سیاست دینی
چه كساني از پيروزي اصولگرايان نگرانند؟

چنانچه فارغ از گرايشات جناحي و بدون القاء ويا تحميل علايق حزبي، آحاد جامعه را مورد پرسش قرار دهيم و از آنان بخواهيم كه نظرشان را در مورد اوصاف و ويژگي هاي نامزد مطلوب خويش براي تصدي مقام رياست جمهوري اعلام نمايند، بي شك اكثريت قريب به اتفاق مردم نشانه هايي خواهند داد كه با اوصاف و رفتار و منش اصولگرايان نزديك تر است. مردم رئيس جمهوري مي خواهند كه اهل عمل باشد، نه حرف. رئيس جمهوري مي خواهند كه منافع عامه مردم را بر عده قليل مرفهان بي درد و نوكيسه هاي تازه به دوران رسيده، ارجح بداند. رئيس جمهوري مي خواهند كه معني فقر، گرسنگي، بي پولي، بيكاري، اجاره نشيني و شرمندگي در برابر همسر و فرزند به خاطر عدم تأمين حداقل خواسته هاي آنان را درك كند و با مطالبات و خواسته هاي اكثريت مردم بيگانه نباشد. رئيس جمهوري مي خواهند كه در برابر زورگويي و مظلوم كشي گردن كلفت هاي سياسي و اقتصادي كوتاه نيايد و سازمان ها و وزارتخانه هاي دولتي را حياط خلوت اعضاي خانواده، افراد فاميل و دوستان خود قرار ندهد. مردم رئيس جمهوري مي خواهند كه عالم و عامل به احكام اسلام، اصول انقلاب، آرمان هاي امام راحل و توصيه هاي رهبر معظم انقلاب باشد و زمينه رشد و بالندگي جامعه، توسعه و پيشرفت علمي كشور، ترويج فضائل اخلاقي و تربيتي، تقويت همبستگي ملي، نشاط اجتماعي و گرايش به دين و معنويت را بيش از پيش فراهم نمايد.
عملكرد 8 ساله طيفي از تكنوكرات ها در دولت سازندگي و نيز 8 سال حاكميت مدعيان مردم سالاري در دولت اصلاحات، پيش روي مردم است و قضاوت درباره اين دو دوره چندان دشوار نيست. هرچند طي اين 16سال گام هاي اساسي و ارزشمندي برداشته شده است كه قطعاً از ديد مردم پنهان نخواهد ماند، ولي بايد اذعان كرد كه دولت سازندگي با طرح توسعه اقتصادي و دولت اصلاحات با طرح توسعه سياسي، راه افراط و تفريط در پيش گرفته و از واقعيات ملموس زندگي مردم و نيازهاي جاري آنان غافل ماندند.
اينك عملكرد اصولگرايان در مدت كوتاهي كه از عمر مجلس هفتم گذشته است و نيز طرح ها و برنامه هاي اصولگرايان در شوراي شهر تهران و شوراهاي ديگر شهرها در ترازوي قضاوت مردم قرار دارد كه قطعاً مقايسه اين سه دوره، كار را براي مردم در انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري آسان تر خواهد كرد. تبليغات فزاينده دوره سازندگي، جنجال آفريني هاي دوره اصلاحات و آرامش ناشي از حضور اصولگرايان در شوراهاي شهرها و مجلس هفتم نشانه هاي خوبي براي مردم در انتخابات رياست جمهوري است.
به نظر مي رسد كه مردم معيارها و چارچوب كلي انتخاب خود را مشخص كرده اند و در اين چارچوب چيزي جز اصولگرايي قرار نمي گيرد و گام بعدي، انتخاب فرد مورد نظر خويش از ميان نامزدهاي موجود است، اما نكته اساسي كه مي بايست مورد توجه اردوگاه اصولگرايان و قشرهاي علاقه مند به جريان اصولگرايي قرار گيرد، هشياربودن آنان در برابر ترفندها، توطئه ها و عمليات رواني مخالفان نهضت اصولگرايي است. هرچه اقبال عمومي به طيف اصولگرايان بيشتر مي شود، مخالفان جريان اصولگرا نيز بر شدت كارشكني هاي خود مي افزايند.
