سیاست دینی
شعبده با مردم

انتخابات در دنيا اگر چه در بادي امر عرصه انتخاب آزاد مردم است اما اين ظرفيت را دارد كه تغيير ماهيت دهد و به صحنه هنرنمايي تردستان سياست و هزاردستان قدرت و ثروت بدل شود. از اين جهت آراي مردمان در كشورهاي مختلف همواره در معرض تردستي و دستكاري بوده است. در واقع صاحبان نفوذ و سرمايه و تريبون همواره كوشيده اند با دستكاري در فهم مردم از اوضاع، آنان را دچار نوعي هيپنوتيزم سياسي و مسحور خويش كنند. اينجاست كه آزادي انتخاب-با كم و زيادش در كشورهاي گوناگون- در برابر رندي هاي تردستان هزار دست سياست و قدرت رنگ مي بازد و مستضعفان اقتصادي، چنان برمي گزينند كه بانيان و حاميان استضعاف و تبعيض اراده كرده اند؛ كه رنج بزرگ مستضعفان، همان استضعاف فرهنگي است و نه اقتصادي. درست مانند طفلي كه سكه اش را رندي از كفش بقاپد و آن سكه را زير چند ظرف وارونه جابجا كند و او را چندان گيج سازد كه نهايتاً در حل معما عاجز ماند و تشخيص ندهد كه سكه كجاست. و اساساً يادش برود كه غم او، سكه ربوده شده خويش است نه ايستادن و تماشا كردن به اين شعبده بازي. انتخابات در اغلب مناطق دنيا، اغلب به اين شعبده بازي شبيه تر بوده است تا احقاق يك حق بزرگ.
ملت ما با انقلاب اسلامي استقلال ربوده خويش را به كف آورد اما اين استقلال به آن معنا نيست كه بيگانگان در انتخابات آزاد اين ملت طمع نكنند يا جريان هاي فرصت طلب داخلي براي خود در اين عرصه كيسه ندوزند و احياناً طمع اجنبي با اين كيسه دوزي هاي داخلي به هم نرسند؛ كه هر چه باشد هر دوي آنها راهزن و قطّاع الطريقند و اگر همداستان شوند، شايد زورشان بر مردم بيشتر بچربد.
دقيقاً 2 ماه ديگر، مردم رئيس جمهور آينده را انتخاب مي كنند. اين انتخاب هم مي تواند فرصتي براي نو كردن دولت و سازوكار ناكارآمد حاكم بر آن باشد و روزگاري تازه و اميدبخش را براي كشور و ملت رقم زند و هم مي تواند گردنه اي براي دور زدن و مصادره آراي ملت در خدمت مقاصدي مغاير اهداف و آرمان هاي آنان باشد. هم مي تواند عدالت و خدمت را سرلوحه فهرست مسائل كشور كند و در كانون وظايف بايسته دولت آينده قرار دهد و هم روندي را حاكم كند كه در به همان پاشنه قبلي بچرخد و به روال بيش از يك دهه گذشته، دستگاه اجرايي تنها يك شركت سهامي بزرگ براي صاحب منصبان حزبي و امتيازجويان اقتصادي باشد.
دولت آينده هم مي تواند شأن حاكميت ملي را در اقتصادي كه بيرون از اين عرصه هدايت مي شود، زنده كند و اين چرخه بزرگ را نظام مند و بسامان سازد و هم مي تواند چنان چيده شود كه سفره خاصه خوري و رانت جويي و فرصت هاي ويژه را براي دلالان اقتصادي و سياسي پهن تر و انحصاري تر از پيش، گشوده دارد. هم مي تواند با اصلاحات اقتصادي و قطع دست سودجويان، قدرت و بنيه اقتصادي مردم را زنده كند و هم مي تواند چنان كند كه در دولت ائتلافي موجود شد و آن روزنامه دوم خردادي مجبور شد بنويسد «جايزه نوبل شيمي را بايد به بانك مركزي داد كه ريال را با خاكستر يكي كرد»!
رويه غلط حاكم بر دولت را هم مي توان تغيير داد و هم تثبيت كرد و از اينجاست كه تردستي ها براي پيچيده كردن و گيج ساختن افكار عمومي آغاز مي شود به مدد تردستاني كه به استخدام قدرت و ثروت درمي آيند تا فضا را واژگونه و غير از آن چه هست جلوه دهند، در حالي كه صورت مسئله با زيركي از نگاه مردم پاك شده باشد. اينجاست كه نقش گروه هاي نخبه بيشتر رخ مي كند. در واقع اگر تا ديروز، مردم مستقيماً آماج تهاجم تبليغاتي «سرمايه گذاران انتخاباتي» بودند، امروز اين نخبگان و گروه هاي مرجع-همچون تشكل هاي دانشجويي، علما، روشنفكران و دانشگاهيان و هنرمندان و فرهنگيان و صاحبان قلم و...- هستند، كه آماج دستكاري رواني و تطميع يا تحميق قرار مي گيرند تا توده ها را به استخدام «كيسه دوختگان» درآورند. در واقع، سرنوشت اتفاق بزرگ و سرنوشت سازي چون انتخابات، در اين نقطه رقم مي خورد؛ جايي كه مردم براي آگاهي و انتخاب به آن نقطه چشم مي دوزند. اگر اين مراجع سياسي و فكري، براي عدالت همت كنند و آينه اي صاف و بي زنگار باشند، انتخابي شايسته و عدالت محور رقم مي خورد اما اگر نخبگان و خواص خوب نفهمند يا پيشاپيش دچار تحدّب يا تقعّر و پديده غيرواقعي بزرگ نمايي يا كوچك نمايي و بدنمايي شده باشند، در واقع به مردم خيانت شده است. به تعبير چند سال پيش رهبر فرزانه انقلاب:
«تصميم گيري خواص در وقت لازم، تشخيص خواص در وقت لازم، گذشت خواص از دنيا در لحظه لازم و اقدام خواص براي خدا در لحظه لازم-بايد حركت لازم را انجام داد- اينهاست كه تاريخ را نجات مي دهد، ارزش ها را نجات مي دهد، ارزش ها را حفظ مي كند. در لحظه لازم بايد حركت لازم را انجام داد، اگر گذاشتيد وقت گذشت، ديگر فايده ندارد».
