سیاست دینی
ميرزا آقا خان هاي عصر ما

1-قريب 150سال از روزي كه با ترفند مشترك سفير انگليس، مهدعليا (مادر ناصرالدين شاه) و ميرزاآقاخان نوري، شاهرگ ميرزاتقي خان اميركبير را در حمام فين كاشان زدند، مي گذرد. نسل ها آمده و رفته و كفن پوسانده اند اما آن فاجعه پيش روي ماست، گويي كه همين ديروز اميركبير را كشته باشند.
ناصرالدين شاه شيفته امير بود؛ چه، هر آموخته و اندوخته داشت، مديون او بود. همين محبت باعث شد تا شاه، ميرزا تقي خان را به صدارت بنشاند و او بي درنگ دست طمع انگليسي ها و اشراف فرصت طلب را كوتاه كرد. آخر قصه روشن بود؛ تكاپو براي حذف اميركبير. اما شاه كسي نبود كه بخواهد با استاد خود درگير شود. پس مهدعليا، ميرزا آقاخان و سفير انگليس ترفندي انديشيدند و امضاي قتل صدراعظم را زماني گرفتند كه ناصرالدين شاه، مست كرده و از همه جا بي خبر شده بود.
2-بحران در روابط دوجانبه ميان ايران و انگليس را، دولت لندن تدارك كرد. اين واقعيت آنقدر روشن است كه روزنامه انگليسي گاردين هم به آن پرداخته و شخص توني بلر را متهم كرده است. اما تلخي قصه آنجاست كه گروهي از عناصر سياسي و مطبوعات نشاندار، فلش اتهام را به جانب ايران برگردانند و ادعا كنند تقصير ماست كه اين تنش در روابط به وجود آمده است؛ همچنان كه چند روزنامه نزديك به طيف افراطيون امروز نوشته اند. در اين باره ارگان مطبوعاتي حزب مشاركت ضمن آسمان و ريسمان كردن، نوشته است: «در حالي كه آرام آرام به انتخابات مجلس نزديك مي شويم، به نظر مي رسد عده اي در كشور درصددند شرايطي را رقم بزنند كه حاصل آن، تنش در روابط ايران با ديگر كشورهاي متحد و دوست و نهايتاً خدشه به سياست تنش زدايي محمد خاتمي است.»
باز هم محمد خاتمي شد عزيز. ميل داريم باور هم كنيم كه پا در جاي پاي خاتمي مي گذارند و همراه اويند اما همين امروز با مصاحبه دبيركل حزب مشاركت مواجه مي شويم كه گفته است «گزينه استعفاي نمايندگان به قوت خود باقي است... صحبت هاي رئيس جمهور در مورد ماندن فقط صحبت بود و ما از استدلال ايشان چيزي نمي دانستيم. هر تصميمي گرفتيم تصميم خودمان است و در آينده هم بسته به نظر خودمان است.»
اينكه سناريوي تبليغاتي خارجي «خروج از حاكميت» را چگونه با انتخابات مجلس بايد جمع زد و قسم حضرت عباس را پذيرفت يا دم خروس را، بحث جداگانه اي است. اما متحد و دوست تلقي كردن رژيم انگليس و ربط دادن بحران با اين كشور به انتخابات مجلس، جاي تأمل دارد و از جنس همان كلماتي است كه بر زبان رئيس مشاركتي ستاد انتخابات كشور جاري شد؛ «برگزاري انتخابات در ايام محرم، موجب سوءاستفاده از اعتقادات مردم مي شود و ما با برگزاري انتخابات در اين ايام مخالفيم»!
آيا افتادن نقاب از سيماي زمامداران انگليس كه طي چند سال اخير بارها به ايران آمده و چنين تظاهر كرده بودند كه حامي اصلاحات در ايران هستند، لطمه انتخاباتي سنگين به جرياني مي زند كه در آستانه انتخابات سال 76، تابلوي ستيز با انگليس در كف گرفته و جناح مقابل را متهم به زدوبند با آنها كرده بودند؟ اكنون كه بازداشت بدون مدرك سفيرسابق ايران در آرژانتين و آزادنكردن دومستندساز مظلوم ايراني، دست انگليسي ها و همدستان داخلي آنها را رو كرده، آيا مي توان اين صورت مسئله روشن را وارونه چيد و ملت ايران را فريفت. چرا به جاي آنكه به انگليسي ها اعتراض كنند، كشور خودمان را برجايگاه متهم مي نشانند؟ و چرا نمي گويند آن سكولاريسمي كه جك استراو پس از سفر به ايران، از آن حمايت كرد و هدف سفرش را نيز تقويت همين روند عنوان نمود، پروژه سياسي و عملياتي همين ها در داخل بود كه به فرجام نرسيد و ابتر ماند؟
اگر انگليس دولت متحد و دوست است، پس حق بدهيد كه هر تلافي ايران در قبال گستاخي هاي آن رژيم، بر صورت جماعتي بخورد كه سرنوشت و حيثيت خود را به لندن پيوند زده اند.
3-عادت انگليسي هاي فرتوت اين است كه آرام و خاموش در گوشه اي بنشينند تا وقتي كه آمريكا با كشوري درگير شود. آن وقت است كه اينها پيري خويش فراموش مي كنند و هوس پاچه گيري مي كنند. بي دليل نيست كه برخي نمايندگان مجلس عوام انگليس و مطبوعات آن كشور، توني بلر را سگ دست آموز بوش خواندند. اين اخلاق البته نمونه داخلي هم دارد. به خاطر آوريد آن به اصطلاح استراتژيست جريان افراطي مدعي اصلاحات را كه گفت ما به سربالايي كه برسيم، گاز مي گيريم و لگد مي اندازيم.
متأسفانه جماعتي در ايران مثل 100، 150 سال گذشته عادت كرده اند به خاطر قدرت، روي فشار اجنبي حساب باز كنند. اگر ديروز با فشار مستقيم انگليسي ها ميرزا آقاخان نوري و ميرزا آغاسي و تقي زاده و فروغي و هژير و رزم آرا صاحب مسند مي شدند، امروزه شيوه كار اندكي فرق كرده است به اين نحو كه طرف خارجي اولدوروم بولدوروم مي كند و اينان در داخل سر آن تبليغات مي كنند و ملت و دولت را از لولوي سرخرمن مي ترسانند تا سرانجام، هم طرف خارجي باج گيري هاي قبل از انقلاب را دوباره تجربه كند و هم، احياناً اينها با ترساندن ملت ايران، بر او حاكم شوند و لاف بزنند كه اگر ما نباشيم، قدرت هاي خارجي به ايران حمله مي كنند و مي گيرند و... (چندان كه صراحتاً بارها گفتند).
مردم اما خيانتكاران و آنها را كه مي كوشند دل افكار عمومي را خالي كنند، نخواهند بخشيد. مردم ما فراموش نكرده اند همان طيفي كه از تيراندازي به سفارت انگليس به غيرت آمده اند و چندان صحنه را مي چينند كه گويي اين، اولين و آخرين ماجرا ميان ايران و انگليس است، چگونه در بحبوحه قداره كشي اوباش، صراحتاً از اراذل و اجامر دفاع مي كردند و به روي مبارك هم نمي آوردند كه شعبان بي مخ هاي عصر جديد، چگونه راه بر شهروند سواره و پياده مي بندند، زن و فرزندش را وسط معركه مي كشند و از آنها مي خواهند لخت شوند و برقصند.
4-روزي كه شتر سياست انگليس پي شود و برمد، لاجرم اينان كه خويش را به دم سياست او گره زده اند، جز لگد همان اشتر نصيبي نخواهند برد. پس ما نيز با بزرگتر اينها سخن مي گوييم و آن سخن اينكه هر لحظه وقت تلافي و گوشمالي فرارسد، ملت و دولت جمهوري اسلامي ايران براي طرف خارجي كم نخواهد گذاشت. بيگانگاني كه روي اين جماعت مرعوب و فرصت طلب حساب باز كرده اند، متوجه باشند كه در چنان روزي، كاري از دست اين جماعت ساخته نيست. اگرچه اينان سياست ايران را براي همداستان هاي خارجي، ضعيف و واداده تصوير كنند، آنچه در عمل رخ مي دهد خارج از اختيار و اراده آنان است. گذشت آن زمان كه واكنش هاي ايران را امثال ميرزا آقاخان ها و تقي زاده ها تعيين مي كردند و سپري شد آن دوره كه امضاي تباهي ايران را در وقت مستي و بي خبري مي ستاندند.
اگر قرار شود رگي هم در اين مملكت زده شود، قطعاً رگ حيات آنهاست كه انگلي بر پاي ملت شده اند، از خون او مي نوشند و به بيگانه روحيه و اميد مي دهند. انگلوفيل ها اين را خوب در گوش خويش فرو كنند.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٢ - جواد مالداران