سیاست دینی
مبادا دير شده باشد

چند ماه پيش نوشتيم كه دوستان ما در جبهه دوم خرداد طي اقدامي زودهنگام، انتخابات رياست جمهوري نهم را كليد زدند. امروز اما نگراني صاحب اين قلم آن است كه فرصت ها دارد از دست مي رود و نكند كه دير شده باشد!
ديروز اگر به طرح زودهنگام بحث رياست جمهوري انتقاد داشتيم، حرف ما اين بود كه وقتي هنوز يك سال مانده به انتخابات، چه جاي آن كه اسامي كانديداها را رديف كرده و با سبك، سنگين كردن آنها، بار تبليغات انتخاباتي را روي سر مردم آوار كنيم؟ گفتيم و نوشتيم كه در اين مقطع اي كاش به جاي مانور شتابزده روي اسم ها، سراغ رسم ها برويم و از خود بپرسيم «اين مملكت در چه وضعيتي به سرمي برد»، «نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهديداتش كدامند»، «نيازهاي اصلي كشور چيست» و «براي تأمين اين نيازها و ضروريات چه بايد كرد.»
اكنون ماه ها از آن زمان سپري شده، بي آن كه اهالي سياست و دلسوزاني از هر دو جناح (دولتي ها و منتقدان دولت) سراغ اين قبيل سؤالات كليدي رفته باشند. براين اساس، امروز هشدارگونه مي گويم: انگار دارد دير مي شود! هيچ كس -نه در جبهه از هم گسيخته دوم خرداد و نه در جمع به هم پيوسته اصولگرايان- در پي طرح مباحث اساسي جامعه به عنوان مقدمه و پيش نياز لازم براي ورود به صحنه انتخابات آينده برنيامده است؛ خبرهاي آشكار و بعضاً پشت پرده كه اين را گواهي مي دهد.
آنهايي كه تنور انتخابات را از ماه ها پيش با تبليغات زودهنگام انتخاباتي آغاز كردند و در اين مدت، مدام در اين تنور گداخته دميدند، كم كم خود را مهيا مي كنند تا نان موردنظر را بچسبانند. حالا فرقي نمي كند چه ناني؟
مي توان در تنوري كه براي نان سنتي آماده شده، نان ماشيني پخت، درست مثل كاري كه دوستان ما در جبهه دوم خرداد با موضوع رياست جمهوري آينده كردند. طي اين چند ماه، پي در پي از مذاكره و دعوت و استقبال از نامزدي مهندس موسوي در انتخابات سال آينده سخن به ميان آوردند و روزنامه هاي زنجيره اي و خبرگزاري هاي وابسته و رسانه هاي بيروني را براي دامن زدن به امري موهوم بسيج كردند -با آن كه خود مي دانستند جناب موسوي اساساً انگيزه اي براي ورود به اين صحنه ندارد- و حالا كم كم زمان آن فرارسيده كه بگويند اگر موسوي نيايد، گزينه بعدي ما فلاني است. اظهارات آقاي شكوري راد در گفت وگو با ايسنا مؤيد همان پيش بيني هايي است كه ماه ها قبل، ما مطرح كرده بوديم. عضو شوراي مركزي حزب مشاركت با اشاره به همگرايي و اجماع (!؟)پديد آمده ميان گروه هاي دوم خردادي براثر معرفي مهندس موسوي گفته است: «در حال حاضر اين بحث مطرح است كه اگر موسوي، حضور در عرصه كانديداتوري انتخابات رياست جمهوري را نپذيرد، همين اجماع را حفظ كرده و به فردي منتقل كنيم كه قابليت جلب نظر جمع را داشته باشد.» به بيان ديگر يعني طرحي كه با استفاده ابزاري از نام مهندس موسوي آغاز شد، اكنون به مرحله نويني وارد شده و آن، اتمام تاريخ مصرف گزينه فريب و رويكرد به گزينه واقعي (احتمالا معين يا نجفي) است.
براين اساس، گمان منتقدان جبهه دوم خرداد درست بود كه مي گفتند اقبال اكثر اصلاح طلبان از نام مهندس موسوي نه براي آن است كه او را به راهبري و سكانداري كشتي شكسته و طوفان زده دوم خرداد بنشانند و بر راه و رسم او از اين پس گام زنند، بلكه كاركرد اين نام فقط در حد علم و نشانه اي است كه احتمالا خواهد توانست لشكر پراكنده اصلاح طلبان را جمع و جور و بار ديگر سرقرار حاضر كند والا در همين مدت، بارها برخي از چهره هاي شاخص افراطيون دوم خرداد، اينجا و آنجا گفتند : «موسوي را فقط در صورتي تحمل مي كنيم كه از راه پيشين خود توبه كرده باشد» و طبعاً نخست وزير دهه نخست انقلاب حق داشت با خود بينديشد كه «اين رفيقان نيمه راه، اگر بعد از چند سال، ساز عبور از خاتمي را كوك كردند، براي عبور از من (موسوي) چند ماه هم صبر نمي كنند.»