به مرور زمان، فعالان، روزنامه ها و حزب ها هر روز متعددتر و مسائل انتخابات پيچيده تر مي شوند. يك دسته براي آن كه نامزدي خاص را جابيندازند، فضاي كشور را بحران زده و ناامن و دچار قحط الرجال تصوير مي كنند و از نامزدي كه از همين حالا برخي حاميان او سهم مي خواهند، چهره اي معتدل و غيرباندي مي سازند و دسته اي ديگر از پشتيباني جهاني-در واقع حمايت قدرت ها-از شعار دموكراسي و حقوق بشر آنان به عنوان بشارت بزرگ خبر مي دهند و مردم را مي ترسانند از اينكه بدون تداوم مسندنشيني اين جريان، همه چيز در كشور سياه و تيره شود و... قس علي هذا.
اما صورت مسئله حقيقي به ويژه براي نخبگان و فرهيختگان نبايد در لابلاي ده ها بحث انحرافي گم شود و آن اينكه همه اين ادعاهاي اعتدال، سازندگي، توسعه اقتصادي و سياسي، دموكراسي، حقوق بشر، آزادي، حقوق اقوام و مواردي از اين دست تنها با معيار جاذبه و دافعه علوي كه بر مدار عدالت شكل گرفت، سنجيده مي شود. و بحمدالله عملكرد هر يك از اين جريان هاي سياسي در اين باره روشن است همچنان كه ملاحظه تجمع كنندگان در هر يك از اين ستادها خود به اندازه كافي گوياست كه آنان سنگ مردم را به سينه مي زنند يا براي كيسه خويش تدبير كرده اند.
در اين باره پيام 8 آبان 81 رهبر معظم انقلاب خطاب به قاطبه دانشجويان هنوز هم پيش روي فرزانگان و اهل نظر گشوده است كه:
«امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل كشور، مسئله عدالت است. دانشجوي جوان... به عدالت اجتماعي و پر كردن شكاف هاي طبقاتي به چشم يك آرزوي بزرگ و بي بديل مي نگرد... اگر عدالت-عدالت واقعي و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت- آرزو و آرمان و هدف برنامه ريزي هاست، پس بايد هر پديده ضدعدالت در واقعيات كشور مورد سؤال قرار گيرد:
مسابقه رفاه ميان مسئولان، بي اعتنايي به گسترش شكاف طبقاتي در ذهن و عمل برنامه ريزان، ثروت هاي بادآورده در دستاني كه تا چندي پيش تهي بودند، هزينه كردن اموال عمومي و اقدام هاي بدون اولويت و به طريق اولي در كارهاي صرفاً تشريفاتي، ميدان دادن به عناصري كه زرنگي و پررويي آنان همه گلوگاه هاي اقتصادي را به روي آنان مي گشايد و خلاصه، پديده بسيار خطرناك انبوه شدن ثروت در دست كساني كه آمادگي دارند آن را هزينه كسب قدرت سياسي كنند و البته با تكيه بر آن قدرت سياسي، اضعاف آنچه را هزينه كرده اند، گرد مي آورند.
اينها و امثال آنها، نقطه هاي استفهام برانگيزي است كه هر جوان معتقد به عدل اسلامي، ذهن و دل خود را به آن متوجه مي يابد و از كساني كه مظنون به چنين تخلفاتي شناخته مي شوند پاسخ مي طلبد... امروز اين مهمترين و مطرح ترين مسئله كشور است و نسل جوان دانشجو و متعهد و مؤمن نمي تواند نسبت به آن بي تفاوت باشد.»
امروز صاحبان قدرت ها و ثروت هاي بادآورده، ميليارد ميليارد براي ربودن و اندوختن آراي باد آورده خرج مي كنند. بوي تعفن از بعضي بلندگوها و حلقوم ها و روزنامه ها و حزب هاي يك شبه تأسيس شده، بلند است. بايد دست به دست هم داد و اردوگاه همبستگي ملي را بر مدار عدالت و خدمت و مبارزه با فساد تدارك كرد، كه اردوگاه هاي فرصت طلبي و سودجويي از مدت ها پيش تدارك شده است. دو ماه، البته براي آنها كه مي خواهند جهت اقامه حق به حركت درآيند، فرصت كمي نيست، و اگر جنبيدند خداوند هم به اين فرصت، بركت مي دهد. مكمل اين اقدام اصولگرايانه ملي، هوشياري براي نيفتادن در دام تفرقه و پرهيز از ايفاي نقش در بازي چيده شده به دست تردستان سياسي و اقتصادي است... ودر اين ميان آيا جايي هم براي تفرقه مي ماند ؟

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٤ - جواد مالداران