سیاست دینی
طرح اجرايي خروج از حاكميت لو رفت

طرح اجرايي خروج از حاكميت لو رفت

گزارشي كه پيش روي داريد، بخشي از مباحث و مذاكراتي است كه تهيه كنندگان و يا به بيان دقيق تر، مأموران اجراي پروژه خروج از حاكميت در محفل خصوصي و پنهان خود مطرح كرده اند. اين گزارش مستند را يكي از افراد مرتبط با محفل ياد شده در اختيار ما قرار داد. وي درباره انگيزه خود از اين افشاگري، به توطئه آميز بودن اين پروژه و هويت مشكوك برخي از افراد حاضر در محفل پنهان اشاره كرده و گفت: «اميدوارم اين اقدام، مورد رضاي خدا و شادي روح شهدا باشد.»
آنچه در پي خواهد آمد، فقط بخشي از اين گزارش مستند است ودر صورت لزوم، بخش هاي ديگري از آن را منتشر خواهد كرد.
¤¤¤
بررسي بحث چگونگي و زمان خروج از حاكميت در محافل عناصر افراطي و سكولار ابعاد جدي تري به خود گرفته و برخي از اعضاي اين جريان با خطرناك و ضدملي دانستن پيشنهادهاي ارائه شده و تصميمات اتخاذ شده و بررسي پيشگيري از اين توطئه مشروح مباحث مذكور را فاش ساختند.
براساس اين گزارش حدود دو ماه پيش نزديك به 20 نفر از عناصر افراطي حاضر در جبهه اصلاحات طي جلسه اي محفلي در محل ساختمان يكي از احزاب، براي نخستين بار بحث هاي جدي تري درباره خروج از حاكميت مطرح كرده و بيشتر آنان بر ضرورت توسل به اين «مكانيزم تهاجمي عليه نظام»! تأكيد كردند.
در اين محفل تاريكخانه اي پيشنهادي با اين مضمون از سوي يكي از چهره هاي تندرو مدعي مشاركت مطرح شد: «استعفاي دستجمعي حداقل 4هزار مديرعالي، مياني و سطحي كشور در اعتراض به خفقان در يك روز معين». اين پيشنهاد با واكنش هايي در همين محفل مواجه شد. از جمله چند نفر از اعضاي اين محفل پس از طرح پيشنهاد فوق تأكيد كردند آنها قادر به راضي كردن 4هزار مدير و مسئول براي پيوستن به جريان خروج از حاكميت نخواهند بود، اما شخص پيشنهاددهنده تصريح كرد: بالاخره بعضي ها را با سياست، بعضي ها را با پست، بعضي ها را با پول (انگشت سبابه و شصت خود را به همين نشانه به هم ماليد) و بعضي ها را هم بالاخره با راه هاي ديگر راضي مي كنيم.» وي بلافاصله در توضيح تطميع مالي گفت: منظورم اين است كه واقعاً بعضي از دوستان مان را به لحاظ مالي نرسيديم و شايد آنها از ما دلخور باشند!
در اين هنگام يكي از چهره هاي شاخص اين جريان با ساكت كردن هياهوي به وجود آمده اظهار داشت آقاي... دارد جدي صحبت مي كند، چون قرار شد اصولا بحث خروج را از شكل صرفاً تهديد جناح مقابل خارج كنيم و بشود يك استراتژي و پروژه.
عضو ديگر محفل با قطع سخنان وي گفت: ما هم حاضريم، اما همين طوري كه نمي شود تصميم گرفت تا چند هزار نفر از مسئولان و مديران در يك روز بروند كنار؛ بايد ببينيم واقعاً چند نفر حاضرند با ما باشند يا اينكه اگر خارج شويم، اصولگرايان چه واكنشي نشان مي دهند و...
شخص پيشنهاددهنده حرف هاي وي را قطع كرد و يادآور شد: آقايان دقت كنند، مطلب بنده فقط يك پيشنهاد بود، درباره تعداد لازم براي استعفا مي توانيم بحث كنيم، چون بالاخره بايد تعداد خارج شوندگان زياد باشد تا اين پروژه مؤثر بيفتد، وگرنه اگر ده بيست نفر يا 50 نفرمان برويم كنار، شايد آب از آب تكان نخورد. وي تعدادي اوراق چاپي را زير و رو كرد و افزود: البته مركز خود ما يك نظرسنجي در رده مديران كرده و اكثر آنها موافق با خروجند!
كسي كه پيش از وي صحبت مي كرد در اين زمان گفت: اينكه گفتند موافقيم كافي نيست، مگر پارسال يادتان نيست مثلا مي خواستيم آن كار جمعي را انجام دهيم، چند نفر آمدند؟ اكثراً زدند زير حرف شان. نظرسنجي هم اين طوري است، طرف مي گويد من هم هستم، اما موقع اش كه شده، گم مي شود. من پيشنهاد مي دهم فعلا روي عدد چند هزار كار نكنيم، بيائيم همين خودمان دويست سيصد نفر قول كتبي بدهيم كه پاي كار مي ايستيم.
يكي ديگر از اعضاي جنجالي محفل افراطيون با صداي بلند گفت: آيه يأس نخوان عزيز من! شما از همين حالا محافظه كاري مي كنيد، واي به زماني كه بخواهيم استعفا و انصراف بدهيم. (دقايقي محفل به محل بگومگو تبديل شد).
شخص ديگري پس از ساكت شدن جو جلسه تاكيد كرد: پيشنهاد آقاي ... به نظر من- وفكر مي كنم به نظر اكثر دوستان- پيشنهاد خوبي است، حالا شايد نتوانيم 4 هزار نفر جمع كنيم. اما قطعاً تا هزار نفر را راحت مي شود راضي كرد.
¤¤¤
در آن تاريخ بحث ها حول و حوش تعداد مديراني كه حاضر به همراهي با پروژه خروج از حاكميت مي شوند، چرخيد و موضوع قابل توجه ديگري مطرح نشد، اما سه هفته پيش و زماني كه نمايندگان مجلس در مرحله دوم تعطيلات تابستاني به سر مي بردند، 9 عضو همان محفل و سه عضو جديد، محفل 12 نفره اي را در همان محل با هدف بررسي ابعاد ديگر اين پروژه- و به قول يكي از آنها- عملياتي كردن نظريه تشكيل دادند.
در نشست دوم همان عنصر پيشنهاد دهنده گفت؛ از جلسه پيش تا حالا، تحقيقاتي كرديم كه معلوم مي شود حداقل هزار مدير و مسئول - از رده فرماندار به بالا- را مي توانيم راضي كنيم استعفا دهند- وي افزود: البته بعضي ها معتقدند نبايد در يك روز برويم كنار، چون واكنش احتمالي طرفداران نظام، شايد برق آسا و خردكننده باشد، براي همين پيشنهاد مي شود روي خروج تدريجي، اما در عرض حداكثر يك هفته يا ده روز- كار شود.
عضو جديد جلسه پس از وي اظهار داشت: ... من نمي دانم چه مباحثي قبلاً (جلسه شماره يك) داشتيد، اما معتقدم- البته با اجازه دوستان- اينقدر شتابزده نبايد پيش برويم. منظورم اين است كه مثلاً اگر مي گوئيم هزار نفر آماده اند، خوب اسم و مشخصات و محل كارشان را هم ليست كنيم، با آنها نشست بگذاريم و همه حرف هاي مان را با آنها بزنيم. شايد به همين سادگي نباشد كه فكر مي كنيم.
شخص پيشنهاد دهنده توضيح داد: تا آخرش را فكر كرده ايم، همين چيزي كه شما مي گوئيد، در برنامه مان است. خودمان هم ازاول تاكيد كرديم شتابزده عمل نكنيم، وگرنه هنوز كه نمي نشستيم اينجا، اينقدر مشورت كنيم.
در ادامه اين نشست محفلي يكي از اعضاي شناخته شده و غيرجنجالي جريان موردنظر خطاب به ياران سياسي اش گفت: سوراخ دعا را گم نكنيم، برگرديم ببينيم اصلاً براي چه بحث خروج را مطرح كرديم. مگر نمي خواستيم فشار بياوريم و امتياز بگيريم؟ اگر طوري كار كنيم كه يا ما نمانيم يا امتياز دهنده، آن وقت چه كار مفيدي انجام داده ايم؟
ما كه قرار نيست كودتاي نظامي كنيم خداي نكرده، در واقع- آقايان دقت كنند- در واقع مي خواهيم در داخل همين حكومت امتيازاتي بگيريم. (در اينجا عنصر افراطي و پيشنهاد دهنده اوليه مي خواهد چيزي بگويد كه با درخواست ديگران ساكت مي شود) شخصي كه صحبت مي كرد ادامه داد: دوستان طوري صحبت نكنند كه انگار قرار است كسي را بكشيم يا كشته شويم. من محافظه كار نيستم، همه شما هم مي دانيد، اما مي خواهم بگويم قرار است در داخل همين نظام قدرت نمايي كنيم تا ما را بيشتر تحويل بگيرند، حق و حقوق قانوني مان را بدهند، محدوديت ها را بردارند. مگر غير از اين است؟
پس از اظهارات وي تا دقايقي هيچ كس سخني نگفت و افراد به صورت دو به دو به گفت و گو با يكديگر مشغول شدند.
دقايقي بعد يكي از اعضاي اين محفل با اعلام اينكه «هرچه جمع تصميم بگيرد، بنده تابع ام» گفت: البته يك چيزي كه خيلي بايد به آن توجه كنيم، برخورد رقيب است. من شنيدم بالاخره آنها هم- بعضي محافل شان- براي برخورد طراحي هايي كردند. حتي در يك مراسم سخنراني عمومي، گفته شده بود، هر كس از حاكميت خارج شود، بايد تاوان محارب را پس بدهد. به نظر من اول بايد مدتي كار فرهنگي روي افكار عمومي بكنيم تا- چه مي دانم- فردا نگويند اينها محارب هستند و بايد اعدام شوند.
پيشنهاد دهنده اين محفل در حالي كه به حالت تمسخر مي خنديد اظهار داشت: نمي دانم آقاي... اين حرفها را از كجا آورده، ولي من به شما اطمينان مي دهم- يعني حاضرم ثابت كنم- كه حداقل هزار نفر از مسئولان مي روند كنار، مردم هم حمايت مي كنند. درست است، من هم حرف آقاي... را قبول دارم كه نبايد كار به خشونت و خونريزي بكشد. اما مطمئن هستم اين پروژه، علمي و كاربردي است. حالا يك نفر در فلانجا هم چيزي بگويد، مهم كه نيست.
شخص قبلي در پي اين اظهارات متذكر شد: اينكه مي گويم افكار عمومي را روشن كنيم، چون دارم مي بينم مردم به خاطر مشكلاتي كه دارند، بعضي هاي شان- حالا البته كمترشان- ما را قبول ندارند، عده زيادي شان هم اصلا حال و حوصله اين بحث ها را ندارند. فقط مي توانم قبول كنم كه مردم شايد با ما لااقل مخالفت نكنند. منظورم اكثريت است والا...
يكي ديگر از حاضران محفل با قطع سخنان وي دوبار گفت «احسنت»، و سپس اظهار داشت: اين بحث را بايد جدي بگيريم، چون قرار نيست فقط يك حركت حزبي بكنيم. بايد روي مردم حساب باز كنيم. فشار آوردن به اينها (نظام) كه كار ما چند نفر نيست، زود تمام مي شود و قضيه مي خوابد، بايد بتوانيم مردم را هم بكشيم تو صحنه!
اگرچه بخش هايي از مباحث مطرح شده در اين دو محفل را نمي توان منتشر ساخت، اما از مجموع گفت و گوهاي افراطيون- و به ويژه آنجايي كه چند نفر در اظهاراتشان از عبارات «نظام جديد»، «فضاي جديد» و «نظام تازه» براي ترسيم وضعيت كشور بعد از خروج آنها و امتياز گرفتن به كار برده اند- مي توان فهميد كه اين جماعت خائن - و البته ساده لوح- براي تحقق آرزوي كودكانه و ضدملي خود، بين خوف و رجاء قرار گرفته اند! از يك سو كليد زدن پروژه «فشار آوردن- امتياز گرفتن» در قالب خروج از حاكميت را براي تنفس در روياهاي قدرت طلبانه و ثروت اندوزانه خود ضروري مي دانند و از سوي ديگر نسبت به همراهي يا مخالفت نكردن مردم با تحركات آنها و يا برخورد سهمگين نظام و ياران وفادار امام و رهبري دچار ترديد و تشويش هستند.




پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۸ مهر ،۱۳۸۱ - جواد مالداران