سیاست دینی
اصولگراترين كانديدا

سياست، دكان دونبشي است كه از يك وجه آن، دروغ و نيرنگ عرضه مي شود و از وجه ديگر، صداقت و درستي. مهم اين است كه از كدام نبش به آن بنگري و از كدامين درش وارد و خارج شوي.
از همين رو سياست ،گاه جنبه شيطاني پيدا مي كند و گاه وجهه رحماني مي يابد. وقتي معيار و تقوا و اخلاق بر دكان سياست، حاكم باشد. علي(ع) از آن خارج مي شود و وقتي اين دو نباشد، شناخته شده ترين چهره اي كه به اين دكان آمد و شد مي كند، عمروعاص است.
عمروعاص ، سياست را خوب مي دانست و در اين راه ورزيده و كهنه كار بود. خوبان تاريخ هرگز او را به اين خاطر تخطئه نكرده اند كه در عالم سياست ورزي دچار ضعف و خطاهاي تاكتيكي شد؛ برعكس همه گفته اند كه او در گزينش راه هاي شيطاني براي نيل به مقصود خويش، به طرزي ستايش برانگيز! موفق بوده و بر قله سياست كثيف و غيراخلاقي در تاريخ تكيه زده بود و از اين منظر، هماوردي برايش متصور نيست. اما در چارچوب مسائل انساني و اخلاقي، عمروعاص را شاگرد تنبل مدرسه سياست بايد به حساب آورد. چه، او براي نيل به مقصود دنيايي خويش، از هيچ حيله و نيرنگي -حتي در وقيحانه ترين شكل آن- دريغ نداشت. گفته اند كه در معركه نبرد، وقتي توان رويارويي جوانمردانه مقابل اميرمؤمنان را در خود نديد، چاره كار را در حيله اي مضحك و رسوا جست؛ كشف عورت كرد، چون مي دانست كه علي آن پهلوان پارسا و غيور عرب از اين منظره زشت، روي برخواهد گرداند و فرصت گريختن از مهلكه براي او فراهم مي شود و چنين شد.
از نگاه كساني كه در چارچوب سياست عمروعاصي تحليل مي كنند، لابد فرد پيروز آن معركه، عمروعاص بوده و آن كس كه جنگ را باخته و كم آورده، علي(ع) است. اما در چشم آنها كه نظام معيارشان متكي بر آموزه هاي اخلاقي و پرواپيشگي است، روي برگرداندن از چنان صحنه شرم آوري، عين پيروزي است و چه باك اگر دشمن غدار، از رهگذر توسل به اسافل اعضاي خويش جان سالم از مهلكه به در برد.
اين هردوگونه سياست ورزي، صدها سال است كه پيش روي ما مردمان جلوه گري مي كند. اين كه علي(ع) چهره ستوده تاريخ جلوه كرده و به عدد ستارگان آسمان، آدميان را در اين مدت، شيفته خود ساخته است، حكايت از آن دارد كه گرايش به اخلاق، غيرت، پارسايي و جوانمردي در سرشت ما انسان ها نهفته است. لذا نام علي(ع) را مترادف همه خوبي ها و انسان كامل مي دانيم و امثال عمروعاص را سرسلسله همه بدي ها به شمار مي آوريم اما از آنجا كه استعداد و معرفت وجودي ما از ظرفيت انسان كامل، فرسنگ ها فاصله دارد، علي رغم ارادت به مولا، در درون خود عمروعاص پروري مي كنيم!
دنيا سياست از آن رو كه دكان دونبش و ذووجهين است، براي آدم هاي ضعيف النفس و بوالهوس، مي تواند كمينگاه شيطان باشد و از همين رو چه بسا برخي از آنها هم كه با انگيزه هاي خوب وارد آن شده اند، زماني بعد، خود را در منجلاب كثافات و آلودگي ها يافته اند.
وسوسه دستيابي به قدرت- و نيز ثروت- به هر قيمت، از ابتداي انقلاب تا امروز، خيلي ها را از مركب آرزوها و اوهام خود به زير كشيده و له كرده است و در اين ميان، آنها كه عمروعاص هاي درون خويش را مهار نكرده و اسب سركش آرزو را در وادي سياست نيرنگ و دروغ تاخته اند، آخرالامر سر از جايي درآوردند كه قرارگاه پاكان و صالحان روزگار نيست؛ حتي اگر به ظاهر، مدتي بر مركب مراد سوار بوده اند.
انتخابات، آوردگاه مردان سياست است و سوداي پيروزي در آن مي تواند عقل و هوش از سر سياست ورزان ببرد. و شگفتا كه گنجينه خرد هيچ يك از ما انسان ها از دستبرد احتمالي در امان نيست زيرا وسوسه ها متنوع و رنگارنگ است. يكي را به ثروت مي فريبند، ديگري را با شهرت، آن يكي را با سوداي تحكيم قدرت و چه بسا برخي را هم با بهانه خدمت! و اين آخري بزنگاه سقوط مرداني است كه خيال مي كنند، خدمت به خلق خدا، تنها از ايشان ساخته است، نه هيچ كس ديگر.
اشتباه نشود! اصل آمادگي داشتن براي پذيرش مسئوليت و انجام خدمت صادقانه به مردم، حركتي قابل ستايش و فداكارانه است اما اگر چنگ انداختن به عرصه خدمت، مستلزم پنجه كشيدن به چهره ديگران -حتي دوستان و ياران هم پيمان ديروز- شود، قاعدتاً در خدمت بودنش بايد ترديد كرد.
اكنون به روزهاي داغ انتخابات نزديك مي شويم. حساسيت اين دوره انتخابات از آن رو بيش از ادوار پيشين است كه در اين ميدان، رقيباني همزور و در قد و قواره تقريباً يكسان، به تعداد فراوان حاضرند. همين، خود سبب شده كه هركس، شايستگي خويش را كم از ديگري نداند و بالاتر از آن، خيل هواداران اين و آن نامزد انتخاباتي هستند كه مي كوشند تنور مبارزه را براي نامزد محبوب خويش گرم كنند اما به چه قيمتي؟
مي توان انتظار داشت كه به موازات سپري شدن ايام و فرارسيدن روزهاي اوج انتخابات، ذهن و دل مريدان هر نامزد از تدابير گوناگون براي جاانداختن مطلوب خود انباشته شود و در اين ميان، فصل جولان دهي عمروعاص هاي درون آدم ها آغاز گردد. از ياد نبريم كه در كمينگاه شيطان، ما همه طعمه هاي ريز و درشتي هستيم ؛جز آن كه به مدد تقوا و اخلاق، راه بر ابليس و تسويلات او ببنديم.
اصولگراترين نامزد انتخاباتي و سالم ترين هواداران كانديداها، آنهايي هستند كه به عمروعاص هاي وجود خود، اجازه خودنمايي در بزرگترين ميدان سياست (انتخابات) ندهند. انتخابات تا دو ماه ديگر به انجام خواهد رسيد و بالأخره سكان اداره كشور به دست يكي از مردان آستين بالازده در اين عرصه خواهد افتاد و دست بالا 8سال در اختيار او خواهد ماند و روزي خواهد رسيد كه بايد آن را به خلف خويش واگذارد و كناري رود، اما ياد و خاطره نحوه سياست ورزي هيچ يك از سياست پيشگان از حافظه تاريخ محو نخواهد شد.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٤ - جواد مالداران