سیاست دینی
مردان رياست جمهوري

درباره انتخابات آينده، مسائل بسياري گفته شده و البته حرف هاي بيشتري در دل ها باقي مانده است كه به مرور سر برخواهد آورد. اما براي آن كه بدانيم تا اين جاي كار، به كدام نقطه رسيده ايم، به نكات زير اشاره مي شود:
1- مسائل و قضاياي سال هاي اخير با همه افت وخيزها و تلخ و شيرين هايش در مجموع، نتايج مباركي براي كشور به همراه آورده است. از ظهور چشمگير گفتمان خدمت و پرهيز از سياست زدگي ملال آوركه بگذريم، نفوذ خردورزي را در انديشه و عمل سياستمداران -حتي در افراطي ترين گروه هاي سياسي- كم و بيش مي توان شاهد بود. نمونه آشكار آن همين كه، جماعت صف كشيده براي استعفا و خروج از حاكميت در 8-9ماه پيش، اكنون نه تنها براي ماندگاري در حكومت اصرار مي ورزند، بلكه طرفداران انديشه افراطي پيشين خود را به باد تمسخر و انتقاد مي گيرند. بي سبب نيست كه يكي از روزنامه نگاران ايراني خارج نشين در سايت اختصاصي خود مي نويسد:
شگفت آور است كه علم مخالفت با ماجراي رفراندوم اينترنتي را در داخل كشور، نه جناح محافظه كار (اصولگرايان)، كه سران تندرو جبهه اصلاحات برافراشتند.
به اين ترتيب، كساني كه در آستانه انتخابات مجلس هفتم با راه اندازي نمايش ناكام تحصن و استعفا در پارلمان و نامه پراكني هاي تند و ساختارشكن تا مرز رويارويي قهرآميز با نظام پيش رفته بودند، امروز چنان سرعقل آمده اند كه با تقبيح هواداران تحريم انتخابات آينده از آمادگي كامل براي حضور در انتخابات سخن مي گويند و جالب آن كه با هزار دليل و برهان مي خواهند به پيروان خط خروج از حاكميت تفهيم كنند كه پي گير اهداف دموكراتيك، جز با حضور درساحت قدرت، ميسر نمي شود، در حالي كه پيش از اين، با تأكيد افراطي بر جامعه مدني، فاصله گرفتن از قدرت را هدف قطعي خود معرفي مي كردند.
2- حوادث يكي دو سال گذشته براي همه، درس آموز بود و بيش از هر گروه و دسته اي، جماعتي از افراطيون را سرعقل آورد كه گمان مي كردند اولا حمايت هاي مردم در دو سه انتخابات از ايشان، الي الابد تضمين شده است و ثانياً وقتي از پشتوانه داخلي دست خودرا تهي ديدند، به گمان سنگين كردن كفه خود به كمك خارجي دلبستند اما در انتهاي معركه دريافتند كه هنوز درايران انقلاب كرده، از قبح اجنبي پرستي چنان كاسته نشده كه كساني بتوانند با تكيه دادن به عصاي سفارتخانه هاي اروپايي، رأي مردم را به نفع خود تغيير دهند. ضمن آن كه معلوم شد، ايران اسلامي نه افغانستان و عراق است و نه گرجستان و اوكراين كه پول و زور خارجي ها بتواند در آن سياست بيافريند. پس ناگزير بايد به سازوكارهاي داخلي دل بست و براي نفوذ در دل مردم، راهي جست وگرنه اين امام زاده هاي قلابي (دولت هاي اروپايي) كور مي كنند كه شفا نمي دهند!
3-فرياد دلسوزانه اي در اين سال ها بلند بود و آن دعوت گروه ها و چهره هاي سياسي به اين كلمه حق كه بياييم به جاي جبهه گيري قومي- قبيله اي (جناحي) در مسائل سياسي- اجتماعي، منطبق بر معيارهاي اصولي و بديهي رفتار كنيم. متأسفانه بيشتر گروه ها اين دعوت اصولگرايانه را ناشنيده گرفتند و بر آرايش جناح گرايانه و باندبازي ها ادامه دادند.
