سیاست دینی
فرهنگ لغات جديد

«عشق» يعني كشك ,«الفت» پشم, «كينه» دوستي
«كيميا» صلح و صميميت, «عدو يا خصم» يار
«پول» جن, «ماو تو» بسم الله, «خالي» جيب ما
«تغذيه» باد هوا ,«وعده» لباس و خواروبار
«عرش اعلي» قيمت اجناس «رويا» راحتي
«گردش وتفريح» دعوا «گشنگي» شام و ناهار
«نطق» سرگرمي «كميسون» هيچ «مجلس» شيره مال
«كارگر» زحمتكش بي مزد «اشكم» روزه دار
«نورچشمي» مالك بنز و موبايل و ملك و باغ
«ديپلمه» آن كس كه باشد روز و شب دنبال كار
«كم» حقوق و مرد حمال الحطب «زن» ضدجيب
«زندگاني» زايمان مرد در زير فشار
«شركت واحد» چه باشد؟ باعث اتلاف وقت
همچنان كه منگنه «صف» هم اتاق انتظار
«پارتي» رمز ترقي «توصيه» راه نجات
«رو» همان چيزي كه افزايد مقام و اعتبار
«دكتر» عزرائيل ثاني «مرگ» رفتن پيش او
«نسخه» از او خواستن يعني نمودن انتحار
«شمر» صاحبخانه «مستاجر» اسير بي گناه
نيستند اين گونه اما جملگي در اين ديار
«صلح» يعني جنگ «مصلح» جنگجو اي هوشمند
تا بود «آدم» به عالم هست «صلح» پايدار
«ينگه دنيا» دشمن خلق خدا «ابليس» بوش
«قاتل بي رحم» شارون همچنان «شيمون» حمار
«حرف حق» هر جا كه باشد تلخ، شيرين «حرف مفت»
«طنز» آنهم طنز ما بر كام دشمن ناگوار
«يار» خادم «خوار» خائن «گشنه» يعني كارمند
«حاتم طايي» وكيل و «حزب» يعني مفتخوار
«دشمن اسلام» آغا «نطق» او هم چرت و پرت
«دوم خرداد» پشتيبان او در روزگار
كان ريخت و پاش «مجلس» گفت وگوها بي ثمر
«گنج قارون» آن حقوقات كلان و بي شمار
«شير خرخور» پيشتاز شبه روشنفكرها
«مردم عادي» پياده «نورچشمي ها» سوار
«درد بي درمان» نداري «قرص و دارو» اسكناس
«جيب خالي كن» هتل بدتر از آن هم شهردار
«قوز بالاقوز» در اين شهر ما شوراي شهر
«بينوا» ملت كه باشد دايماً زير فشار
«راحت و آسودگي» آن را كه لم داده به كاخ
حافظ دين و وطن يعني بسيج و پاسدار
«سنگر مستضعفان» كيهان «قلم» شمشير تيز
«دشمن سرسخت اسلام و وطن» سرمايه دار
«تاكسي» در كار خود حاكم «اتوبوس» منگنه
در خيابانها مسافرها قطار اندر قطار
«كاخ» غار پولداران «غار» كاخ مفلسان
«قبله» پولدارها، سرمايه داران هم دلار

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٩ مهر ،۱۳۸۱ - جواد مالداران