جنگ ما

هر بحثي درباره نسبت ايران و نبردي كه اكنون در لبنان در جريان است، خيلي زود توسط رسانه هاي غربي به بيراهه كشانده مي شود. گاهي ادعا مي كنند ايران در حال حمايت اطلاعاتي و عملياتي از مبارزان لبناني است و گاهي هم مي گويند در واقع اين تهران بود كه آتش جنگ را برافروخت تا توجهات را از پرونده هسته اي خود منحرف و به سمت ديگري معطوف كند.
اين خبرها چندان اهميتي ندارد و در واقع تكرار ملال آور حرف هايي است كه هرگز نه اسناد قابل اعتنايي براي اثبات آنها ارائه شده و نه اساساً يك تحليل قانع كننده وجود داشته است كه آنها را معقول و خردپذير سازد. با اين حال در آنچه ديپلمات هاي غربي در اين باره مي گويند و رسانه هايشان هم همان ها را تكرار مي كنند، حقيقتي هست كه ما هيچ مخالفتي با آن نداريم و آن حقيقت اين است:
«اين جنگ، جنگ ماست». اين حقيقتي است كه همه طرف ها به خوبي به آن واقفند و به ميزاني كه بتوانند عمق و معناي آن را دريابند و با آن ارتباط برقرار كنند، خواهند توانست در اين بحران به ايفاي نقش بپردازند و بر تأثير خود در جهت دهي به آن بيفزايند. جنگ لبنان به هر شكلي خاتمه يابد، تأثيري مستقيم، بزرگ و بلندمدت بر سرنوشت، امنيت و منافع ما خواهد گذاشت. نبرد لبنان، صرفاً درگيري ميان يك نيروي شبه نظامي در كشوري همواره بحران زده با يك قداره كش منطقه اي نيست بلكه منازعه اي است بر سر اينكه قدرت برتر و قطب امنيتي و استراتژيكي منطقه كيست. اگر اسرائيلي ها بتوانند از عهده حزب الله برآيند، آن وقت ديگر به زحمت بتوان جلو زياده خواهي و توسعه طلبي شان را در منطقه گرفت. همين اعرابي كه اكنون براي اسرائيل نامه فدايت شوم مي نويسند و به آن يادآوري مي كنند كه فرصت را براي نابود كردن حزب الله مغتنم بشمارد، در چنان وضعيتي خود اولين قربانيان نظم اسرائيل محور منطقه خواهند بود و ديده ايم البته- تاريخ جنگ هاي عربي - اسرائيلي را در 1948، 1967 و 1973 بخوانيد- كه در دفاع از خود و نشاندن دشمن بر سر جايش چه يد طولايي دارند! در مقابل اما برتري حزب الله دوراني از آرامش و ثبات را براي تمامي دولت ها و ملت هاي منطقه به ارمغان خواهد آورد. اسرائيل اگر يك بار سرجاي خود نشانده شود، ديگر به اين آساني ها توان برخاستن و روي پاي خود ايستادن نخواهد داشت. درست مثل آن لات بي سر و پايي كه تا وقتي هماوردي پيش روي خود نبيند و كسي جوابش را چنانكه بايد ندهد، هر روز در كوي و برزن راه را بر اهل و عيال مردم خواهد بست و بر سر اين و آن عربده خواهد كشيد اما همين كه جوانمردي پيدا شود و جلو چشم خلايق يك بار حقش را كف دستش بگذارد، مي توان ديد كه بي سر و صدا به جانوري بي آزار و دم بريده تغيير ماهيت خواهد داد. حملات حزب الله به صهيونيست ها همان ضربه سيلي جوانمرد است بر صورت ناشسته لات قداره بند؛ خائنان محل اگر بگذارند!
اسرائيل نمي تواند درست بجنگد. ماشين جنگي صهيونيست ها آشكارا عليل و ناتوان مي نمايد و اين فرصت بزرگي است. حملات هوايي ارتش اسرائيل اين روزها هيچ ارزش نظامي ندارد، بيابان ها را مي زنند و ساختمان هاي مخروبه اي را كه طي هفته گذشته چند بار ديگر زده بودند. از نبرد دريايي يا عمليات آبي- خاكي هم تقريباً خبري نيست. از وقتي حزب الله ناوچه اسرائيلي معروف را تبديل به آهن پاره اي كرد و با همه سرنشينانش به قعر آب فرستاد، يگان هاي دريايي اسرائيل ديگر حتي دور و بر بندر حيفا هم پيدايشان نشده چه رسد به آب هاي لبنان. آنچه مي ماند فقط نبرد روي زمين است كه ظاهرا به اذن آمريكايي ها يك هفته اي تداوم خواهد داشت. (كاندوليزا رايس يكشنبه گذشته وارد بيروت شد، از آنجا قرار است به رم برود و با نمايندگاني از كشورهاي عربي درباره طرح هاي آتش بس مذاكره كند، بعد سفري به مالزي خواهد داشت و از آنجا دوباره روز يكشنبه آينده به بيروت بازمي گردد؛ اين بازي و گردش هم البته هيچ مقصودي ندارد الا اينكه يك هفته آتش بسي را كه جامعه جهاني يكپارچه خواهان آن است به تعويق بيندازد و به اسرائيل مجال «جنايت تا سرحد ممكن» را بدهد.) و روي زمين هم اسرائيلي ها گيج و مبهوتند. ديروز يك فرمانده بلندپايه اسرائيلي به هاآرتص گفته است كه خونسردي وتاكتيك پذيري حزب الله، ارتش اسرائيل را كلافه كرده است. علاوه بر او يك وزير كابينه اولمرت هم با ابراز نااميدي از ناتواني ارتش اسرائيل در مقابل حزب الله و بيان اين كه انتظار بيشتري از ارتش داشته، اعتراف كرده است نابودي حزب الله توهمي بيش نيست. حزب الله سال ها بر منطقه اي كه اكنون نبرد در آن جريان دارد اشراف كامل داشته و تمامي آن را وجب به وجب به انواعي از موانع و استحكامات نظامي مسلح كرده است. به همين دليل خوب مي داند كه در هر گوشه از آن چگونه بايد بجنگند. ديروز دوستاني از صحنه نبرد خبر دادند در مجاورت يكي از روستاهاي جنوب لبنان و در حالي كه درگيري سخت بالا گرفته بوده، اسرائيلي ها مستاصل از آتش سنگين نيروهاي مقاومت پشت بي سيم به هم مي گفته اند در اين روستا لااقل 500 رزمنده حزب الله روياروي ما ايستاده اند در حالي كه در حقيقت عدد رزمندگان حزب الله به چند ده نفر هم نمي رسيده است.
اين فرصت بزرگي است؛ فرصتي مهيا براي به خاك سياه نشاندن اسرائيل يعني هدم آن عقده اي كه سال ها راه تنفس دنياي اسلام را تنگ كرده است و بايد آن را دريافت. روي سخن در اينجا البته با ملت هاي مسلمان است نه دولت ها.جنوب لبنان اكنون دروازه اي گشوده است به بهشت كه به هنگام رد شدن از آن مي توانيد لگدي هم به دشمن ترين دشمنان خداوند بزنيد. همه آنها كه در دل آرزوي جنگيدن با اسرائيلي ها را مي پرورده اند، همه آرزومندان نابودي صهيونيسم، بايد به اين صحنه به مثابه مهياترين فرصت ممكن بنگرند. جنوب لبنان بايد تبديل به يك جبهه بين المللي براي همه كساني شود كه خواهان پاكيزه شدن زمين از بدكارترين مردم آنند؛ تا دير نشده بايد جنبيد.
بلي مي گفتم كه اين جنگ، جنگ ماست...
مهدي محمدي

/ 0 نظر / 3 بازدید