امروز اما نشانه هايي حاكي از تجديدنظر در آن رفتار غيراصولي مشاهده مي شود. همين كه گرايش هاي گوناگون حاضر در جبهه دوم خرداد، امروز با ادبيات خاص خود درباره سياست و حكومت و جامعه حرف مي زنند، نشانه اين پيشرفت است. سخن روز گذشته جناب آقاي كروبي در مصاحبه با خبرنگاران شاهدي براين مدعاست. او تأكيد كرد علي رغم احترام به ديگر كانديداهاي حاضر در جبهه دوم خرداد، نه حاضر به كناره گيري به نفع كسي است و نه خواستار كنار رفتن ديگري به نفع خويش است. و اين يعني داشتن مرزبندي مشخص با كساني كه درائتلاف پيشين، ظرفيت هاي حقيقي خود را به نمايش گذاشته اند!
4- در جبهه اصولگرايان هم، از رويدادهاي ساليان سپري شده، درس ها و عبرت هاي فراواني گرفته شد. اين كه بايد ازلاك سياست زدگي مفرط خارج شد و به درياي عظيم جامعه پيوست. اين كه با حفظ حرمت پيشكسوتان و ريش سفيدهاي قوم، بايد خود را از اسارت در قالب هاي خشك و منجمد گذشته رها كرد و سازمان و تشكيلات را طراوت جواني بخشيد. و نيز اين مهم كه بر مناسبات نادرست و غيراصولگرايانه خط بطلان كشيد و اصول را جايگزين آن كرد. اين همه، اگر چه تماماً رعايت نشده و اصولگرايان تازه در آغاز راهند، اما هيچ كس، تولدي دوباره در اين جبهه را انكار نمي تواند كرد.
بر اين اساس جرياني از نيروهاي اصولگرا به وسعت يك كشور در سطوح اقشار گوناگون به راه افتاده تا بيابد كه صالح ترين فرد براي تصدي پست رياست جمهوري آينده چه كسي مي تواند باشد. اين چيزي است كه پيش از اين، در سنت اصولگرايان جايي نداشته است.
5- فضاي نقد و ارزيابي منصفانه گذشته و گذشتگان براي يافتن راه آينده ،بحمدالله بيش از هر وقت ديگر بر كشور حاكم شده است. برخلاف رويه مذموم افراطيون سال هاي اخير كه مرز انتقاد و تخريب را برهم زدند و به اسم تاباندن نور در تاريكخانه اشباح، توپخانه تهمت و افترا و دروغ خود را بر اين و آن گشودند، سنت اصولگرايانه نيروهاي وفادار به انقلاب و مردم، آنها را به نقد صريح و منطقي كارنامه دو دهه گذشته كشانده است. آنچه بر زبان يكي از ناطقان پيش از دستور مجلس هفتم، در هفته گذشته جاري شد، نمونه روشن اين روش در مقايسه با سنت خرابكارانه جماعت افراطي در سال هاي 77 و 78 است.
6- به هركس كه صادقانه براي خدمت بزرگي در قواره رياست جمهوري، آستين بالا زده، بايد مرحبا گفت و از نامزدي اش براي اين امر مهم استقبال كرد. و نيز روحيه تواضع و عدم خودستايي را در بزرگان آماده خدمت بايد پاس داشت، همچنان كه امتناع و اعراض برخي شخصيت ها از قبول اين مسئوليت خطير را قاعدتاً بايد به حساب عدم دلبستگي آنان به اين گونه اعتبارهاي دنيوي به حساب آورد؛ اما با اين حال نبايد چنان وانمود شود كه انگار مردم، علاوه بر رأيي كه به يك كانديدا مي دهند، بايد خود را زير بار منت او هم ببرند! سزاوار نيست ملتي كه در طول سال هاي اخير، گرده اش زير فشار مشكلات و رنج معاش خم شده، غرورش را هم زيربار منت لگدكوب كنند.
هركس در خود آمادگي و انگيزه خدمت به اين مردم را مي بيند، بي منت بيايد و توقع نداشته باشد كه مردم، علاوه بر رأي، همه حيثيت و فهم و شعور خود را هم پيشاپيش به پاي آمدن رئيس جمهور خود نثار كنند.
احترام به مردم و انتخاب آنها حكم مي كند كه كانديداهاي احتمالي، به جاي مشروط كردن نامزدي خود به آمد و شد اين و آن، دلايل محكم تري براي آمدن و نيامدن داشته باشند.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۳ - جواد مالداران