پروژه بازي با نام ها، روي ديگري هم داشت. طراحان اين بازي، براي تكميل پروژه، رقباي خود را هم نامزد كرده و هرازگاه از كسي به عنوان رقيب اصلي دوم خرداد نام بردند؛ از چهره هاي نام آشنا گرفته تا كساني كه كمتر در مظان انتخاب گروه هاي اصولگرا واقع مي شوند.
در اين مدت، به موازات تكرار نام مهندس موسوي، مكرر در مكرر از آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان گزينه طرف مقابل نام برده شد. گو اين كه مشاراليه همچون موسوي بارها عدم تمايل خود به حضور در صحنه انتخابات آينده را ابراز كرده و به تبع آن تا اين روز هيچ يك از گروه هاي موجود در جبهه اصولگرايان نيز ايشان را به مثابه گزينه اين جناح براي تصدي قوه اجرايي در چهارسال آينده معرفي نكرده است و گرچه پاره اي از گروه هاي وابسته به جبهه دوم خرداد با تأكيد، خواستار حضور مجدد رئيس جمهور سابق در صحنه انتخابات بعدي شده اند اما براساس خبرهاي موثق، جناب آقاي هاشمي اخيراً امتناع قطعي خود را از حضور در رقابت هاي انتخاباتي فصل آينده اعلام كرده است.
و اما گفتيم كه فرصت بحث درباره مسائل اساسي انتخاب سرنوشت ساز مردم در خرداد84 تدريجاً دارد از كف مي رود. مخاطب اين بخش از نوشتار حاضر، حضرات دوم خردادي نيستند، چرا كه آنها راه خود رفته و مي روند و بنا ندارند وارد مباحث ريشه اي شوند اگرنه، جا داشت به بهانه طرح نام مهندس موسوي، پاي بحث هاي كليدي درباره ديدگاه هاي نخست وزير سابق پيرامون اقتصاد،سياست خارجي، مسائل فرهنگي اجتماعي و تعامل منطقه اي و بين المللي، رابطه با آمريكا و غرب، تبعيت از انديشه حكومتي امام خميني ، دفاع از پابرهنگان و ستيز با مرفهان بي درد و... را به ميان مي آوردند و از برنامه هاي آتي خود براي اداره كشور حرف مي زدند كه دريغ از يك كلمه!
بنابراين روي سخن با اصولگرايان است. همان ها كه به حق، در چند ماه گذشته، زبان در كام گرفته و شمشير قلم درنيام كردند و با اين استدلال كه فعلا وقت مانور روي نام كانديداها نيست و بايد بر معيارهاي انتخاب درست مبتني بر نيازها و ضرورت هاي واقعي كشور قدم برداشت، تا به حال سكوت پيشه كرده اند.
اكنون كمتر از 9 ماه فرصت باقي است. قطعاً هنوز هم وقت بازي با نام ها فرانرسيده، اما چرا بحث اساسي مسكوت مانده است؟ شايد ما خبر نداريم. خدا كند كه پشت صحنه، دور از چشم اغيار! استراتژيست هاي جناح اصولگرا در حال تدوين برنامه هاي بلند آينده باشند . اما مطمئناً اين برنامه ها زماني جاي خود را در ميان مردم پيدا خواهد كرد، كه نسبتي با رنج ها، خواسته ها و مطالبات انباشته شده ملت داشته باشد.
اگر اكنون بخت يار جريان اصولگراست و آنها توانسته اند نگاه سرد پيشين مردم را به نگاهي مهربانانه تر نسبت به خود تبديل كنند، اين همه محصول تحرك و جنبش مباركي است كه در ساليان اخير در جان اصولگرايان افتاده و سنت هاي تازه اي را از آنان به نمايش گذاشته است. سردمداران جناح اصولگرا رمز اين اقبال را فراموش نكنند. ارتباط تنگاتنگ با مردم و نمايندگان قشرهاي مختلف اجتماعي، دست آنها را در معادلات سياسي آينده پرمي كند. مبادا، از راه رفته بازگرديم و دوباره سنت هايي در اين جناح حاكم شود كه در گذشته هاي نه چندان دور، به آن عادت كرده بود ؛ نشستن در اتاق هاي دربسته و با جمع محدود، و نوشتن نسخه هاي بلندبالا براي سرنوشت مردم .
اصولگرايان، قاعدتاً بايد باب نظردهي درباره آينده را براي فرهيختگان، متخصصان، صاحب نظران حوزه و دانشگاه و قشرهاي گوناگون جامعه- به ويژه جوانان - در آستانه انتخابات رياست جمهوري فراهم آورده باشند و اگر تاكنون اين كار صورت نگرفته، جسارتاً بايد عرض كنم كه كمي دير شده است!

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸۳ - جواد مالداران