سیاست دینی
وقتي سوگند هم نمايشي شود!

اين روزها وقتي نمايندگان ردصلاحيت شده و برخي همفكران آنان را مي بينم كه چگونه خود را به آب و آتش مي زنند و براي نظام جمهوري اسلامي شاخ و شانه مي كشند كه اگر تأييد صلاحيت نشوند و حضورشان در انتخابات و به تبع آن تكيه زدن بر صندلي هاي قرمز رنگ مجلس تضمين نگردد، چنين و چنان خواهند كرد و كشور را با بحران مواجه خواهند نمود، به ياد خاطره اي از دوران تحصيل در دبيرستان مي افتم. در آن سال ها يك همكلاسي داشتيم كه استاد! تقلب بود و ساعت ها و روزها وقت صرف مي كرد تا شيوه هاي جديد و بديعي را كه به ذهن كمتر كسي خطور مي كرد، طراحي نمايد و در مرحله اجرا نيز ساعت ها وقت مي گذاشت و مطالب درسي را به صورت خيلي ريز بر روي كاغذهايي كه به صورت رول درآورده بود مي نوشت و گاهي اوقات هم مچ دست تا آرنج خود را جايگزين كاغذ مي كرد و مطالب يك كتاب را بر روي پوست اين قسمت از بدن مي نوشت و زماني هم به جاي دست از پا استفاده مي كرد و يا كاغذهايي را به شكل ها و اندازه هاي مختلف، تهيه مي كرد و مطالب كتاب را به اين كاغذها منتقل مي نمود و در داخل خودكار، خودنويس و يا لباس خود پنهان مي كرد و در جلسه امتحان مورد استفاده قرار مي داد. بچه ها به او مي گفتند بنده خدا؛ اگر اين همه وقتي را كه صرف فكر كردن به راه هاي تقلب و نيز نوشتن مطالب كرده اي، به مطالعه و حفظ كردن مواد امتحاني اختصاص مي دادي، نيازي به تقلب نبود و در جلسه امتحان هم با خيال راحت مي نشستي و ترس و دلهره از لو رفتن تقلب نداشتي، اما او به تقلب عادت كرده بود و سرانجام در امتحانات نهايي دستش رو شد و به رغم جزع و فزع فراوان و اظهار ندامت و تعهد به عدم تكرار تقلب، آن سال مهر مردودي بر كارنامه اش نشست.
حكايت نمايندگان افراطي مجلس نيز به همان دانش آموز شبيه است. اين افراد نيز 4 سال وقت خود را در مجلس به بطالت و بحث هاي پوچ و بيهوده گذراندند و به جاي وضع قانون براي گره گشايي از انبوه مشكلات مردم، فقط به منافع خود و حزب و گروه خود انديشيدند و براي سرپوش گذاشتن بر ضعف و ناتواني و ناكارآمدي خويش، رقباي سياسي خود را مقصر جلوه داده و آنها را مانعي بر سر راه مجلس قلمداد كردند و به جاي ارائه طرح هاي عالمانه و كارشناسانه براي توسعه و پيشرفت كشور، جنجال سياسي و نزاع هاي گروهي و جناحي را به صحن مجلس كشاندند، در حالي كه به جاي همه اينها مي توانستند خدمتگزاري به مردم را وجهه همت خود قرار دهند. آنچه امروز در ذهن مردم از 4 سال عملكرد مجلس ششم نقش بسته است، چيزي جز جنجال، هياهو، افراطي گري و دعوا بر سر منافع شخصي و حزبي نيست و تمامي شعارهايي كه افراطيون جبهه دوم خرداد درباره اصلاحات، قانونمداري، مردم سالاري و غيره مطرح كرده بودند، گويي باد هوا بود و دقيقا به همين خاطر است كه امروز مردم از اين عده روي برتافته و نمايش تحصن، روزه به اصطلاح سياسي، پروژه استعفا و خطابه هاي آتشين افراطيون مدعي اصلاحات هم نتوانست ملت را به حمايت از آنان برانگيزد.
نمايندگان افراطي جبهه دوم خرداد كه در اين چهارسال فكر و ذهن خود را به غوغاسالاري و جنجال آفريني معطوف ساختند و در جلسات سري و مخفي خود براي حذف رقباي سياسي و تضعيف برخي نهادهاي نظام نقشه كشيدند و ساعت ها وقت صرف كردند كه چگونه قوانين فعلي نظام را ناكارآمد جلوه دهند، آيا چنانچه به جاي همه اين موارد و ده ها موضوع پيش پا افتاده ديگر، به فكر وضع قوانين براي حل مشكلات مردم بودند، بهتر نتيجه نمي گرفتند؟! مدعيان اصلاحات اگر به وظايف قانوني خود عمل مي كردند و راه صواب را در پيش مي گرفتند و به همان سوگندي كه در مجلس ياد كرده اند، وفادار مي ماندند، آيا امروز به چنين سرنوشتي دچار مي شدند، كه به خاطر رد صلاحيت و باقي ماندن در قدرت و جلب حمايت مردم به هر اقدامي ولو مغاير قانون دست بزنند ولي باز هم مردم با بي تفاوتي از كنار آنها عبور كنند و براي كنار رفتن آنان از مجلس، لحظه شماري كنند؟!
اشتباه اصلي مدعيان اصلاحات اين بود كه از همان ابتدا تمام انرژي خود را به حفظ مقام و موقعيت و تداوم اقتدار خويش اختصاص دادند و گمانشان بر اين بود كه با جنجال و هياهو و عمليات رواني مي توانند تا چندين دوره مجلس را در اختيار داشته باشند و مردم را هم با تبليغات و شعارهاي پرطمطراق بفريبند، غافل از اين كه مردم خيلي زود دست آنها را خواندند و از يكي دو سال پيش، ستاره اقبال افراطيون رو به افول گذاشت و در چند ماه گذشته اين سير نزولي با شدت و سرعت بيشتري ادامه پيدا كرد و امروز شاهد هستيم كه به جز حركت هاي ساختگي و نمايشي كه از سوي وابستگان افراطيون، آن هم به صورت خيلي محدود و در حد مقاله و بيانيه صورت مي گيرد، هيچ حركت مردمي در جامعه بروز نكرده است و مردم بدينوسيله مي خواهند به مدعيان دروغين اصلاحات نشان بدهند كه راه آنان با راه ملت مسلمان ايران متفاوت است و اي كاش افراطيون، اين پيام ملت را درك مي كردند و با اعتراف به اشتباهات خويش و عرض پوزش به پيشگاه ملت، در مسير مردم قرار مي گرفتند.
صاحبان انديشه هايي كه تا چندي پيش دين را افيون توده ها دانسته و شهادت حضرت امام حسين«ع» و ياران باوفايش را در كربلا، نتيجه خشونت گرايي! جدش در جنگ بدر قلمداد مي كردند و بدترين اهانت ها را به دين و مقدسات روا مي داشتند و براي ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي و سست كردن پايه هاي قانون اساسي از هيچ اقدامي حتي همسويي با بيگانگان و پشت كردن به ملت، فروگذار نبودند، حالا كه قانون مچ آنها را گرفته و عملكرد آنان در ترازوي قضاوت ملت قرار گرفته است، خود را عين اسلام و عين نظام قلمداد مي كنند و با گستاخي رودرروي نظام و ملت ايستاده اند.
يكي از ردصلاحيت شده ها كه از خط دهندگان افراطيون به شمار مي رود و مانع اصلي بر سر برنامه هاي اصلاحي دولت و مجلس بوده است و در دادگاه هم پرونده دارد در اعتراض به نحوه احراز صلاحيت ها گفته است: «هيچ كس حق ندارد به ما بگويد از نظام بيرون برويد؛ ما نظام هستيم. اين شماييد كه بايد از نظام بيرون برويد. شماها كه در جهت نابودي نظام تلاش كرده ايد بايد از نظام بيرون برويد»! واقعاً كه دنياي عجيبي است! انديشه اي كه همه دين و مقدسات را به بازي گرفته و بيانيه حقوق بشر و مجامع بين المللي وابسته به سرمايه داران صهيونيسم را بر آيات قرآن و سيره ائمه معصومين«ع» و احكام مسلم فقهي، ارجح دانسته است، تضعيف نظام و نهادهاي قانوني نظام را اساس كار خود قرار داده است و عملا قانون اساسي را زير پا گذاشته و با قانون شكني و گردن كلفتي مي خواهد كار خود را پيش ببرد، حالا خود را عين نظام مي داند! و عجيب تر آن كه همين افراد تا ديروز شعار مي دادند كه «هيچ كس حق ندارد خود را عين اسلام و عين نظام بداند»!
اي كاش افراطيون مدعي اصلاحات كه امروز به واسطه اين كه ردصلاحيت شده اند، درجه خشونت و افراطي گري آنها بالاتر رفته است در همان نخستين جلسه مجلس به متن سوگندنامه اي كه قرائت كرده اند، خوب دقت مي كردند. البته حالا هم دير نشده و بهتر است اين افراد يكبار ديگر متن اين سوگندنامه را با دقت مطالعه كنند و ببينند وجداناً چه قدر به آن عمل كرده و پايبند بوده اند؟! آيا واقعا «پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي و مباني جمهوري اسلامي» بوده اند؟ آيا به عنوان وكيل مردم «وديعه اي را كه ملت به آنان سپرده به عنوان اميني عادل پاسداري كرده اند» و يا امين خوبي براي رأي مردم نبوده و خواسته خود را بر خواسته ملت ترجيح داده اند؟ آيا «به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند بوده اند» يا با همسو شدن با بيگانگان، استقلال كشور را به بازي گرفته و حقوق ملت را در پاي منافع شخصي و حزبي خود ذبح كرده اند؟ آيا «مدافع قانون اساسي بوده و در گفته ها، نوشته ها و اظهارنظرها، استقلال كشور و آزادي مردم و تأمين مصالح آنها را مدنظر داشته» يا مدافع متخلفان از قانون بوده و مصالح حزب و گروه خود را بر مصالح مردم ترجيح داده اند؟
البته ملت وقتي به متن اين سوگندنامه كه در اصل شصت و هفتم قانون اساسي آمده است، رجوع مي كند و عملكرد نمايندگان ردصلاحيت شده را در اين چهارسال با آن قياس مي كند، هيچ تناسبي بين متن اين سوگندنامه و عملكرد نمايندگان مدعي اصلاحات نمي بيند. پرواضح است وقتي نمايندگاني اداي سوگند را در نخستين جلسه مجلس، نمايش تلقي كنند و از دل و جان پايبند به آن نباشند، خاتمه كار آنان نيز با نمايش و حركات آكروباتيك خواهد بود. چيزي كه امروز ملت شاهد است!

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٢ - جواد مالداران