جنبش رو به رشد اصولگرايي از جانب چند گروه در معرض تهديد و تخريب قرار دارد: 1-سياستمداران قدرت طلب 2-زراندوزان عافيت طلب 3-افراد مرعوب و غرب زده داخلي 4-دشمنان بيروني نظام 5-مفسدان اقتصادي 6-كاسه ليس ها و بادمجان دور قاب چين ها كه تاكنون با نوكري و تملق و چاپلوسي اين و آن، روزگار گذرانيده و انبانشان را از اين رهگذر پر كرده اند. مجموعه اين گروه ها از پيروزي نامزد اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري نگرانند و نمي خواهند كه مهمترين قوه كشور يعني قوه مجريه در اختيار فردي از طيف اصولگرايان قرار گيرد، ولي پرسش اين است كه چرا؟! نگراني اين گروه ها از چيست؟!
پيروزي اصولگرايان در دومين دوره انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا با وجود حاكميت بلامنازع مدعيان اصلاحات در دولت، مجلس ششم و دوره اول شوراها نشانه قهر اجتماعي با نامزدهايي بود كه داعيه روشنفكري، آزاديخواهي و اصلاح طلبي داشتند و در واقع يك «پالس» از سوي مردم به اين طيف بود كه مراقب باشند كه زاويه خود را با انقلاب، نظام جمهوري اسلامي و اصول و آرمان هاي مورد احترام ملت، زياد نكنند. در اين انتخابات نه از نظارت استصوابي خبري بود و نه از شوراي نگهبان و همه چيز از نظارت تا اجرا گرفته در اختيار وزارت كشور بود و همه احزاب و گروه ها نيز با تمام توان و ظرفيت خود به ميدان آمده و نامزد معرفي كرده بودند، از نامزدهاي مورد حمايت گروهك غيرقانوني نهضت آزادي گرفته تا جريان هاي موسوم به ملي- مذهبي، احزاب دوم خردادي و غيره، اما حتي يك نفر از نامزدهاي اين جريان ها موفق به كسب آراي مردم نشد و برخي از آنان آرايي در حد 2 رقم داشتند!
متأسفانه مدعيان اصلاحات و طيف افراطي جبهه دوم خرداد، «پالس» مردم را جدي نگرفتند تا اين كه در انتخابات مجلس هفتم، مردم با رأي ندادن به نامزدهاي وابسته به اين جريان، «شوك» اساسي به آنها وارد كرده و نشان دادند كه لجاجت با مردم و پشت كردن به خواسته ها و نيازهاي واقعي آنان چه سرانجامي را رقم مي زند! افسوس كه اين «شوك» نيز مدعيان اصلاحات را بيدار نكرد و اكنون نيز در آستانه انتخابات رياست جمهوري، همان رفتار و روش شكست خورده پيشين را دنبال مي كنند و بعضا دست در دست گروه هاي مطرودي گذاشته اند كه خود از راه رفتن عاجزند و «واي به روزي كه كوري عصاكش كوردگر شود»! قطعاً چنانچه همين روند ادامه يابد، اين دفعه نه از «پالس» خبري خواهد بود و نه از «شوك» ، بلكه افراطيون دچار «فلج سياسي» خواهند شد!
به هر حال مجموعه اين جريان كه دو شكست مفتضحانه را در كارنامه خود دارد، از پيروزي اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري، سخت نگرانند و تمام نيرو، پول، اعتبار و سرمايه خود را به كار گرفته اند تا اولا نگاه مثبت مردم را به جريان اصولگرايي تغيير دهند و ثانيا بين نامزدهاي اصولگرا اختلاف بيندازند. آنها و دشمنان ايران اسلامي مي دانند كه پيروزي اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري يعني پايان دوران ريخت و پاش ها، شروع كار و تلاش، غربت هوچيگري و جنجال آفريني، افول سياستمداران قدرت طلب، قطع دست مفسدان اقتصادي از بيت المال، برباد رفتن حمايت هاي چندساله آمريكا و غرب از مزدوران داخلي و...
قطعا هشياري مردم و نامزدهاي اصولگرا اين بار نيز توطئه ها را نقش بر آب خواهد كرد. مهم اين است كه آن كلام حكيمانه امام راحل را آويزه گوشمان قرار دهيم كه قريب به اين مضمون خطاب به آقاي منتظري فرمودند كه «دشمنان حرف هاي خود را گاه با چند واسطه از زبان افراد موجه مطرح مي كنند.» بنابراين نامزدهاي اصولگرا بايد هشيار باشند و بدون توجه به عمليات رواني مطبوعات وابسته به احزاب و حرف هايي كه از اين و آن مي شنوند، به وحدت بينديشند و راه را بر خدعه و فريب دشمنان ملت ببندند.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٤ - جواد مالداران