سیاست دینی
جور ديگر بايد ديد

جبهه اصولگرا اين روزها دوران سرنوشت سازي را مي گذراند. آهنگ انتخاباتي، شتاب گرفته و برنامه ريزي هاي سازمان دهي شده، مجال و فرصت عملياتي شدن پيدا مي كنند؛ از اين رو همه زمينه ها براي جلب تمايلات اقشار مختلف مردم به نامزدهاي جبهه فراگير اصولگرايان مهياست و واپسين روزهاي خردادماه، از اين منظر زمان برگزيدن بهترين شيوه اداره كشور از سوي ملت ايران است.
در اين ميان، اگر از وجود رخوت و چندپارگي در اردوگاه مدعيان اصلاح طلبي و دوم خردادي كه بگذريم ، به پديده مباركي در جبهه اصولگرا برمي خوريم كه كمتر به آن توجه مي شود؛ چه اين روند جامعه شناختي در حال تكوين، از ايجاد يك الگوي «دموكراسي اسلامي» در سطحي عميق و پايدار حكايت مي كند كه در خود «خبري بزرگ» دارد.
خوشبختانه انقلاب اسلامي، در دهه سوم خود، نه اينكه از پا نشسته باشد، بلكه به مدد رهبري داهيانه، غيرتمندي انقلابيون وفادار و امت هميشه در صحنه، در حال بازتوليد و تكميل الگويي از حكومت داري و حكمراني مردمي است كه بر سازوكار آن جز «مردم سالاري اسلامي» نامي ديگر نمي توان گذاشت. اين تحول اجتماعي- سياسي، در افقي عميق تر «زيستي اسلامي- شيعي» را به منصه ظهور رسانده كه در تعامل با ديگر فرآيندها، در سطحي كلان، در فضاي بين المللي ، مدلي از «نظم اسلامي» را براي تعامل فرامرزي بشريت به ارمغان آورده است كه در حوزه استراتژيك، «نظم سلطه محور» آمريكايي را سخت به چالش خوانده است.
در اين نوشته مختصر، فرصت بازشكافي اين گنجينه قدرت نيست و از اينرو به بحث اوليه بر مي گرديم؛ همان كه از ميدان ديد و انديشه برخي از مدعيان روشنفكري و سياسيون استحاله شده از يك سو و محافل سياست پرداز و رسانه اي غربي، از سوي ديگر مخفي مانده و همين باعث شده است كه آن ها به تحليل هاي چوبين از فعاليت انتخاباتي جبهه اصولگرا رو بياورند و از شناخت تحولات بنيادين غافل باشند.
¤¤¤
«ما مأمور به تكليفيم و نه نتيجه»؛ اين جمله را شهيد بهشتي بارها به زبان آورد؛ هم او كه تلاش كرد فرآيند تحزب اسلامي را در كشور ما تئوريزه و نهادينه كند و البته با شهادتش و جنگ تحميلي، اين جهاد مبارك مدتي بر زمين ماند؛ اما سوداهاي او در كشاكش دوران ها اكنون دارد نتيجه مي دهد. 3گانه استراتژيك «تكليف، ولايتمداري و برادري» در كنار اصل قرآني «وامرهم شورا بينهم» گل كرده و در بستري كه همه بزرگان و ريش سفيدان دوران جهاد و مبارزه فراهم كرده اند، الگويي بديع از تحزب اسلامي در حال شكل گرفتن است و از اين رو شكوفايي اش نيز سخت به تحمل، گذشت و فداكاري، سرمايه گذاري و تربيت و پرورش نيازمند است.
بي شك تحزب اسلامي، وقتي از سرچشمه «مردم سالاري ديني» سيراب شود، مرداني غيرتمند را پرورش مي دهد كه وقتي در اجتماع هستند و دور از قدرت، به نيكي «آمر به معروف و ناهي از منكر» باشند و بدين گونه به مانند امام حسين«ع» به وظيفه اصلاح گري خويش بپردازند و وقتي هم كه دستي برقدرت و حكمراني داشتند، به خدمت صادقانه به مردم -به ويژه محرومان- رو آورند و با مديريت تحول گرا، انقلابي و كارآمد، پايه هاي تمدن عظيم اسلامي را بنا نهند.
بر همين اساس است كه اكنون در جبهه اصولگرا غالب نيروهاي مدافع انقلاب، فراتر از مرزبندي هاي دست ساخته سياسي دور هم گرد آمده اند تا پس از غيبت چندين ساله مباني اصولگرايي در برخي از مراكز تصميم گيري نظام، شيوه اي جديد براي اداره كشور به مردم پيشنهاد كنند و به ملت اين تضمين را بدهند كه مي شود پيشرفت كرد، اما از عدالت چشم نپوشيد، دين و اعتقادات را لگدمال نكرد و در مقابل دشمن هم كمر راست كرد.
اين عزم جدي، در كنار آن 3گانه استراتژيك و اصل قرآني كه زير ساخت هاي تحزب اسلامي را شكل مي دهند و همچنين اعتقاد قلبي به «مردم سالاري ديني»، همه و همه باعث شده است كه نامزدهايي كه درخود اين پتانسيل و پشتوانه را مي بينند، به نمايندگي از جمع پشت سر خود پا به ميدان «تكليف» گذارند و آمادگي خود را براي خدمت بي منت به اين ملك و ملت اعلام كنند.
از اين رو بديهي است افراد غريبه با اين مفاهيم نتوانند درك كنند كه چگونه مي شود 6 نامزد اصولگرا به تفاهم برسند كه برادرانه و همنوا با خواست رهبري انقلاب براي تدارك مشاركت حداكثري در انتخابات، به ميدان رقابت مقدماتي قدم گذارند و با تبيين توانمندي هاي نيروهاي انقلابي در اداره بهتر كشور و اتخاذ گفتمان ها يي در حوزه هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي (داخلي و خارجي) اقشار مختلف مردم را متوجه پتانسيل هاي نهفته مديريت و خدمتگزاري كنند و در آخر كار هم همگي به نفع مقبول ترين نامزد كنار روند و بدين گونه آرا بالقوه خود را در سبد نامزد نهايي جبهه اصولگرا تجميع نمايند.
اين سازوكار در فعاليت سياسي فعالان اصولگرا كه در گام به گام آن اولويت ها، مطالبات و تمايلات مردم در نظر گرفته مي شود، نه اينكه حاكي از «اختلاف و شكاف» سياسي باشد، بلكه دقيقاً از «همدلي و همراهي» همه سلايق و طيف ها در جبهه اصولگرا حكايت دارد و اين دلگرمي را به بدنه اجتماعي اصولگرايان در سرتاسر كشور مي دهد كه به تمامه و هماهنگ ، به ارتباط گيري و تعامل همه جانبه با طبقات و اقشار مختلف مردم مشغول باشند و فضاي افكار عمومي را براي يك حركت سازماندهي شده سراسري آماده كنند؛ چرا كه «تكثر» مبارك و كارساز درون جبهه اي در آينده اي نزديك به «وحدتي تمام عيار» تبديل خواهد شد؛ چه رئيس جمهور آينده، «مرداني» مي خواهد كه از هر انگشت آنان، به مدد مرداني ديگر، هزاران هنر ببارد تا مردم تشنه خدمت و دولت منتظر كارآمد شدن را سيراب كند.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٤ - جواد مالداران