سیاست دینی
زير آسما ن سياست

سريال« زير آسمان شهر» را به خاطر داريد؟ نخستين مرحله نمايش اين سريال، با استقبال وسيع و شگفت آور مردم مواجه شد و در مرحله دوم با آنكه هنوز طرفداران اين مجموعه تلويزيوني رقم معتنابهي بودند، اما كاهش محسوس آنان نسبت به مرحله نخست، هشداردهنده شد .
سومين مرحله نمايش اين سريال با وجود افزودن عوامل تازه اي براي تضمين موفقيت، از همان اول با بي اعتنايي مردم روبه روگرديد آن گونه كه دست اندركاران را به تكاپو براي جلب نگاه انبوه طرفداران سابق واداشت. در اين راه، سازندگان اين مجموعه تلويزيوني خود را به آب و آتش مي زدند و از همه ترفندهاي تجربه شده و ناآزموده براي شيرين كردن فضاي كار خود بهره مي گرفتند، اما هرچه بيشتر شكلك درمي آوردند و آتش تنور طنزشان را داغ تر مي كردند، واكنش مردم نسبت به ايشان سردتر مي شد تا آنجا كه سروته كار را در ميانه راه به هم آوردند و غزل خداحافظي را براي تدارك فرصت مناسب ديگري خواندند!
حكايت بعضي از اهالي سياست در كشورمان اين روزها بي شباهت به سرنوشت سريال «زير آسمان شهر» نيست. اينكه عده اي از اين جماعت هر كاري كه از دستشان برآمده، به قصد جا گرفتن در كانون توجه ملت در ساليان اخير انجام داده اند، قابل انكار نيست. اگر در ماه ها و سال هاي نخست پس از دوم خرداد 76 هر غمزه اين رندان، عالمي را به وجد مي آورد و جمع بسياري را گرد ايشان به حركات موزون و ناموزون وامي داشت، به مرور چنان شد كه اين اواخر از هزاران كرشمه و عور و اداي آنان هم براي نفوذ در دل هاي مخاطب كاري ساخته نبود و برعكس، هرچه اين حضرات بر عشوه هاي سياسي خود افزوده اند، نگاه مردم كمتر به سوي آنها چرخيده است.
آغاز مرحله سراشيبي و سقوط براي تجديدنظرطلبان جبهه دوم خرداد كي و كجا رقم خورد؟ شايد 18 تير ماه 78 و روزهاي پس از آن را بتوان چنين نقطه شروعي تلقي كرد. در آن ماجرا، جريان آلوده به اجنبي در درون حاكميت، با رفتار غيرقابل توجيه خود، كاري كرد كه موجب ريزش بخش مهمي از هواداران شد، اما مسببان اين وضع به جاي آن كه درصدد شناسايي دلايل اصلي بروز ناكامي فوق برآيند، با اين گمان غلط كه لابد تنور افراطي گري شان را به قدر كافي داغ نكرده اند، بر رويه غلط پيشين اصرار ورزيدند.
اين رويه نادرست، خود را در مراحل و جنبه هاي مختلف طي سال هاي بعد، نشان داد؛ از تصويب قوانين مغاير با احكام اسلامي و قانون اساسي گرفته تا همداستاني با دشمنان خوني اين ملت و تهيه و تدارك خوراك براي او در پوشش كار مطبوعاتي، پژوهشي، نظرسنجي و يا تدارك آشوب و اغتشاش در محيط هاي دانشگاهي و تلاش براي توسعه آن به عرصه اجتماعي. تهديد به خروج از حاكميت، طراحي و اجراي غيرقانوني رفراندوم در محيط هاي چند ده نفره، طراحي استعفا و تحصن در حوزه هاي عالي حكومت مثل مجلس و دولت، زيرفشار گذاشتن رئيس جمهور براي كناره گيري از حكومت با انگيزه راه اندازي آشوب و شورش و تحركاتي از اين دست همه و همه به عور و اداهايي شبيه بودند كه مردان و زنان «زير آسمان شهر» هرچه بيشتر به آنها متوسل مي شدند، خنده و شادي مردم را كه برنمي انگيخت، هيچ، طعم خوش مراحل اوليه اين سريال را هم از كام آنان مي زدود.
افراطيون جبهه اصلاحات در اين مدت كاري كرده اند كه مقولات و مفاهيمي مثل دوم خرداد، اصلاحات، آزادي و... ديگر نه تنها رغبتي را در مخاطبان برنمي انگيزند، بلكه موجب طعنه و كنايه و تمسخر مي شوند و اين همه را بايد مديون عملكرد نادرست كساني دانست كه خيال مي كنند بي ميلي و سردي مردم به خاطر آن است كه آنها كم شكلك درآورده و در راه افراطي گري سنگ تمام نگذاشته اند.
يكي از آخرين اداها از اين دست، كاري بود كه در خرداد ماه امسال به تدبير ستاد مركزي تجديدنظرطلبي صورت گرفت. روايت اين بخش از ماجرا را بايد به عناصر دست اندركار در آن فتنه سپرد كه آگاهانه و يا ناخودآگاه بازيچه دست بازيگران سياست افراطي واقع شدند.
چند تن از دانشجوياني كه اخيراً به لطف نگاه آكنده از محبت پدرانه رهبري معظم از بازداشت به درآمدند، فاش كردند كه آن شورش كور، به هدايت افراطي ترين حزب سياسي كشور طراحي شده و براي اجرا به جوانان كم تجربه و سرشار از شور و هيجان وانهاده شد . كه چه بشود؟ خب، معلوم است. براي آن كه آتش اصلاحات مورد نظر حضرات افراطي شعله ور گردد و ماجراي اعتراض دانشجويي با پيوستن جريان اجتماعي، شورشي بزرگ را عليه نظام سامان دهد! نه فقط چنين نشد و مردم با بي اعتنايي معناداري به اين اقدام ضدانقلابي روي خوش نشان ندادند، بلكه هواداران اين جريان- حتي عوامل اجرايي طرح- بر بي نتيجه و ناپسند بودن اين قبيل اقدامات مهر تأكيد زدند و سران افراطي خود را در صحنه تنها گذاشتند.
ديروز گويا به همت جمعي از دست اندركاران روزنامه هاي زنجيره اي و در پوشش انجمن صنفي روزنامه نگاران، نشستي برپا شده كه بر آن عنوان تحصن نهادند و چهره هاي آشنايي كه در طول ساليان گذشته، پيوسته، يك پاي بلواآفريني يا هنجارشكني در عرصه مطبوعات بوده اند، به تكرار مدعيات اين سال ها مبادرت كرده اند و به يكديگر نان قرض داده اند و دست آخر هم به اين نتيجه رسيدند كه در اعتراض به شرايط موجود در كار روزنامه نگاري ساعاتي دست از كار بكشند. حاصل اين تحصن و اعتصاب آنان، اين شد كه از ميان ده ها روزنامه ، فقط روزنامه ياس نو- ارگان غيررسمي حزب مشاركت- و دو روزنامه ديگر در صفحات محدودتري نسبت به روزهاي قبل منتشر شدند. در واقع حاصل آن همه هياهو براي مردم اين شد كه امروز از چند هزار نفر خريدار اين سه عنوان روزنامه، 4 يا 8 صفحه كم گذاشته شد! نوعي كم فروشي البته با كلي هم منت بر سر خريدار كه ما به جاي آن چند صفحه كه كم گذاشته ايم، در عوض داشتيم تحصن مي كرديم و...(!؟)
نمونه بالا، آخرين عور و اداهاي سازندگان سريال كسالت باري است كه اين روزها نه حرفي براي خنداندن مردم دارد، نه گرياندن آنها! نه درد اقتصاد بيمار آنها را درمان مي كند، نه بيكاري فرزندان و جوانانشان و نه مشكل گراني پنجاه درصدي شيرخشك براي طفلان شيرخوارشان را چاره ساز است، هرچه هست عشوه هايي است كه عجائز عرصه سياست، به گمان برانگيختن و جلب نگاه مخاطبان رميده از خود مي آيند و بيش از آن كه شوقي برانگيزند، حال همه را به هم مي زنند.
رفقاي افراطي ما، چاره اي ندارند جز اين كه همان كاري را بكنند كه سازندگان سريال «زير آسمان شهر» البته كمي ديرهنگام كردند

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸٢ - جواد مالداران