سیاست دینی
آقاي خاتمي! مردم بايد خجالت بكشند

 

فرافکنی»، متداول‌ترين و البته آسان‌ترين شيوه‌ای است که می‌توان با تمسک به آن، از يک سو خود را از

پاسخ‌گويی معاف داشت و از سوی ديگر، ديگران را در مظان اتهام قرار داد و از اين رهگذر، کمکی هم به

تضعيف رقيب کرد.پيروی از اسلوب «فرافکنی»، به ويژه پس از روی کار آمدن خاتمی و تشکيل مجلس

ششم ـ که اوايل مجلس اصلاحات خوانده مي‌شد ـ به طور گسترده‌ای در دستور کار حاکمان جديد قرار

 ‌گرفت. البته، در يکی دو سال نخست حکومت خاتمی، تقريبا همه مشکلات کشور به ويژه تنگناهای

معيشتی و اقتصادی، متوجه قيمت پايين نفت در بازارهای جهانی و کمبود ميزان بارندگی‌ها شد، ولی

پس از آنکه قيمت نفت به بالاترين رقم خود پس از جنگ خليج‌فارس رسيد و 1/7 برابر بيش از آنچه در

بودجه پيش‌بينی شده بود فروخته شد و بعد از آنكه آسمان، بارانش را از زميني دريغ نكرد، دولت خاتمي

به جاي آنكه اين دو گشايش بزرگ را قدر بداند و آنگونه كه شعارش را سر داده بود، كمر خدمت به مردم

ببندد، با افتادن در يك فاز انحرافي، سلاح «فرافكني» را متوجه جناح رقيب كرد و با سوء استفاده از

محبوبيت و مقبوليتي كه بين در ميان مردم داشت، همه نواقص جامعه و ناكامي‌هاي دولت را متوجه رقبا

ساخت: «آنها نمي‌گذارند ما كار كنيم!».خاتمي و يارانش در دولت و مجلس راست مي‌گويند: جناح راست

كه در انتخابات دوم خرداد نخستين شكست سنگين و غير‌منتظره‌اش را متحمل شد، به جاي آنكه از

ظرفيت‌هايش براي كمك به حكومتگران جديد استفاده كند، به كارشكني پرداخت.  قوه قضاييه، عملكردي

تخريبي داشت و نه تنها مشكلاتي براي روند جديد جامعه به وجود آورد، بلكه حيثيت دستگاه قضايي

كشور را نيز در نزد افكار عمومي خدشه‌دار كرد.ياران خاتمي شوراي نگهبان را نيز كه با توجيهات

و تفسيرهاي عجيب و غريبش از شرع و قانون اساسي، بسياري از مصوبات مجلس را مردود شمرد،مقصر

مي‌دانند. بنابر اين جناح راست در بسياري از ناكامي‌هاي دولت و مجلس، شريك و حتي مسبب اصلي به

 شمار مي‌رفت؛ اما اين تمام ماجرا نيست... .

دولت خاتمي و مجلس هم‌سوي او، در بسياري از زمينه‌ها در تنگنا‌هايي بودند كه متأثر از الزامات، اقتصادي و طبيعي و ... بود و يا ريشه در عملكرد‌هاي نا‌صواب جناح راست داشت. با اين حال، تمركز صرف بر روي اين مسأله و مغفول گذاردن كارنامه دولت خاتمي در عرصه‌هايي كه به طور كامل در حيطه قدرت و اختيارش قرار داشت، یک كژروي آشكار است كه البته دود آن نيز به چشم مردم خواهد رفت. خاتمي، دولت و مجلس همسويش، تنها در شرايطي مي‌توانند، دم از موفقيت و كارنامه درخشان بزنند كه دست‌كم در بخش هايي كه قدرت و اختيارات كامل داشته‌اند، عملكردي قابل قبول از خود به جاي گذاشته باشند.

متاسفانه بررسي كارنامه دولت در اين حوزه‌ها  نشان مي‌دهد خاتمي و يارانش، كاركرد درخور تحسيني نداشته‌اند. خاتمي در هنگامه تبليغات انتخاباتي، بر «كرامت انسان» تأكيد بسيار داشت و معتقد بود كه نظام اداري كشور درخور كرامت مردم جامعه نيست. او، اصلاح نظام اداري و كاستن از بروكراسي را جزو برنامه‌هايش اعلام كرد، ولي اينك پس از هفت سال، نه تنها نظام اداري، به ويژه در نقاط تماس با مردم (ارباب رجوع) سروساماني نگرفته است، بلكه در بسياري از موارد، وضعيت نابسامان‌تر نيز شده و سردرگمي مردم در ادارات دولتي و نارضايتي از اين مجموعه‌ها، به بالاترين حد خود رسيده است.
آيا دولت خاتمي در اين‌باره اصلاً برنامه‌اي پياده كرد تا جناح مقابل به اخلال در آن بپردازد و نظام اداري را همچنان ناكارآمد و ناراضي تر‌اش نگه دارد؟!

به راستي شاهكارهاي وزارت جهاد كشاورزي درباره تبديل وضعيت فراورده‌هاي دامي و بسياري از محصولات كشاورزي به يك «تراژدي»، محصول نظارت استصوابي شوراي نگهبان بوده است؟ آيا وزارت جهاد كشاورزي، وقتي بهاي گوشت قرمز از مرز 50 هزار ريال گذشت و مردم را در مضيقه گذاشت، اقدامي براي افزايش توليد يا تعديل قيمت كرد و آقاي جنتي مخالفت نمود؟!!

آيا شكستن ركورد تصادفات جاده‌اي در زمان وزارت خرم، سقوط‌هاي پي‌درپي هواپيما‌هاي مسافربري و سوانح اسفناك ريلي، كار قوه قضاييه بوده است؟ آيا تصميم نابخردانه وزارت كشور درباره «سميرم» كه اين شهر را به آشوب كشاند و خسارت‌هاي مالي و جاني زيادي به بار آورد، نتيجه آن بود كه قوه قضاییه ،وزير كشور را  به اين تصميم پر‌هزينه و بي‌فايده وا داشته بود؟

راستي آيا وزارت پست و تلگراف و تلفن كه تنها هنرش، تبديل نام خويش به «ارتباطات و فناوري اطلاعات» بود، زير فشار قاضي مرتضوي، سيستم مخابرات ايران را به سوهان روح مردم تبديل كرده است؟

نكند وضعيت نابسامان شبكه تلفن همراه، كار جناح راست است كه مدام "مشترك مورد نظر" را به محلی خارج از دسترسي منتقل مي‌كند تا بدين ترتيب، چوب لاي چرخ بگذارد؟!

بريز و بپاش‌ها نيز كه جاي خود دارد. متأسفانه اين سنت غلط از ديرباز در كشور وجود داشته است كه بخش عمده‌اي از درآمدهاي عمومي، صرف ريخت  و پاش‌ها و اسراف‌گري‌هاي دولتمردان شود. آيا دولت خاتمي كه با شعار اصلاحات به روي كار آمد، دست‌كم جلوي اين اسراف‌كار‌هاي خانمان‌سوز رادر مجموعه های تحت امرخود گرفت تا در پايان سال، نيازي به دست اندازي به صندوق ذخيره ارزي نباشد؟!

به راستي آيا آقاي خاتمي مي‌داند كه در طول حكومتش، چند ميليارد دلار از پول بيت‌المال، صرف برگزاري همايش‌هاي بي‌حاصل و بزك كردن ادارات دولتي شده است؟

راستي وضعيت اسفناك بيمارستان‌ها و بهداشت و درمان هم لابد كار محافظه‌كاران است كه وضعيت را به گونه‌اي رقم زده‌اند كه بسياري از بيماران ترجيح مي‌دهند (شما بخوانيد "مجبورند")، درد بيماري را به جان بخرند و سرو كارشان به بيمارستان‌ها نيفتد. اي كاش روزي كسي بتواند وضعيت دارویی كشور را در زماني كه محمدرضا خاتمي معاون دارویی وزارت بهداشت بود، نقد و فاجعه‌اي كه برادر عزيز رييس جمهور در اين حوزه به وجود آورد، را اندازه‌گيري كند.

البته شايد بخواهند همه چيز را به گردن قانون جداسازي اماكن درماني زنان و مردان بیندازند كه از سوي محافظه‌كاران به تصويب رسيد و البته هرگز عملي نشد؛ به هر حال بايد بهانه‌اي براي از زير بار مسؤوليت فرار كردن داشت ... .

البته شايد بر اين نوشتار خرده گرفته شود كه همه ايراداتي كه به خاتمي و ياران اصلاح‌طلبش وارد شد، درباره محافظه‌كاران نيز صادق است. بايد گفت كه نويسنده اين سطور نيز بر اين موضوع واقف است و بر آن صحه مي‌گذارد، ولي گناهكار بودن يكي، از گناه ديگري نمي‌كاهد، بويژه آنكه از ميان دو گناهكار، يكي بخواهد، خود را پاك و بي‌عيب جلوه دهد و همه چيز را به ديگري نسبت دهد.

دولت خاتمي، كارنامه اي پر از انتقاد دارد كه اگر بخشي از اين نواقص را به ديگران منسوب بدانيم، قطعاً در آن بخش ديگر، خود خاتمي و اصلاح‌طلبان پيراموني‌اش مسؤولند.

خاتمي در سخنراني اخير خود گفته است: «از مردم خجالت مي‌كشم»، هر چند كه او كوشيده است، اين شرمندگي را محصول كار كساني بداند كه موش به ميدانش دوانده‌اند، ولي بايد گفت كه هيچ خجالتي از اين باب، متوجه خاتمي نيست، بلكه خاتمي اگر هم به خاطر حجب و حياي شخصي‌اش، شرمنده‌ است، بايد از بابت ضعف مديريت خود در دوران زمامداري‌اش ، در حوزه هايي كه مي‌توانسته كاري انجام دهد ولي نکرده است ،شرمنده باشد...البته گزینه دیگری نیز هست :چطور است که این بار نیز همه چیز را به گردن مردم نجیب وهمیشه در صحنه بیندازیم وبر این باور باشیم که  زحمت خجالت کشیدن را نیز مردم بکشند؟!! 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸۳ - جواد مالداران