سیاست دینی
شعارهاي ما يا برداشت غرب

اگر سياست «گفت وگو» و «تنش زدايي» به معناي خلع سلاح خودي باشد و نتواند از كينه توزي و جنگ طلبي بيگانگان جلوگيري كند، نه تنها مقبول و منطقي نيست، بلكه به علت زمينه ساز بودن براي تجاوز دشمن به مرزهاي عقيدتي و جغرافيايي ما، سياستي كاملا ضدامنيتي، ضداخلاقي و غيرمنطقي است.
آيا «گفت وگوي تمدن ها» و «تنش زدايي» به معناي آن است كه فقط ما به مطالبات ادعاها، اتهامات و سؤال هاي غرب درباره حقوق بشر، تروريسم و سلاح هاي هسته اي پاسخ بدهيم و غربي ها هم چنانچه علايم عملي مبني بر تسليم كامل ما در برابر خواسته هاي نامشروع خود مشاهده نكردند، حتي عليه ما دست به اسلحه ببرند؟ چگونه مي توان با تانك سوارها و آپاچي ران هاي يانكي به گفت وگوي عزتمندانه و صلح آميز نشست؟
متاسفانه طرح دو شعار «جامعه مدني» و «گفت وگوي تمدن ها» در نزد جوامع غربي به عنوان «عقب نشيني» ايران از الگوي «زندگي اسلامي» و تمايل جامعه شيعي ايران به دورشدن از فرهنگ جهاد و شهادت و خالي شدن روح سلحشوري تعبير و تفسير شده و استراتژيست هاي سياسي و نظامي آنها را به فكر طراحي عمليات همه جانبه برضدايران اسلامي- كه جامعه اش پيام تسليم طلبي فرستاده!- انداخته است.
نظام سلطه زماني براي طراحي مهندسي «حمله به ايران» بيشتر ترغيب شد كه درپي شعارهاي تسامح آميز برخي سياستمداران، مطبوعات غربزده داخلي نيز به بهانه نفي خشونت طلبي و تمجيد از حقوق بشر سكولار، تمام آيات قرآني درباب «جهاد» را به چالش طلبيدند و «جامعه جديد ايران» را مركب از مردمي ترسو، تسليم پذير و فاقد انگيزه رزمندگي عليه متجاوزان احتمالي معرفي كردند.
اگر جريان اصولگرا، پيغام هاي انحرافي و زبونانه ارسالي از سوي اصلاح طلبان ناشي يا مزدور غرب را درعرصه سياسي، فرهنگي و تبليغاتي خنثي يا تعديل نمي كردند، تاكنون نظام سلطه اشتباه حمله به ايران را مرتكب مي شد.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸۳ - جواد مالداران