سیاست دینی
رييس مجلس هفتم

انتخاب رييس مجلس آينده توسط نمايندگان، نشان خواهد داد كه از مجموع پارامترهاي فوق كدام يك و يا درصدي از كدام شاخصها، براي نمايندگان محترم مجلس هفتم داري اولويت بوده است
 

به هر حال با توجه به شروع به كار هفتم در 6 هفته ديگر، طبيعي است كه پرداختن به موضوع رياست مجلس از اهميت زيادي برخوردار گردد اين حساسيت از آن جهت در مقايسه با گذشته بيشتر شده است كه چهره‌ شاخصي كه رياست آن امري قطعي و طبيعي باشد، در اين دوره وجود ندارد. ضمن آن كه بلافاصله پس از اعلام نتايج انتخابات، يك جنگ رواني زيركانه توسط برخي چهر‌هاي دولتي اصلاح‌طلب در خصوص روحاني و غير روحاني بودن رييس مجلس با توجه به اكثريت مجلس ششم و هفتم به راه افتاده كه متاسفانه برخي محافل نيز در اين باز رواني وارد شدند و به آن دامن زدند. به هر حال با توجه به اينكه ما براي كانديداتوري "نمايندگي مجلس" حتي به "صالح بودن" نيز رضايت نمي‌داديم "اصلح" را انتخاب نموديم، حتما براي رياست مجلس نيز پارامتري "صلاحيت و شايستگي" را ملاك قرار خواهيم داد. اما اين صلاحيت و تانوانايي ها چيست و "حداقل‌هاي " لازم براي كسب رياست مجلس چيست؟
1- رييس مجلس بايد قدرت مديريت اجرايي و فكري براي اداره جلسات مجلس و اداره هيات رييسه را داشته باشد. اداره جلسات مجلس كه متشكل از طيفهاي و ديدگاههاي گوناگون است از اهميت زيادي برخوردار است. به وجود آمدن مباحث انحرافي و يا تندروي‌هاي برخي نمايندگان و يا طرح برخي مباحث حاشيه‌اي، وقت و توان مجلس را تلف مي‌كند. رييس مجلس بايد با درايت و قدرت كه لازمه ‌آن قاطعيت به موقع و يا نرمش به موقع است، بتواند مجلس را كنترل و هدايت نماند. البته عنصر "شيخو خيت" نيز اهميت دارد ولي توجه داشته باشيم كه با توجه به تجربه مجلس خبرنگان اول قانون اساسي، عنصر شيخوخيت اگر توام با مديريت قومي نباشد، جاي رييس و نايب رييس عوض مي‌شود كه اين فرمول براي مجلس شوراي اسلامي طي چهار سال حساس، امكان ناپرير است.
ذكر اين نكته ضروري است كه فعال نمودند كميسيونها و ارتباط با قواي ديگر كشور، نيازمند مديريت جامع و كاربردي رييس قوه مقننه است.
2- رييس مجلس بايد از بيش سياسي و فهم و درك صحيح در اين زمينه برخوردار باشد. قدرت انتقال سريع و كشف صحيح ريشه و بنيان حوادث و پديده‌هاي سياسي و درك درست از زنجيره اين حوادث، نيازمند تيزهوشي در فهم مسايل سياسي است. لازمه حتمي دار بودن بينش سياسي، داشتن تجربه و سابقه در اين زمينه است. البته "تجربه سياسي" شرط كافي نيست اما حتما شرط لازم هست. توجه داشته باشيم كه رياست مجلس، محدود در صحن پارلمان نيست و بايد بتواند به عنوان رييس يك قوه در جلسات و كميسيونهاي عالي كشور را قبيل سران قوا و مجمع تشخيص مصلحت و غيره حضور يابد و صاحب راي و انديشه سياسي باشد و قادر باشد كه از جايگاه مجلس نيز دفاع كند. علاوه بر آن با توجه به اهميت و جايگاه مجلس، رييس قوه مقننه در تحولات سياسي كشور نقش فراواني دارد و گاه يك سخن نسنجيده او مي‌تواند به سوژه‌اي تبديل شده و جايگاه مجلس و رياست آن را مخدوش نمايد. علاوه بر نكات فوق، ملاقاتها و مسافرتها خارجي رياست مجلس نيز، نيازمند تبحر كافي و آشنايي حداقل از روابط بين‌الملل و تحولات جهاني است.
3- با توجه به اينكه شعار اصلي مجلس هفتم، اولويت در پرداختن به توسعه اقتصادي و رفع تنگناهاي عمومي در اين عرصه است، رياست مجلس نيز بايد نمادي از اين واقعيت باشد. رييس مجلس بايد اطلاعات علمي و جاري از تحولات اقتصادي و نظريه‌هاي موجود در اين عرصه را داشته باشد. اگر رياست مجلس به فردي سپرده شود كه بيشتر يك عنصر "سياسي محض" و يا "فرهنگي صرف" باشد، معلوم مي‌شود كه اصولگرايان نتوانسته‌‌اند در عرصه عملي نسبت به پياده نمودن اهداف و شعارهاي خود، چندان موفق باشند. اين مهم در يك سال اول مجلس هفتم و تا زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري، اهميت بيشتري دارد و بيانگر عزم اصولگرايان در افكار عمومي براي حل مشكلات معيشتي مردم است.
4- نكته قابل توجه ديگر اين است كه رياست مجلس بايد يك چهره "تحول خواه" و "مستقل" و "صاحب راي" باشد. اگر چهره رييس مجلس، تشخص آشكار جناحي داشته باشد و يا به عنوان يك فرد صاحب راي و مستقل مطرح نباشد. تاثير پذيري او از جريانات مختلف بيشتر خواهد شد و حتي اگر اين تاثير پذيري را هم نداشته باشد، افكار عمومي او را به عنوان يك فرد مستقل از جريانهاي "خارج مجلس" نخواهد دانست كه همين امر به جايگاه رييس و مجلس شوراي اسلامي لطمه وارد خواهد كرد.

 
نويسنده: ناصر ايماني

 

 
منبع خبر: روزنامه رسالت

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸۳ - جواد مالداران