سیاست دینی
خواب و بيدار

يكم- هرچه بي گناهي و سلامت ايران در فعاليت هاي هسته اي اش آشكارتر مي شود. غربيان بر اقدامات غيرقانوني و فشارهاي ظالمانه خود، بيشتر مي افزايند. در اينجا يك استلزام منطقي وجود دارد. هدف غايي غريبان چنانكه خود اين روزها بي پرده مي گويند انهدام كامل فن آوري هسته اي ايران با تأكيد ويژه بر چرخه سوخت است.
از دو سال پيش تاكنون گزارش هاي البرادعي به شوراي حكام هربار نسبت به دفعه قبل، تصوير مثبت تري از فعاليت هاي هسته اي ايران ارائه داده و حاوي تعداد كمتري از سؤالات باز و ابهامات فني- حقوقي بوده است. در مقابل اما قطعنامه هاي شوراي حكام هر بار نسبت به بار قبل ظالمانه تر و از حيث بي ارتباطي با گزارش دبيركل، غيرقانوني تر شده است. چرا چنين است؟ توضيح روشني وجود دارد. اروپا بيشتر و امريكا كمتر، هر دو اميدوار بودند كه بتوانند درون آژانس و با افزوده شدن بر حجم تخلفات فني و حقوقي ايران، به اهداف خود درباره محروم كردن ايران از فن آوري هسته اي برسند. اما حال كه مي بينند از ادامه روند فني و حقوقي در آژانس جز بي گناهي ايران و اثبات دروغ گويي چندساله آنان درباره مقاصد غيرصلح آميز ايران از فعاليت هسته اي، هويدا نخواهد شد، چاره نمي بينند الااينكه ميز بازي را به هم بريزند و هر قانون و ضابطه اي را زير پا بگذارند. با اين حساب فاتحه سازماني به نام آژانس بين المللي انرژي اتمي و مجمعي به نام شوراي حكام را ديگر بايد خواند. در اين شورا حرف اول و آخر را زور مي زند و توجيهات فني و حقوقي نيز فقط وقتي در جهت اهداف زورگويانه غريبان باشند، به چيزي گرفته مي شوند. در شوراي حكام چيزي به نام «حق» وجود ندارد. اگر هم باشد فقط متعلق به غربي هاست. كشورهاي مظلوم و بي پناه هم البته شايد گاهي «حقي» داشته باشند. اما متأسفانه آن حق فقط به كار خوردن مي آيد!
دوم- ديپلماسي ما گويا همواره به يك شوك نياز دارد تا تكاني بخورد. وقتي هم كه تكان مي خورد معلوم نيست حال و روزش بهتر بشود. روز يكشنبه آقاي دكتر روحاني از «موفقيت هاي بزرگ» ديپلماسي هسته اي كشورمان سخن گفته كه جزئياتش بعداً اعلام خواهد شد(!) سخنگوي تيم مذاكره كننده ايران در شوراي حكام نيز بر ادامه گفت وگو با اروپا تأكيد كرده است.
درباره اينكه ميان اين اصرار بر همكاري با اروپا با نتيجه اي كه از اين همكاري تا امروز عايد ما شده چه رابطه اي و نسبتي وجود دارد نيز، لابد آقايان خود بايد دوباره توضيحي بدهند. به راستي چه پاسخي وجود دارد براي اين پرسش كه چرا پس از آن همه تلاش براي جلب اعتماد اروپاييان و واگذاري امتيازهاي متعدد، اين كشورها دقيقاً در همان جا و درست همان زماني كه بايد با ما رفاقت بورزند، تبديل به دشمنان ما مي شوند؟!
اين خيانت به وقت نياز شديد به حمايت آيا جز يك اشتباه بزرگ در محاسبات ما معنايي دارد؟ تبديل تهديد به فرصت پيش كش، دستگاه ديپلماسي ما همكاري با اروپا را فرصتي بزرگ مي دانست كه اكنون بدل به تهديدي بزرگ تر شده است.
به راستي دستاورد ديپلماسي ما در فراهم آوردن ياوراني مطمئن براي اينكه در آوردگاه هاي سخت و عقبه هاي خطرناك بتوان به پشتيباني شان اميد داشت، چه بوده است؟ ساده لوحانه از اروپا چشم ياري داشتند در حالي كه اروپا پنهاني- و چندي بعد آشكارا- از تلاش براي ضربه زدن به ايران با همكاري امريكا سخن مي گفت و كار خود را كه كرد، خودش به خود تبريك نيز گفت.
اين همه خوش بيني نسبت به اروپا چرا؟ و با كدام توجيه؟ و مستند به كدام سابقه درخشان؟ اروپايي كه به گفته يك مقام آمريكايي به لحاظ استراتژيك هرگز با آمريكا اختلاف نداشت و پس از صدور اين قطعنامه اختلاف هاي تاكتيكي اش نيز، از ميان رفته است.
سوم- در شوراي حكام همه درباره ما سخن مي گويند و ما از حق سخن گفتن درباره خود محروميم. همه درباره ما تصميم مي گيرند و ما از اين كه در ساخته شدن اين تصميم ها حداقل نقشي ايفا كنيم، ناتوانيم. دستگاه ديپلماسي آيا مايل است يك بار به اين پرسش پاسخ بدهد كه چه تلاشي براي حضور ايران در شوراي حكام آن هم در اين موقعيت حساس كه ايران اصلي ترين سوژه اين شوراست، به خرج داده است؟ پاكستان- كشوري كه حتي عضو NPT هم نيست- تا به حال همواره دوسال عضو شورا بوده و يك سال بيرون از آن اما ايران كه خود محور گفت وگوهاي شوراي حكام است، خارج از آن قراردارد و گويا اين موضوع حتي آنقدر مهم دانسته نمي شود كه در ميان مسئولان ما توجهي برانگيزد و تلاشي را به جانب خود معطوف بدارد.
چهارم- جاي تعجب و تأسف بسيار است كه از سخنان بعضي ديپلمات هاي هسته اي ما در روزهاي اخير بوي عقب رفتن و واگذاري بعضي امتيازات بيشتر استشمام مي شود. ايران اسلامي اگر طالب عزت است از اينجا كه ايستاده عقب تر نبايد برود. ديگر بايد روشن شده باشد كه هيچ حد يقفي براي اين عقب نشيني ها وجود ندارد و آن زمان كه غربيان از دست ما راضي شوند و آرام بگيرند- جز در حالت تسليم مطلق- دست نيافتني نيست. بعلاوه بايد ترسيد از آن روزي كه دشمن«اعلام عزت» ما را «بلوف» تلقي كند و آن را به جد نگيرد. آنها به سابقه ما خواهند نگريست. چند بار عزتمندانه سخن گفته ايم و تا آخر بر سر آن ايستاده ايم؟

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱ مهر ،۱۳۸۳ - جواد مالداران