرگ خود در محاسبه توان دفاعي خرمشهر پي برد و نهايتاً بيش از دو لشگر كارآزموده خود را براي تصرف خرمشهر وارد ميدان كرد. به فهرست نيروهاي نظامي عراق كه براي شكستن مقاومت جوانان خرمشهري ماموريت يافته بودند توجه كنيد؛
لشگر زرهي 3، گردان هاي هفتم و هشتم از تيپ 33 نيروي مخصوص، گردان تانك وابسته به تيپ 26زرهي از لشكر 5 مكانيزه، گردان 3 مكانيزه از تيپ 15مكانيزه، 4گردان كماندو از فرماندهي نيروهاي كماندويي خالد از تيپ 429، گردان دوم از تيپ 31نيروي مخصوص، گردان هاي دوم و سوم تيپ پياده از لشگر 2، گردان هشتم نيروي مخصوص، 2واحد از نيروهاي جيش الشعبي، گردان سوم از نيروي مخصوص گارد رياست جمهوري عراق و...
تمامي اين حجم عظيم از ارتش مجهز عراق براي مقابله با جمع محدودي از جوانان و نوجوانان مدافع خرمشهر به ميدان آمده بود و سرانجام ارتش عراق بعد از 34روز موفق به تصرف خرمشهر شد. اشغالي كه مدتي بعد، عقب نشيني همراه با شكست مفتضحانه و سنگيني براي ارتش بعثي عراق در پي داشت.
بسياري از مدافعان آن روز خرمشهر، خاطرات مقاومت حماسي آن روزها را با خود به جوار يار برده اند و آثاري كه برخي از آنان- از جمله شهيد بزرگوار محمد جهان آرا- برجاي نهاده اند به وضوح نشان مي دهد كه «راز» مقاومت جانانه و مثال زدني آنها در پيروي از اين نسخه حيات آفرين امام(ره) بوده است «ملتي كه شهادت دارد، اسارت ندارد»... و تمامي زواياي حماسه شورانگيز دفاع مقدس 8ساله، تفسير عملي همين نسخه حيات آفرين و رهايي بخش امام راحل ما- رضوان الله تعالي عليه- است... و هم از اين روي، امام بزرگوار خطاب به چله نشينان و زاهدان خلوت گزين مي فرمود «هشتاد سال عبادت كرديد، خدا قبول كند، اما وصيت نامه شهدا را هم بخوانيد»...
امروز، هفتمين روز، از هفته دفاع مقدس است و نام بامسماي «شهيدان و شفاعت» بر تارك آن مي درخشد.
بعد از پذيرش قطعنامه وقتي توپخانه ها از نفس افتادند و جنگ 8 ساله به پايان رسيد، كساني- كه كم نبودند- بر اين باور بودند كه فرهنگ شهادت و شهادت طلبي نيز با پايان جنگ به نقطه پايان خود رسيده است و از آن قافله «جز آتشي به منزل» و خاطره اي بر لوح اذهان يا اوراق كتاب ها و دفترها باقي نمانده است ولي ادامه راه كمترين ترديدي باقي نگذاشت كه كتاب شهادت نه فقط به فصل پاياني خود نرسيده، بلكه، هنوز «اول عشق است» و در دنياي ظلمت زده كنوني و در مقابل دشمنان تا دندان مسلح و خوني، بازهم، همان نسخه كه امام راحلمان«ره» تجويز فرموده بود، گره گشا و دشمن سوز است... مقاومت عراق، انتفاضه فلسطين و حزب الله لبنان... شاهد اين مدعاست و تمامي شواهد و قراين موجود حكايت از آن دارند كه راه درازي در پيش است...
حضرت امام«ره» در پيامي به مناسبت پايان جنگ و پذيرش قطعنامه فرمود؛ «... خدا مي داند كه راه و رسم شهادت كور شدني نيست و اين، ملت ها و آيندگان هستند كه به راه شهيدان اقتدا خواهند كرد... ديروز، روز امتحان الهي بود كه گذشت و فردا امتحان ديگري است كه پيش مي آيد... بغض و كينه انقلابيتان را در سينه ها نگه داريد، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد و بدانيد كه پيروزي از آن شماست...»
امروز، آخرين روز از هفته دفاع مقدس و روز يادآوري شهيدان است اما، مگر نه اين كه، حاكميت، استقلال، تماميت ارضي و همه نفس كشيدن ها يمان را مديون شهدا هستيم، پس همه روزها، روز شهداست و نبايد بر اين گمان باطل بود كه ياد و پاسداشت شهيدان، لطفي! از جانب ما به آنهاست... بلكه شهيدانمان را به ياد مي آوريم تا خود را از ياد نبريم، راه پيموده را فراموش نكنيم و راهي را كه پيش روي داريم به خاطر بسپاريم.
حسين شريعتمداري

/ 0 نظر / 3 بازدید